X
تبلیغات
زن در اسلام
 
زن از منظر اسلام
 
اصل پیوستگی بین زن و مرد امری سفارشی و تحمیلی نیست، بلکه از اموری است که طبیعت‏بشری بلکه طبیعت‏حیوانی، با رساترین وجه آن را توجیه و بیان می‏کند و از آنجا که اسلام دین فطرت است طبعا این امر را تجویز کرده است، (و بلکه مقدار طبیعیش را مورد تاکید هم قرار داده).
و عمل تولید نسل و همچنین جوجه‏گذاری که از اهداف و مقاصد طبیعت است‏خود تنها عامل و سبب اصلی است که این پیوستگی را در قالب ازدواج ریخته و آن را از اختلاطهای بی‏بندوبار و از صرف نزدیکی کردن در آورده تا شکل ازدواج توام با تعهد به آن بدهد.و به همین جهت می‏بینیم حیواناتی که تربیت فرزندشان به عهده والدین است، زن و مرد و به عبارت دیگر نر و ماده خود را نسبت‏به یکدیگر متعهد می‏دانند، همانند پرندگان که ماده آنها مسؤول حضانت و پرورش تخم و تغذیه و تربیت جوجه است و نر آنها مسؤول رساندن آب و دانه به آشیانه.

ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:44  توسط واحد آموزش  | 
موضوع:

نقش ادیان در تطور و حیثیت اجتماعی زن

محقق: صادق حشمت زاده

دانشکده ادبیات وعلوم انسانی / دانشگاه تهران- سال 1350

زن در دین یهود

قبل از ظهور موسی (ع) زن در جامعه آنطور که شایسته است قابل احترام نبود و دستوراتی هم راجع به ازدواج و طلاق وجود نداشت و مراسم آنان هم تحت قواعد صحیحی اجرا نمی شد، چنانکه رعایت مزاوجت را با محارم خویش نمی نمودند.

پس از ظهور حضرت موسی تغییرکلی در مقام و حقوق زن ایجاد شد. احکام کلیدی در منع ازدواج با محارم نازل گردید و در اثر صدور اوامر اکید و توجه به ترقی دادن زن در امور اجتماعی، پیشرفت قابل توجهی در دیدگاه نسبت به زن ، با احترام به او در تحصیل و تعلیم و تربیت به وجود آمد.

بنابراین دین یهود موقعیت زن را نسبت به قبل بهتر کرد. در فروختن زن تغییر کلی داد ، ازدواج با محارم را ممنوع کرد و در بعضی از شؤون اجتماعی نیز به زن مقامی عطا کرد؛ اما از آنجا که یهود معتقدند زن از مرد ایجاد شده ، دارای وجود مستقل نیست و همواره تابع مرد خواهد بود، همچنین معتقدند عامل خروج آدم از بهشت حوا بوده است، بنابراین زن را موجب بدبختی نوع بشر، و موجودی پست در ردیف مار می دانند و برای او محرومیت هایی در نظر گرفته اند مانند اینکه عبادت زن ، نصف مرد ارزش دارد و نذر و دعا و تکالیفش بدون اذن و اجازه پدر یا شوهر بی اثر است.

در دیانت یهود، زن و مرد از حیث زناشویی همسان و همطراز نیستند. درست معلوم نیست که ازدواج در یهود واجب بوده یا نه ، ولی تأکید و تشویق فراوان نسبت به آن شده است. در این دین به زناشویی ، عفت ، عصمت و تحکیم اساس خانواده توجه زیادی مبذول شده و ازدواج را به شکل نکاح و متعه قبول دارد.

تعدد زوجات نیز در یهود جایز است و قید و حصری بر آن معین نشده است. انبیاء و پادشاهان بنی اسرائیل نیز زنان متعدد داشتند چنانکه سلیمان نبی 700 زن و 300متعه داشت.

زن در دین زرتشت

قبل از زرتشت وضع حقوقی زن به درستی برای ما مشخص نیست اما با توجه به رژیم ملوک الطوایفی و حاکمیت قدرت پدری می توان گفت که زن مِلک مرد بوده است. زرتشت زنان را از آن وضع ناهنجار نجات داد و برای آنان حقوقی عظیم قائل شد. به تدریج زن در بسیاری از موارد در امور اجتماعی دخالت داده شد به طوری که در بعضی مواقع رهبری و ریاست خانواده به عهده او بوده است. اما مسلم است که هیچ گاه حقوق زنان به پای مردان نرسیده و همواره ملزم به اطاعت محض از آنان بوده اند و مهجوریت و محرومیت زنان در موارد مختلف پیش بینی شده است. با این حال زن در نزد زرتشتیان وضع محترم تری داشت تا دیگر بلاد شرق.

ازدواج در دین زرتشت غالباً به شکل نامزدی و شیرینی خوران در دوران کودکی، و با اذن پدر دختر شکل می گرفته است. البته دختر نیز حق اظهار نظر در مورد ازدواج خود را داشته و نمی توانستند او را به زور شوهر دهند. تعدد زوجات نیز میان زرتشتیان بخصوص نزد پادشاهان هخامنشی و ساسانی و روحانیان معمول بوده ، چنانکه خسرو پرویز حدود سه هزار زن داشت.

زن در دیانت مسیحیت

در یک نظر کلی مسیحیان نظرخوشی نسبت به زن نداشته و برای کسر مقام و نقصان شخصیت او دلایل متعدد می آوردند. از آن جمله قضیه آدم و حوا است که اعتقاد دارند خلقت زن مؤخر از مرد است ؛ بنابراین زن عرضی و تابع مرد بوده و جنس پلید و ناپاکی است که موجب هبوط آدم و باعث بدبختی و شرارت و بر هم زدن نظم جهان شد. همچنین کاتولیک ها معتقدند که جز مریم مقدس سایر زنان فاقد روح ، و برزخ بین انسان و حیوانند.

در سال 586 میلادی انجمنی در همین مورد که آیا زن دارای روح است یا نه ، تشکیل شد و سرانجام به این نتیجه رسیدند که زن انسانی است که برای مرد آفریده شده و همچون اطفال ، قیّم لازم دارد و شهادت نیز نمی تواند بدهد. معذلک مسیح(ع) برای زن حقوقی قائل شده و همچنانکه زن را موظف ساخته که حق شوهر را ادا نماید ، به مرد نیز تکلیف نموده که حقوق زن را محترم شمارد. اما در این دین کراراً به اطاعت زنان از شوهران تأکید و تصریح شده است.

در مورد ازدواج ، در مسیحیت «زناشویی» نه تنها تشویق نشده و امری واجب و لازم نیست ،بلکه عدم رغبت و بی میلی شدیدی نسبت به آن ابراز گردیده است. بنابراین تنها یک نوع زناشویی مرسوم است که آن هم از نوع تک همسری است. گرفتن کنیز هم در این دین ممنوع اعلام شده است. تعدد زوجات نیز جایز نیست و سنت بر یک زنی است.

پس از آن ، محقق به دیدگاه اسلام نسبت به زن پرداخته است.

تبیان

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 20:21  توسط واحد آموزش  | 
موضوع پایان نامه: چند همسری ازنظر اسلام

محقق: محمد جعفری

زمستان 73

دانشگاه تهران/ دانشکده علوم اجتماعی.

این پایان نامه در سه بخش تنظیم شده است: در فصل اول مقام زن در اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده مورد بحث قرار گرفته ؛ در فصل دوم چند شوهری از نظر اسلام مورد بررسی قرار گرفته و در فصل سوم به موضوع تعدد زوجات یا چند زنی در اسلام پرداخته شده است. در اینجا به ذکر خلاصه ای از فصل سوم اکتفا می کنیم.

چند زنی و سابقه آن

چند زنی یا تعدد زوجات در مقابل تک زنی قرار می گیرد. چند زنی دارای سابقه طولانی در میان ملت های قدیم است. علامه طباطبایی در" کتاب تعدد زوجات و مقام زن در اسلام " می نویسد:

" در بیشتر ملتهای قدیم چون مصر ، هند ، چین ، فارس قدیم و حتی در میان رومیان این پدیده دیده می شود."

در چین جامعه به کسی که می توانست از چند زن نگهداری کند به چشم اعتبار می نگریست. در ایران در زمان ساسانیان اصل تعدد زوجات اساس تشکیل خانواده ها به شمار می رفت و در عمل تعداد زنانی که مرد می توانست داشته باشد نسبت به استطاعت او بود .

چند زنی در بین مذاهب و ادیان:

ویل دورانت در کتاب "تاریخ تمدن "آورده است که، در آئین زرتشت تعدد زوجات و انتخاب و اختیار کردن همخوابگان و کنیزکان آزاد بوده و این به خاطر تشویق برای افزایش جمعیت بوده است.

دکتر سید رضا پاک نژاد در کتاب" ازدواج ، مکتب انسان سازی" می نویسد در تورات ( کتاب مقدس یهودیان ) برای چندزنی تعابیری اندیشیده شده که این معنی مجاز بودن آن است.

انجیل ( کتاب مقدس مسیحیان ) نیز در این زمینه اظهار نظر و مخالفتی نکرده ،منتهی کلیسا تعدد زوجات را ممنوع کرده است.

آثار چندزنی از نظر اسلام:

- ملحق شدن عده کثیری از زنان به دایره ازدواج وزناشویی

ازدواج یک حق ذاتی و فطری هر آدمی است، همچنین در اکثر نقاط جهان جمعیت زنان بیشتر از مردان است. و از آنجا که اسلام ارضاء جنسی از طریق همجنس بازی یا اموری از این قبیل را منع کرده و راه صحیح ارضاء غرایز را ازدواج دانسته، چند همسری و تعدد زوجات را با شرایط ویژه جایز می داند.

- منافع اقتصادی چندزنی:

چندزنی عامل بسیار مهمی در جلوگیری از اسراف و به هدر رفتن سرمایه هاست. اگر درصد زنان اضافی به علت اینکه حقوق آنان مراعات نشده با عشوه و طنازی میل مردان را به خود جلب کنند، بر اثر روابط نامشروع چون حقوقی برای آنان محفوظ نیست ممکن است دست به خالی نمودن جیب مردان بزنند و بعد این پولها را صرف عیش و نوش خود کنند به این ترتیب سرمایه های جامعه به هدر می رود...

قانون چند زنی از این امر جلوگیری می کند.

- اصلاح جامعه از طریق تعدد زوجات: همانطور که بیان شد "حق تأهل" طبیعی ترین حق بشر است. اگر زنان اضافی جامعه احساس کنند که این حق آنان نادیده گرفته شده ، بسیار احتمال دارد از مقررات عدول کنند و از هر طریق ممکن ،حتی از روی حسادت ،حریم امن خانواده ها را درهم بشکنند.

- اما در صورتی که این زنان بتوانند با تعدد زوجات سامان یابند دیگر با حسادت ،انرژی و نیروی خود را بیهوده هدر نمی دهند و آن را صرف وضع زندگی، تربیت بهتر نسل خویش و پیشبرد اهداف عالی جامعه خواهند نمود.

چندزنی از نظر قرآن:

طبق آیه سه سوره نساء، قرآن اجازه چند زنی را به شرط رعایت عدالت می دهد. ولی هیچگاه تعدد زوجات را واجب ننموده و تنها چیزی که واجب کرده رعایت عدالت بین زنان است . قرآن فرموده که رعایت عدالت کارهر کسی نیست و کسی که نتواند مراعات عدالت را بکند باید به همان یکی اکتفا کند.

شرایط اسلام برای چند زنی:

-محدودیت: اسلام چند زنی را به حداکثر چهارزنی تقلیل داد.

- عدالت: در این مورد بسیار به رعایت عدالت سفارش شده است(سوره نساء-آیه3). محل ذکر این شرط بسیار جالب است، پس از آن که اجازه می دهد تاچهار زن، بلافاصله یادآوری می نماید که اگر نه تنها یقین، بلکه شک و بیم داشتی که نتوانی رعایت بکنی، فکر اینکه با چند زن ازدواج کنی را کنار بگذار و به خودت به کلی اجازه یک چنین عملی را مده.

اگر گرفتن چند زن در اسلام « جایز » است رعایت عدالت « واجب » است...

تعدد زوجات با این شرط اخلاقی شدید به جای آن که وسیله ای برای هوسرانی مرد واقع گردد شکل و قیافه انجام وظیفه به خود می گیرد.

علل زوال چند زنی:

در این قسمت پژوهشگر به این مسئله می پردازد که چگونه تعدد زوجات با توجه به سابقه تاریخی و رواج و منزلتی که بین مسلمانان داشته، امروز عملی قبیح و ناپسند به شمار می آید.

علت این امر در دوران مشروطیت ریشه یابی شده است . زمانی که تسلط فرهنگی استعمار بر فرهنگ خودی موجب شد بعضی سنت ها مثل تعدد زوجات یا ازدواج موقت ناهنجاری تلقی شود.

مرحوم آیت الله طالقانی ضمن اشاره به اینکه تعدد زوجات در جوامع اسلامی هیچگاه منشاء نابسامانی و اعتراض نبوده و مردان و زنان مؤمن و متقی در پرده عفاف و رشد با اطمینان زندگی می کردند اضافه می کند پس از قدرتمندی غرب و تحریک استعمار... طلایه داران استعمار به نامها و عناوین رنگارنگ به سنن و فرهنگ و افکار ما یورش بردند تا هرگونه مقاومت روحی و اخلاقی را در هم بشکنند... آنچه شرق شناسان و غربزده ها به رخ جوامع اسلامی و در نتیجه به رخ اسلام می کشند رفتار مسلمان نماهای جاهلیت خوی و حرمسراهای حکام مستبد و خلفای ناخلف و وابستگان به آنها است که اگر با نصوص قرآن و سنت و روش مسلمانان راستین مقایسه شود جدایی این دو از هم را در می یابند.

دکتر قدسیه حجازی در کتاب" ازدواج در اسلام" یکی از علل زوال چند زنی را قوانین مشروطیت و قانون گزاران آن می داند. وی معتقد استقانونگزاران مشروطیت از قوانین شرع آنچه حقوق آنها را تأمین می کرده گرفته اند ولی آنچه تکالیف آنها یعنی حق زن بوده را رها کرده اند.

خانم حجازی عامل دیگر زوال تعدد زوجه را " حیله مردان برای فرار از مسئولیت ازدواج "می داند ولی معتقد است چون "ازدواج و مقررات ناشی از آن برای مرد مشکل و دارای زحمت است لذا مرد به تمام حیله های ممکن متوسل می شود و می کوشد تا خود را از مشکل نجات دهد."

هوسرانی و شهوت پرستی بسیاری از مردان موجب شده است درصدد یافتن مجراهایی باشند که از راه سهل الوصول تری به میل جنسی خود پاسخ دهند. لذا بسیاری از مخالفت هایی که از سوی زنان با تعدد زوجات می شود حرف هایی است که مردان به طور غیرمستقیم - در ظاهر به خاطر دلسوزی ولیکن برای منفعت خویش- در گوش زنان فرو کرده اند.

در انتها علت اساسی زوال تعدد زوجات، روند هنجاری است که بخصوص از زمان ناصرالدین شاه شروع شد و در عصر رضاخان اوج گرفت، علاوه بر آن جاری شدن هنجار مدرنیسم و گسترش آن در جامعه عامل دیگری است. وگرنه تعدد زوجه عامل مناسبی است برای ممانعت از فحشاء ، فساد و ممانعت از انزوای زنان و...

تبیان

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 20:19  توسط واحد آموزش  | 
برخی محققین نقش زنان را در روایات تنخ یهودی کم‌رنگ دانسته‌اند؛ استانسون کتاب مقدس را کتابی سرتاسر مردانه دانست.[۱] البته در بین اسرائیلیان شکلی از مادرسالاری وجود داشته است، که نشان‌دهنده موقعیت زن در خانواده‌های اسرائیلی‌است. ساره همسر ابراهیم، راحیل و لیه همسران یعقوب، صفورا همسر و میریام خواهر موسیو استر همسر خشایارشا، مهم‌ترین زنان عهد عتیق هستند. بنا بر روایت تورات، زن از دنده مرد آفریده شده است،[۲] و در باغ عدن حوا بود که آدم را به خوردن از میوه ممنوعه اغوا کرد؛[۳] و به جزای این گناه شوهرش تا ابد بر وی مستولی شد.[۴] در بین اسباط یهود، تنها زنی که به داوری رسید، دبوره بوده است[۵]؛ که بر اساس هاگادا و متون میدراش، به وی وحی نمی‌شده است و پیامبری نداشته است.[۶] بر اساس هاگادا، تنها زنی که خدا با او سخن گفته، ساره بوده است.[۷] در عهد عتیق، تنها بخشی که به جای پسران اسرائیل، دختران اسرائیل به کار رفته است، اشعیا دختران صهیون را برای تکبر و خودآرایی سرزنش می‌کند.[۸]

زن در بین عشایر بنی‌اسرائیل، خرید و فروش می‌شده است؛ در تورات، پدر در برابر دریافت حق پدری، که بهای دختر باکره نامیده می‌شد،[۹] دختر خود را به شوهر می‌فروخت و هنگامی که این معامله انجام می‌گرفت و دختر نامزد می‌شد، مورد تملک مرد قرار می‌گرفت.[۱۰] مرد اجازه داشت هر اندازه که دارایی‌اش به او اجازه می‌دهد، زن اختیار کند و یا از بازار، کنیز و هم‌خوابه خریداری نماید.

هر چند بیرون کردن زن که در حکم طلاق بود، برای مرد بسیار ساده انجام می‌گرفت،[۱۱] جدایی زن از مرد تنها در صورتی امکان داشت که مرد به آن رضایت دهد.

در کتاب تورات، مردی که زن خود را مورد گمان قرار می‌دهد، می‌بایست به کاهن نیاز پرداخته و کاهن با تشریفات خاصی زن را مورد لعنت و نفرین قرار دهد و آب مخصوص تکفیر را به او بخوراند تا اگر مرتکب گناهی شده که کسی شاهد آن نبوده است، آب لعنت وارد احشای او شده، ران او شاقط و شکمش منتفخ گردد.[۱۲]

در میثاق یهوه آمده است، اگر مردی به دختری تجاوز کند، باید بهای دختر را تماماً به پدر او بپردازد.[۱۳] این بها پنجاه شکل نقره تعیین شده است.[۱۴]

در تورات، زنی که از طرف مردی رها شده است با زن فاحشه هم‌پایه است و دین‌داران یهودی از ازدواج با چنین زنانی برحذر داشته شده‌اند.[۱۵]

بر اساس حکم تورات، اگر مردی با زنی ازدواج کرده، ولی پس از مدتی از او سیر شده به او تهمت زند که تو پیش از زناشویی و در خانه پدرت با مرد دیگری همخوابه شده‌ای، پدر زن موظف است جامه خونین شب زفاف را که بیان‌گر باکره بودن دختر او بوده است، به دادگاه بنمایاند، وگرنه زن محکوم به سنگسار می‌شود.[۱۶]

در عصر تلمودی، موقعیت زنان یهودی بسیار پست‌تر از مردان به شمار می‌رفت.زنان در مدارس دینی که ربی‌ها اداره می‌کردند پذیرفته نمی‌شدند. رهبری و مقام‌های مذهبی در اختصاص مردان بود و زنان حق سفر نداشتند. دعاها و نمازها ویژه مردان بود و زنان نمی‌توانستند حد نصاب جماعت را تشکیل دهند. در معبد، زنان حق عبور فراتر از مرز دهلیزی مختص ایشان، نداشتند و ورود زنان به صحن داخلی با کیفر مرگ همراه بود. زنان در مراسم قربانی حق شرکت نداشتند، و دیدار آن هم مجاز شمرده نمی‌شد. نوشتن متون هلاخا، میدراش و متون عرفانی نیز به مردان اختصاص داشت.بر اساس، قوانین صنیوت، زنان نباید در حضور مردان سخن می‌گفتند و یا آواز می‌خواندند.[۱۷] اگر زنی صدایش به قدری بلند بود که وقتی در خانه‌اش سخن می‌گفت، همسایگان قادر به شنیدن صدایش بودند، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.[۱۸] بر اساس قانون ایحود، خلوت و اختلاط زنان و مردان ممنوع گردید و پرده مهیتزا(محیصه) در کنیسه‌ها کشیده شد که زنان را از مردان جدا می‌ساخت. از سوی دیگر، گواهی دادن زنان در دادگاه و قضاوت آن‌ها ممنوع بود.

ویکی پدیا

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 20:11  توسط واحد آموزش  | 

در اسلام نظام خانواده مبتنی بر این قاعده است که عقد، قانون و حکم بین متعاقدین می باشد. همین عقد است که با بندها و التزامهای خود بر زوجین حکم می راند. زیرا که عقد نشان دهنده اراده مشترک هر دوی آنها می باشد. یکی از این اشتراکاتی که هر دو طرف عقد روی آن اشتراک دارند، این است که هر دو در خانه ای زندگی کنند که شوهر موظف به آماده ساختن آن است و باید شرایط یک زیست انسانی را برای همسر خود فراهم آورد. وقتی که عقد اجرا می شود، زن این را می داند و از آن آگاهی دارد. ولی برای زن نیز این حق وجود دارد که در هنگام عقد شرایطی را تعیین نماید. مانند زندگی کردن در کشور خود و یا خانه شخصی و یا در خانه خانواده خود و یا کشور دیگر. اگر مرد با این شرایط موافقت نماید، باید بدان ملتزم باشد. زیرا در حدیث شریف آمده است: "مؤمنان به شرایط خود پای بندی دارند."

در اسلام خانواده به صورت مطلق مردگرا نیست. بلکه بر حسب التزام حاصل از عقد و از جمله شرایطی که دو طرف مطرح می کنند، خانواه مسؤولیت مشترک بین زن و مرد است. خانواده نظامی است که در آن دو طرف این آزادی را دارند که از طریق عقدی که دو طرف با آزادی انسانی خود آن را اعمال می نمایند، اراده خود را مورد تأکید قرار دهند.

اما این که خانواده به پدر منتسب می باشد، مسأله ای اجتماعی است که از سنتهای تا ریخی ریشه می گیرد و امری شرعی نمی باشد. شاید در تاریخ بعضی مواردی را هم بیابیم که خانواده به زن منتسب بوده است. همان طور که محمد فرزند امام علی (ع) به محمد بن حنفیه مشهور بوده است و حنفیه مادر او بوده است. از این رو اگر عرف عمومی تغییر یابد، از نظر اسلامی هیچ مانعی وجود ندارد که انسان به مادر خود منتسب شود.

در باره ارث باید گفت که فرزندان اگر ارثشان از پدر باشد، از او ارث می برند و نیز از برادران خود ارث می برند و در موارد مشابه از مادر خود نیز ارث می برند.

در باره قضاوت باید اشاره داشت که مشهور بین فقها این است که زن نمی تواند قاضی شود. ولی در باره مشروعیت این کار هنوز هم بحث و جدلهایی وجود دارد. این مسأله برای ریاست دولت نیز وجود دارد. بعضیها چنین استدلال می کنند که علت این حکم غلبه بعد عاطفی زن است که می تواند روی تصمیمگیریهای زن در فضای قضاوت یا ریاست تأثیر بگذارد. کسانی که قائل به این نظریه هستند، معتقدند حکم شرعی به منظور احتیاط برای عدالت و مردم است نه این که از زن کم گذاشته شود. بعضی هم این نظر را مورد مناقشه قرار داده اند.

در باره ارث زن می توان گفت که اسلام در برابر چیزی که از زن گرفته است، معافیتهای مالی بسیاری را برای زن قرار داده است. مرد موظف است که این حقوق را بپردازد و چیزی بر عهده زن نیست. زن وظیفه ای ندارد که خرج خود یا شوهر یا اولاد خود را بدهد و برای زندگی زناشویی خرج نماید. بلکه این مرد است که عهده دار همه اینهاست. اگر زن در این بابت کاری انجام دهد از باب مشارکت رضایتمندانه و بخشندگی حاصل از ارزشهای انسانی می باشد. نه این که از جهت قانونی چیزی متوجه او باشد. به این ترتیب اسلام زن را از بعضی مالیاتهای مادی معاف کرده است. مانند دیه قتل اشتباهی و نظایر آن که همه اینها باعث می شود سهم زنان بیش از سهم مردان شود.

اما در این که مرد خرج خانه را می دهد، این کار تکریم زن و کاستن از بار اوست. زیرا زن به خاطر مادری و مسؤولیتهای آن  رنجها و گرفتاریهایی دارد. مادر بودن زن در درون بدن اوست در حالی که پدر بودن مرد بیرون از بدن او قرار دارد. به این ترتیب زن نمی تواند در امر تولید سهم فعالی داشته باشد. به همین دلیل می بینیم که به خاطر رنجهای بسیار مادر به او مرخصیهای طولانی داده می شود. ولی زن و شوهر می توانند با رحمت و مودت و بخشندگی دوجانبه، در باره تأمین مخارج خانه با یکدیگر توافق نمایند.

اما در باره طلاق نیز باید گفت که اسلام طلاق را برای زن نیز قرار داده است البته اگر در هنگام عقد شرط نماید که از طرف شوهر خود وکالت داشته باشد تحت شرایطی خود را مطلقه نماید. این وکالت باید غیر قابل عزل باشد. بنابراین می توان چنین برداشت کرد که اسلام دروازه ها را به روی زن نبسته است و بر اساس این شرط زن می تواند خود را طلاق دهد.

اما این که می گویند اسلام زن را پست تر و کمتر از مرد قرار داده است؛ حرف دقیقی نیست. بلکه در ارزشهای انسانی و مسؤولیت پذیری و حقوق و وظایف مرد با زن برابر است. ولی بر اساس اصل دادن نقش بر اساس طبیعت روانی و عملی و بدنی، می دانیم که اسلام از زن نخواسته است که غیر از رابطه زناشویی، نیز حالت زنانگی داشته باشد. همین طور از مرد نیز خواسته است که از لحاظ جنسی مردانگی خود را به زندگی زناشویی محدود نماید. اسلام از زن و مرد خواسته است که در عرصه های عام انسانی، عقل و اراده و ارزشهای علمی و و فکری و عملی خود را داشته باشند. نباید جنبه جنسی بر این عرصه ها حاکمیت داشته باشد بلکه باید در روابط اجتماعی، جنبه انسانی رعایت شود. اسلام برای زن این حق را قائل شده است که به مانند مرد در فعالیتهای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی حضور داشته باشد. نیز اسلام برای زن این حق را قائل شده است که با در نظر داشت جنبه های امنیتی و نظامی، از روی رضایت و اختیار در جهاد نیز مشارکت داشته باشد و مانعی برای زن قرار نداده است و جز در حالتهای اضطراری که امت اسلامی مورد تعدی دشمنان قرار گرفته است، جهاد را بر او واجب نکرده است. حضرت محمد (ص) در جنگها برای درمان مجروحان و دادن آب به تشنگان، زنان را همراه خود می برد و این نمونه ای از مشارکت زنان در اعمال جهاد به شمار می آید.

سایت علامه فضل الله

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 19:56  توسط واحد آموزش  | 
سهم زنان از لطمات وصدماتی که در جریان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس بر مردم ایران وارد شد، کمتر از مردان نبوده و حتی گاه می توان ادعا کرد که در برخی عرصه ها، بیش از مردان متحمل این سختی ها شده اند . همچنین در هر برهه ای که انقلاب به وجود زنان نیاز داشته، در پای صندوق های رای، تظاهرات، پشت جبهه و . . . آن ها در صحنه حاضر شدند . بنابراین طبیعی است که باید این حضور را حرمت نهاد و از استفاده ابزاری و نمادین از زنان، برای به نمایش درآوردن وحدت و یا توسعه در کشور خودداری کرد . به عبارت دیگر، "زنان نیروی کمکی یا موتورهای یدک توسعه نیستند" ، که در موقع احتیاج آنان را به صحنه آورده و پس از رفع نیاز رهایشان کرد .
*ضروری دانستن کار برای زنان
باید توجه داشت که اشتغال زنان تنها از دیدگاه توسعه و مادی حایز اهمیت نبوده، بلکه دلایل دیگری نیز دارد . اشتغال، به زن احساس سازندگی و خلاقیت می دهد و موجب استقلال فکری و مالی وی می گردد که اگر در مسیر صحیح باشد، در مجموع قدرت خانواده را افزایش می دهد همچنین پایگاه اجتماعی - اقتصادی وی را در جامعه تحکیم می بخشد و تاثیر آن نه تنها در شخصیت و رفتار زن، بلکه در روحیات یک یک اعضای خانواده، به ویژه کودکان و به صورت غیر مستقیم در کل جامعه احساس می شود . اشتغال زن مانع یکنواختی زندگی و خستگی ناشی از وظایف تکراری خانه شده و زن را از احساس بطالت و بیهودگی رها می سازد . تحقیقات انجام شده، بیانگر این است که "به موازات افزایش حضور زنان در عرصه های شغلی، آمار خودکشی در این قشر کاسته می شود" . از سوی دیگر، برآورده نشدن نیازهای اجتماعی زنان، از عوامل شیوع اعتیاد در میان زنان جوان، به ویژه زنان تحصیل کرده است . 
*کار باید مناسب جایگاه زنان باشد
ضروری دانستن کار برای زنان، به معنای اشتغال بی قید و شرط آنها در هر شغل و حرفه ای نیست . زنان در طول تاریخ و در سراسر جهان، عهده دار نقش های همسری و مادری هستند و هیچ مرد و یا ابزار دیگری نمی تواند وظایف اصلی و اساسی آنان را انجام دهد . اضافه کردن وظیفه ای دیگر بر دوش زنان، اضطراب، افسردگی، هراس، وسواس و تنش را در آنان به وجود آورده و یا افزایش می دهد .حتی نامناسب بودن ساعت کار برای زنان، ایجاد خطر می کند . مثلا "احتمال ابتلا به سرطان سینه در زنانی که برای سال های طولانی به کار شبانه می پردازند، بیشتر است ."

*تسهیلات ویژه برای کار زنان
برای ایجاد تعادل بین وظایف و نقش های حیاتی زن، به عنوان همسر و مادر از یک سو و نقش های اجتماعی وی به عنوان یک کارگر و یا کارمند، پذیرش کار نیمه وقت و نیز تواتری بودن اشتغال زن، یکی از راه های اساسی است . یعنی زمانی که زن ازدواج می کند و صاحب فرزندانی می شود، باید بتواند شغل خود را به طور موقت رها سازد تا نقش خود را در خانه به صورت کامل ایفا کند و با افزایش سن کودکان، پس از چند سال، باید بتواند آرام آرام به سر کار خود بازگردد و یا از امکان کار نیمه وقت استفاده کند .
مسلم است که وقفه چندین ساله در اشتغال زن و بازگشت مجدد وی به سر کار، بازآموزی و انطباق وی با شرایط جدید را لازم دارد . رها ساختن کار نیمه وقت، از ویژگی های اشتغال زنان است و در سراسر جهان وجود دارد و به فرهنگ اسلامی و یا ایرانی ما مرتبط نیست . "زنان، 90% کارگران نیمه وقت را در انگلستان تشکیل می دهند و در حدود 40% زنان شاغل در اشتغال مزدبگیری، نیمه وقت هستند . بسیاری از زنان پس از تولد نخستین کودک، اگر کار را به کلی ترک نکنند، به کار نیمه وقت انتقال پیدا می کنند . زنان مسن تر که به محض بزرگ شدن کودکانشان به کار مزدبگیری برمی گردند، اغلب - یا به انتخاب خود یا از آن روی که مشاغل تمام وقت معدودی در دسترس آن هاست - مشاغل نیمه وقت می گیرند ."

*ارزش گذاری نقش همسری و مادری
فمینیست ها معتقدند، منفعت همه مردان در این است که زنان کارهای خانه را انجام دهند و آن ها از خدمات رایگان زنان در خانه، برای تغذیه، نظافت و . . . استفاده کنند . به همین دلیل، فمینیست ها به شدت به تقسیم کار بر مبنای جنسیت علاقه مندند . از سوی دیگر، "خانه داری " اغلب کاری رایگان و کم ارزش محسوب می شود و کار حقیقی به حساب نمی آید . گسترش دیدگاه فمینیست ها و نیز خودداری جوامع و دولت ها از پذیرش نقش "خانه داری " ، به عنوان مجموعه ای از نقش های همسری و مادری زن، در تولید ناخالص ملی، موجب افت منزلت زنان خانه دار در جامعه شده است. حال آن که اداره امور منزل، مستلزم صرف ساعت ها وقت و انرژی است . در یک پژوهش که در لندن و در سال 1971 میلادی، انجام شد، معلوم گردید که زنان به طور میانگین 77 ساعت در هفته به خانه داری می پردازند و این در حالی است که حداکثر ساعت کار رسمی در خارج از خانه 42 ساعت در هفته است . مطابق این پژوهش، کمترین زمان یعنی 48 ساعت را زنی صرف کرده که کار تمام وقت هم داشته و بالاترین میزان 105 ساعت بود .
کار خانگی زنان نه تنها جلوه ای از مناسبات تولید است و در تولید سرانه و ناخالص ملی مؤثر است، بلکه در حفظ معیارهایی که زندگی را برای مردان تحمل پذیر می سازد، نیز سهم دارد و می تواند فشارهای سیاسی و اقتصادی و نیز تغییرات شدید جامعه را کاهش دهد . زنان برای مصرف درست درآمد خانواده و حفظ استاندارد زندگی تلاش و انرژی چشم گیری به خرج می دهند . علاوه بر آن، مادر جایگاه مستحکمی در ایجاد آرامش روانی فرزندان خود و به تبع آن آرامش جامعه دارد . بر اساس نظر سنجی که توسط سازمان ملی جوانان و با استفاده از نظرات جوانان تمامی استان های کشور انجام پذیرفته، جوانان رابطه خود را با مادران صمیمانه تر از رابطه با پدرانشان توصیف کرده اند . تاریخ نشان داده است که در هر جامعه اگر قرار باشد شان زن ها از آن ها گرفته شود، از مقام مادری به مقام معشوقگی تنزل پیدا می کنند و فقط به جنسیت آن ها توجه می شود . و این در حالی است که اسلام برای تعیین جایگاه و منزلت زنان در داخل خانواده، حریم حرمت را مشخص کرده است . "مادر" محرم بر پسر، داماد، خواهر زاده، برادرزاده، و . . . است، پس نمی توان او را از بابت "جنسیتش " مورد توجه قرار داد، بلکه این صفا، محبت، درایت و اندیشه اوست که مامن دردها و رنج های این مردان می شود و در خارج از حریم خانه "حجاب " و "عفاف " زن حرف آخر را می زند . بازگشت دوباره زن به شان و جایگاه اصلی اش نیازمند بازنگری مجدد به ارزش ها و بها دادن به نقش همسری و مادری زن است .

منبع

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 19:29  توسط واحد آموزش  | 
 
به دلیل ارزش و جایگاهی كه اسلام برای زن قائل است، سفارش‌های بسیاری در زمینه تكریم، محبت و احترام به زن بیان شده است. دین اسلام، زن را از جایگاه زن بودنش مورد تقدیر قرار می‌دهد.
علی(ع) در این باره به نقل از پیامبر می‌فرماید: "احترام بانوان را پاس نمی‌دارد، مگر كسی كه بزرگوار و كریم است و به ایشان اهانت نمی‌نماید مگر كسی كه پست و فرومایه است." (نهج‌الفصاحه؛ علائی رحمانی، فاطمه، به نقل از كتاب زن از دیدگاه نهج‌البلاغه) آن حضرت در جایی دیگر، مقام مادری را مورد تقدیس و ستایش قرار می‌دهدو می‌فرماید: اگر فرزند در حق مادر محبت كند، نمی‌تواند یك روز بارداری وی را جبران كند.در جامعه عرب قبل از اسلام، مردم برای زنان و دختران ارزشی قائل نبودند و اگر كسی دارای فرزند دختر می‌شد، او را زنده به‌گور می‌كردند. اما بعد از ظهور اسلام با تلاش‌های پیامبر(ص)، تحولی بزرگ درباره زنان صورت گرفت و نگرش‌های جدیدی در جامعه به‌وجود آمد كه زن را مورد تكریم و احترام قرار می‌داد. رسول گرامی اسلام(ص) هر گاه فاطمه(س) دختر گرامی‌اش را می‌دید، او را بسیار گرامی می‌داشت و پیشانی دخترش را می‌بوسید، اصولاً احترام و نكوداشت مقام زن در سیره و گفتار اهل بیت رسول خدا(ص) جلوه‌ای شاخص دارد، چنانكه علی(ع) می‌فرماید: "دختر حسنه است و پسر نعمت، حسنه ثواب دارد، ولی از نعمت حساب می‌كشند "(مستدرك، ابواب الاولاد، باب5، خ6)" و باز آن حضرت می‌فرماید: "كسی كه دختری دارد، یاری، بركت و آمرزش خدا، شامل حال او می‌شود." (همان)
یكی از مسائل مورد توجه بزرگان دین اسلام، دور نگهداشتن زنان از تهدیدها و آسیب‌های روحی و جسمی است. هم اینك در عصر ما، بی‌توجهی به این مسئله، بسیاری از زنان را قربانی ناملایمات اخلاقی و جنسی نموده است.
علی(ع) برای حفظ شخصیت زن و جلوگیری از آسیب‌های جسمی و روحی وی، به مواردی اشاره می‌كند. از نگاه آن حضرت، زن می‌تواند با حفظ حریم خود، در جامعه حضور یابد و در فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شركت كند و مانع تعدی بیگانگان شود. علی(ع) به زنان توصیه می‌كند هنگامی كه برای تحقق مسئولیت‌های اجتماعی، در اجتماع و محافل عمومی حضور می‌یابند، حریم و پوشش مناسب داشته باشند. در این صورت، او در برخوردهای اجتماعی از مصونیت لازم برخوردار می‌شود.
حیا و پاكدامنی اگر چه برای هر فردی نیكو و زیبنده است، اما برای بانوان نیكوتر و لازم‌تر است.
لذا می‌بینیم كه امام علی(ع) در حكمت 474 نهج‌البلاغه می‌فرماید:‌ "پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگتر از پاداش فرد پاكدامن نیست كه قدرت بر گناه دارد و آلوده نمی‌شود. همانا انسان پاكدامن، فرشته‌ای‌از فرشته‌های خداوند است." امروزه زنان بسیاری در اقصی نقاط جهان، منزلت و حریم انسانی خود را به خوبی پاس می‌دارند. حضرت علی(ع) 3 خصلت متانت، احتیاط و حسابگری را از ویژگی‌های مهم زن مسلمان می‌داند. از سخن آن حضرت چنین استنباط می‌شود كه زنان باید در مراودات اجتماعی، متانت و در عین حال قاطعیت داشته باشند. این كار برای جلوگیری از تعدی مردان بیمار دل، به آنها مفید است.
آن حضرت هم‌چنین یادآور می‌شود كه زنان باید در مراودات اجتماعی، محتاط، دانا و زیرك باشند تا مورد طمع و سوءاستفاده قرار نگیرند و جامعه به چشم كالایی مصرفی به آنها نگاه نكند. علی(ع)، ویژگی دیگر زن مسلمان را، حسابگری بیان می‌كند. آن حضرت به زنان حسابگر ارج می‌نهد و متذكر می‌شود كه زنان حسابگر و دقیق، از مال و آبروی همسر خویش مراقبت می‌كنند. بنابراین اگر یك زن به 3 صفت متانت، حسابگری و احتیاط مزین باشد، به راحتی و آزادی می‌تواند در خانه و اجتماع، گام‌های سازنده و موثری بردارد.
منابع:
- نهج‌البلاغه
- علائی رحمانی، فاطمه، زن ازدیدگاه نهج‌البلاغه، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، زمستان 1369
- واتسون، هلن، ترجمه بحرانی، مرتضی، "زنان و حجاب" فصلنامه كتاب زنان شماره 20
- شاملی، عباسعلی، "منزلت زن در اندیشه والای امیرالمومنین(ع)" فصلنامه كتاب زنان شماره 11
- نهج الفصاحه
- بورسوا، آدام "افول اخلاقی آمریكا" ماهنامه سیاحت غرب، مركز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، سال دوم، شماره هفدهم، آذر 1383.
منبع :
hamshahrionline.ir
  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 19:25  توسط واحد آموزش  | 

زن شاهکار خلقت است
برنارد شاو

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست
ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل
مالرب


تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است
امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست
آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
ناپلئون

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان
رومن رولان

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند
کونته ورسیه

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد
بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند
رابیندرانات تاگور

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند
لرد بایرن

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است
گوته

زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند
الکساندر دوما

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...
مارکوس آنا

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ویلیام شکسپیر


زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند
برنارد شاو

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است
شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد و مرد عاقل می گذارد که زنش او را تربیت کند
مارک تواین

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند
جونسون

مردانیکه بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی میکنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن میتازند
ارد بزرگ

زنان بخوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند
داستایوفسکی

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد
کمتر دچار گسست می شوند
ارد بزرگ

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر
پاکی ،نمونه عطوفت و چشمه عنایت است
اقبال لاهوری

آیندۀ اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ،تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد
ابوفور

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ،
به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است
میشله

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . آلفونس دوده

کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند . دیسرائیلی
فرهنگ

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 19:23  توسط واحد آموزش  | 

خبرگزاری مهر نوشت:

سهیل سلیمیان با بیان این که کار کردن بیش از حد استاندارد یعنی هشت ساعت در روز میزان استرس زیادی به شخص وارد می کند و استرس زیاد نیز باعث کم خوابی و بی خوابی می شود، ادامه داد: زنهایی که از بی خوابی یا کم خوابی رنج می برند یا دچار استرس زیاد هستند، سیستم دفاعی بسیار ضعیفی در بدن خود دارند و راحتتر بیمار می شوند.

 این استاد روانشناسی بیان کرد: وقتی زنی با کار زیاد سلامت خود را به خطر می اندازد، سلامت خانواده اش را نیز به خطر انداخته زیرا به دنبال ابتلا شدن به یک بیماری به دلیل ضعیف شدن سیستم دفاعی بدن، ممکن است بیماری به راحتی به سایر اعضای خانواده نیز منتقل شود که این امر بسیار نامطلوب است. 

سلیمیان اضافه کرد: لازم است قوانین مربوطه در زمینه ساعت کار زنها در خارج از منزل در اسرع وقت تصویب شود تا مشکلات زنها بیش از این افزایش نیابد. وی افزود: البته تاثیر ساعات کار طولانی بر ضعیف شدن سیستم دفاعی بدن در مورد مردها نیز صدق می کند اما در مورد زنها به دلیل ویژگیهای خاص آنها حساسیت بیشتری دارد.

سلیمیان در بخش دیگری از سخنان خود نیز بیان کرد: ساعات کاری طولانی زنها نقش مادری و همسری آنها را نیز ضعیف می کند که این امر بسیار نامطلوب است. وی ادامه داد: بسیاری از زنها به دلیل نیاز مالی خانواده مجبور هستند بیشتر از هشت ساعت کار کنند که این امر باعث می شود از نقشهای خود در خانواده غافل شوند.

خبر آنلاین

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 14:59  توسط واحد آموزش  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM