زن از منظر اسلام
 


انسانم آرزوست...


حوا در گذر زمان


من زنی هستم که در پیچ و خم های تاریخ در زندگی اجتماعی باید ها و نباید های نابجا چهره ام را
غم آلود و وجودم را تک بعدی و ابزاری قرار داده است.
فرهنگ ها و کشور های دیگری چون یونان، روم ، چین ، جاهلیت عرب و در بهاییت و در....این چنین
می پندارند درباره من!




یونان: یونانیان زن را زاده شیطان می دانستند و او را در هیچ کاری مداخله نمی دادند و فقط برای ارضاء غریزه جنسی و خدمت گذاری، از او استفاده می کردند. در یونان زن به آسانی مورد معامله و واگذاری به بیگانه قرار می گرفت.


روم: هر چند رومی ها در قوانین و حقوق،پیشرفت زیادی داشته اند، اما عقیده آن ها درباره زن این بوده است که او را به علت دارانبودن روح انسانی،برای حشر در روز قیامت لایق نمی دانسته اند. در نظر رومیان زن مظهر شیطان و انواع ارواح موذیه بود، از این جهت در خندیدن و سخن گفتن از او جلوگیری می کردند و اکثرا دهان او را جز در موارد خوردن می بستند. در روم زنان همیشه تحت کفالت بودند و احتیاج به قیم داشتند و پس از مرگ مانند اشیاء به ارث برده می شدند.


چین: اگر دختری متولد می شد، خویشان و نزدیکان با نهایت تاسف و ترحم به پدر و کسان نزدیک طفل تسلیت می گفتند. دختران را زنده می کشتند یا به صحرا می افکندند و یا به برده فروشان می دادند. چینیان خیال می کردند خداوند خالق پسران است و شیطان خالق دختران، لذا در نظر آنان پسران با برکت بودند و دختران طوق لعنت. قربانی دوشیزگان برای خدایان در چین مرسوم بوده است


جاهلیت عرب: زن در میان عرب های جاهلی وضعیت نامناسبی داشته، با فجیع ترین وضع زندگی می کرده و مانند کالایی خرید و فروش می شده و از هر گونه حقوق اجتماعی و فردی حتی حق ارث محروم بوده است. آنان زن را در شمار حیوانات قرار داده و او را جزء لوازم و اثاث زندگی می شمردند.


غالبا ازبیم قحطی و یا از ترس آلودگی، دختران خود را در روز اول تولد سر می بریدند و یا ازبالای کوه بلند به دره عمیقی پرتاب می کردند و گاهی در میان آب غرق می کردند.




بهاء الله (شارع امر بهایئت)برای جواز چند همسري برای مردان به اين نكته اشاره كرده است كه:

اگر مرد راحتی خود و همسر اول را می خواهد به همان یک همسر قناعت کند؛ اما او آزاد است دو همسر انتخاب کند.

در اين جا ملاكِ تعدد همسران، راحتي مرد است، اگرچه همسر اول او از این کار ناراحت باشد! جالب است كه ملاحظه ي انصاف وعدالت ميان دو همسر تحت الشعاع راحتی مرد قرار می گیرد که دو همسر را بر گزیده است.این است تساوی میان مرد و زن!!!


در جوامع غرب:چهره زن متجدد و اروپایی مآب که تازه شروع به رشد کرده است.

قالب این زن را صاحبان سرمایه و تولید‌کنندگان لوازم آرایشی و زیبایی دنیای جدید ساخته و خبر آن را با استفاده از وسایل صوتی و تصویری تحریک‌کننده و شعارهای پرجذبه و کشش به جهان بی‌خبر صادر می‌کنند؛ آدم عاقل و مسلط بر نفس و شهوت می‌داند که در پشت آن قوالب و ماسک‌های آزادی و عروسک‌های جدید و زیبا به اسم زن، چهره کریه و وحشتناک ضد معنویت و انسانیت و ضد استقلال معنوی و انسانی و ضد زن و حرمت انسانی پنهان است.

در این جوامع چهره خانواده بطور کامل متزلزل شده زن که اصلی ترین محور خانواده است نیز به عنوان ابزاری بی ارزش تلقی شده است و تاثیرات خانواده در اجتماع از بین رفته است.




با گذر بر این گفتارها و آشنایی بر این افکار بر خود می بالم که مسلمانم و دیدگاه دینم و پیامبرم چنین است:
دین آسمانی تنها ملاک برتری را تقوا و ارزش های معنوی و فضائل اخلاقی دانسته است. خداوند متعال

می فرماید: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی و جعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم » ; «ای مردم ! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما
را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید .گرامی ترین شما نزد خداوند با تقراترین شماست»
در زمان رسول الله علیه و آله برخی از اصحاب ، زنان را ازز حضور در امور خارج از خانه منع می کردند
ولی با مخالفت آن حضرت مواجه می شدند که می فرمود« انه لقد اذن لکن تخرجن لحوائجکن، همانا خداوند به شما زنان اجازه داده است که برای برطرف کردن حوائج خود از خانه خارج شوید»


رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: البنات هن المشفقات المجهزات المبارکات، «دختران مایه رحمت ،صلاح زندگی و برکت هستند»


رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند:طلب العلم فریضه علی کل مشسلم و مسلمه»
، فراگیری علم و دانش بر هر مرد وزن مسلمان لازم و ضروریست.




من به خودم و به همه بانوان ایران، به همه زنان مسلمان تبریک می گویم که در دینم در
سرزمینم به من و وجودم، و برای خودم ارزش می نهند نه برای جسمم...
http://www.nooreaseman.com/forum374/thread19194.html

پوشش زن در یونان و روم باستان

 پوشش زن در یونان و روم باستان
دایره‏المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان مى‏گوید: زنان یونانى در دوره‏هاى گذشته، صورت و اندامشان را تا روى پا مى‏پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته مى‏شد. زنان فنیقى نیز داراى پوششى قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلاى کلمات قدیمى‏ترین موءلفین یونانى نیز به چشم مى‏خورد؛ حتى «بنیلوب» (همسر پادشاه «عولیس» فرمانرواى ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» داراى حجاب خاصى بوده‏اند، بدین صورت که حتى صورتشان را نیز با پارچه مى‏پوشاندند. این پارچه داراى دو منفذ بود که جلوى چشمان قرار مى‏گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولى بعد از ازدواج خود را از چشم مردان مى‏پوشاندند. نقش‏هایى که بر جاى مانده، حکایت مى‏کند که زنان سر را مى‏پوشانده، ولى صورت‏هایشان باز بوده است، و وقتى به بازار مى‏رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت‏هایشان را بپوشانند؛ خواه باکره و خواه داراى همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبرى و ساکنان آسیاى صغیر و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانى از حجاب شدیدترى برخوردار بوده‏اند، به طورى که وقتى از خانه خارج مى‏شدند، با چادرى بلند تمام بدن را تا روى پاها مى‏پوشاندند و چیزى از برآمدگى‏هاى بدن مشخص نمى‏شد.2
یکى از تاریخ نویسان غربى نیز شواهد زیادى دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکى از خدایان یونان باستان است، مى‏گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالى‏ترین نمونه (و الگو براى) دختران جوان به شمار مى‏آید. داراى بدنى نیرومند و ورزیده و چابک و به زیور عفّت و تقوا آراسته است.»3
همچنین درباره مردم یکى از قبائلى که نهصد سال قبل از میلاد زندگى مى‏کرده‏اند، آمده است : «بالاتر از ارمینان و در کنار دریاى سیاه، «سکّاها» بیابانگردى مى‏کردند. آنها مردم وحشى و درشت اندام قبائل جنگى نیمه مغول و نیمه اروپایى بسیار نیرومندى بودند که در ارابه به سرمى‏بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه مى‏داشتند.»4
این مورّخ در جاى دیگر مى‏گوید: «زنان فقط در صورتى مى‏توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشن‏هاى مذهبى و تماشاخانه‏ها حضور یابند که کاملاً در حجاب باشند. 5
همچنین از قول یکى از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل مى‏کند: نام یک زن پاک‏دامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.6

2. پوشش زن در ایران باستان
در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادى در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینکه حجاب بسیار سختى در بین آنان رایج بوده است، مى‏گوید: «زنان طبقات بالاى اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش‏دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمى‏شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردى را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش‏هایى که در ایران باستان بر جاى مانده، هیچ صورت زن دیده نمى‏شود و نامى از ایشان به نظر نمى‏رسد.»7
از دائره‏المعارف لاروس نیز به دست مى‏آید که حجاب در بین مادها و پارس‏ها وجود داشته است.8 همچنین در تفسیر اثنى‏عشرى9 آمده است: «تاریخ نشان مى‏دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است». در کیش «مازدیسنى» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگرى را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید.»
نصوصى که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان مى‏دهد که زنان در دوره‏هاى مختلفى چون دوره مادها، پارسى‏ها (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان داراى حجاب و پوشش بوده‏اند، که به چند نمونه آن اشاره مى‏شود:

دوره مادها
در کتاب «پوشاک باستانى ایرانیان» آمده: «اصلى که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه‏هاى ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمى تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.»10

وى در ادامه براى توضیح نقوش بر جاى مانده مى‏نویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافى که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده مى‏شوند. به نظر مى‏رسد که زنان پوششى نیز روى سر خود گذارده‏اند و از زیر آن گیسوهاى بلندشان نمایان است.»11

دوره پارسى‏ها (هخامنشیان)
پارسى‏ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشى را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روى برخى نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومى برمى‏خوریم که پوششى جالب دارند. پیراهن آنان پوششى ساده و بلند یا داراى راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمى‏خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادرى مستطیل بر روى همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگرى تا به مچ پا نمایان است.»12

دوره اشکانیان
در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانى کامل بوده است. در این باره چنین مى‏خوانیم: «لباس زنان اشکانى پیراهنى بلند تا روى زمین، گشاد، پرچین، آستین‏دار و یقه‏راست بوده است. پیراهن دیگرى داشته‏اند که روى اولى مى‏پوشیدند و قد این یکى نسبت به اولى کوتاه و ضمناً یقه‏باز بوده است. روى این دو پیراهن چادرى سرمى‏کردند.»13
در جاى دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانى به رنگ‏هاى شاد و ارغوانى و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزى بیضى منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیرى به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوى روى سر مى‏افتاده که عمامه (نوعى کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها مى‏پوشانیده است.»14
در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانى قبایى تا زانو بر تن مى‏کردند، با شنلى که بر سر افکنده مى‏شد و نیز نقابى داشتند که معمولاً به پس سر مى‏آویختند.»

دوره ساسانیان
در این دوره اردشیر پسر بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمى کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکده‏هاى ویران را بازسازى نمود. زنان در این دوره که احکام دینى زرتشتیان در کشور اعمال مى‏شده است، همچنان داراى حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دوره‏هاى پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»15
حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتى داشت که «حتى لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس‏هاى بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»16
براى اثبات توجه زنان در این دوره به حجاب، کافى است این نقل تاریخى را از منابع اسلامى مرور کنیم: هنگامى که سه تن از دختران کسرى، پادشاه ساسانى، را با ثروت فراوانى از اموال، براى عمر آوردند، شاهزادگان ایرانى را در برابر عمر در حالى‏که با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازى بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشترى به پاى آنها بریزند. دوشیزگان ایرانى از برهنه کردن صورت خوددارى کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانى مى‏گریستند. حضرت على(علیه‏السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا(صلى‏الله‏علیه‏وآله) شنیدم که مى‏فرمود : «بزرگ و شریف هر قومى را که خوار و فقیر شده، گرامى بدارید». عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت على (علیه‏السلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کرد: «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازارى (کنیزان) کرد.»17

3. پوشش زن در ادیان بزرگ الهى

حجاب در شریعت حضرت ابراهیم(علیه‏السلام)
در آئین مقدس حضرت ابراهیم (علیه‏السلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در کتاب تورات چنین مى‏خوانیم: «"رفقه" چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما مى‏آید؟ خادم گفت: آقاى من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید.»18
از این بیان روشن مى‏شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیه‏السلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد.

حجاب در آیین یهود
در اصول اخلاقى «تلمود» که یکى از کتاب‏هاى مهم دینى و در حقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگى یهودیان است، آمده: «اگر زنى به نقض قانون یهود مى‏پرداخت، چنانچه مثلاً بى‏آنکه چیزى بر سر داشت به میان مردم مى‏رفت و یا در شارع عام نخ مى‏رشت یا با هر سنخى از مردان درد دل مى‏کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه‏اش تکلّم مى‏نمود، همسایگانش مى‏توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.»19

حجاب در آیین مسحیت
در کتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتیان تصریح مى‏کند:
«اما مى‏خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردى که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا مى‏نماید. اما هر زنى که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا مى‏سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمى‏پوشد، موى را نیز ببرد و اگر زن را موى بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زیرا که مرد از زن نیست، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن براى مرد. از این جهت زن مى‏باید عزتى بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند.»20 پس در جایى که براى دعا باید سر زن پوشیده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازم‏تر خواهد بود.
و نیز در انجیل، در رساله پولس، به تیموتاوءس مى‏گوید: «و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف‏ها و طلا و مروارید و رخت گران‏بها، بلکه چنان که زنانى را مى‏شاید که دعواى دیندارى مى‏کنند به اعمال صالحه.»

   منبع:http://robabnaz4.persianblog.ir/tag/

زنان ایده آل مهدویت

مهدویت

زن در جامعه اسلامی دوشا دوش مرد، علاوه بر تربیت فرزند، وظیفه ی سیاسی اجتماعی خویش را به نحو احسن ایفا می کند. حضور زن به عنوان فردی از پیکره ی جامعه در اجتماع، با توجه به ظرافتها و ویژگیهای روحی و جسمی، آفاتی را به دنبال خواهد داشت.

 

دو مسئله حائز اهمیت است:

امام زمان علیه السلام دو ویژگی یا دو عامل بسیار مهم را برای زنان ایده آل مهدوی ذکر می کند، که اگر زنان ملبس به این دو لباس شوند، علاوه براینکه ارزشهای الهی خویش را حفظ کرده ، بلکه جامعه ای سالم، خانواده ای سالم و فضایی الهی خواهند ساخت.

 

«وَ عَلی النِساءِ بالحَیاءِ وَ العِفّة»

 

حیا و عفت دو گوهر گرانبهای الهی که اگر زن دارای آن باشد، زن ایده آل مهدوی خواهد بود. عفت و پاکدامنی حالتی است که در انسان به وجود می آید و توانایی آنرا می بخشد که بر شهوت و راه و روشهای غیر انسانی غلبه پیدا کند و انسان را با اراده ی محکم قوی و نیرومند سازد.عفت و پاکدامنی انسان را در برابر آسیب پذیری حفظ می کند. وچون خود نوعی مسئولیت است باعث می شود که انسان در برابر جامعه اش به مسئولیتهای بزرگتری پی ببرد و در فکر انجام دادن آن باشد.

 

از نظر ائمه علیهم السلام عفت از جنبه های گوناگون قابل تجزیه و تحلیل است، به این معنی که آنان عفت را تعمیم داده و آنرا به عفت زبان، دیدگان، قلب، عفت اندیشه و فکر و... تقسیم کرده اند.

 

شخصی عفیف و پاکدامن است که مظاهر عفت در کلیه اعضا و جوارحش و تمام شئون زندگیش حکمفرما باشد. بنابراین چشم عفیف آن است که دیدگان را بر حرام بربندد و به نامحرم نگاه نکند.

 

امام صادق علیه السلام پیشوای شیعیان می فرمایند:

 

«همه ی چشمها در قیامت گریانند مگر سه چشم:

- چشمی که به نامحرم نگاه نکرد

- دیده ای که بیدار باشد در اطاعت خدا

-  چشمی که در دلهای شب از خوف خدا گریه کرده است».

 

پیامبر صلوات الله علیه وآله فرمودند: من بر امتم از سه چیز بیم دارم:

1- گمراهی و ضلالت پس از هدایت و راهنمایی

 2- فتنه های گمراه کننده

3- شکم پرستی و تمایل به اعمال غریزه جنسی

 

و فرمود: خدایا محمدوآل محمد و دوستانش را نعمت عفت و پاکدامنی عطا بفرما.

 

امام علی بن ابیطالب فرمودند: محبوب ترین کارها در نزد خدا، دعا و نیایش و با فضیلت ترین عبادتها و بندگی ها عفت و پاکدامنی است. همچنین علی علیه السلام فرموند: زیبایی شخص مومن عفت وپاکدامنی است.

 

حیا نشانه ایمان است و نیرویی که جلوی انحرافات را می گیرد. اگر زنی حیا داشته باشد، بی حجابی، آرایش، زینت برای نامحرم، برخورد با نامحرم و... را ترک کرده و علاوه بر سلامت خود، جامعه را نیز سالم نگه می دارد.

 

در حکومت مهدوی زنان باید سمبل حیا و عفت باشند و اینگونه زنان اند که نسیبه وار حافظ خود و اسلام و جامعه اسلامی اند.

منبع : zohoortv.com

 

بازخوانی نظرات رهبر انقلاب پیرامون ورزش قهرمانی زنان

 تب و تاب مسابقات آسیایی گوانگجو و درخشش تیم اعزامی کشورمان در این مسباقات این روزها موضوع بحث بسیاری خانواده ها و محافل مردمی است. اما در این میان درخشش دختران و زنان ورزشکار ایرانی این تیم و این دوره از مسابقات را نسبت به دوره‌های گذشته متفاوت کرده است. به همین مناسبت و با توجه به داغ شدن بحث‌های مختلف پیرامون ورزش قهرمانی زنان و ترویج ورزش قهرمانی در جامعه اسلامی، رجانیوز اقدام به بازخوانی نظرات رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون ترویج ورزش قهرمانی از یک سو و ورزش قهرمانی زنان از سوی دیگر کرده است.

رهبر معظم انقلاب 5 سال پیش در این ایام و همزمان با بازگشت تیم‌های کوهنوری مردان و زنان ایران از صعود به قله اورست، در دیداری به کوهنوردان قهرمان زن و مرد مطالب مهمی را پیرامون ورزش قهرمان و ورزش قهرمانی زنان مطرح کردند. ایشان در این دیدار با تجلیل ویژه از زنان کوهنور و صعود کننده به اورست این اقدام آنها را که همراه با ترویج فرهنگ اسلامی و برافراشتن پرچم «یا فاطمةالزهراء» بر فراز قله اورست بوده است افتخارآمپز و نمایشی از مکنونات ملت ایران برشمرده بودند.

رهبر معظم انقلاب در ادامه نیز با اشاره به اهمیت دادن به ورزش قهرمانی و قهرمانان ورزشی، این امر را متفاوت با شخص پرستی دانسته و آنرا نمایش قله ها برای تشویق افراد متوسط به حضور در دامنه‌های این قله‌ها قلمداد کرده بودند.

به نظر می رسد بازخوانی این سخنان مهم و روشن بینانه که در تاریخ  30/8/1384 و در دیدار با فاتحان قله اورست بیان شده است، مبنای مناسبی برای بسیاری تصمیم گیری مدیران فرهنگی و ورزشی جامعه باشد.

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏
 

خیلى خوشحالم كه یك بار دیگر با شما كوهنوردان عزیز ملاقات مى‏كنم. اهمیت فوق‏العاده‏یى كه دیدار این دفعه دارد، این است كه در جمع شما ورزشكاران سرافراز، خانم‏هاى فاتح قله اورست هم حضور دارند. واقعاً انسان احساس افتخار مى‏كند از این‏كه زنان جوانِ باایمان ما یك چنین حركت عظیم و ارزشمندى را مى‏توانند به وجود بیاورند و مایه‏ى افتخار براى جامعه‏ى ایرانى بشوند.

من خبر را كه شنیدم، لذت بردم؛ وقتى هم كه عكس‏هاى صعود خانم‏ها را دیدم كه در ارتفاع ظاهراً هشت هزار و هشتصد و خرده‏یى ایستاده بودند و پرچم «یا فاطمةالزهراء» را دست‏شان گرفته بودند، واقعاً بیشتر احساس افتخار كردم. حقاً عظمت این كار خیلى زیاد است. مطمئناً بسیارى از مستمعان و بینندگان این برنامه‏ها نمى‏توانند حس كنند كه چقدر اراده و نشاط جسمى و روحى لازم است تا یك انسان را در آن هواى نامساعد، در آن فشار شدید، با آن همه موانع و بدون هیچ تماشاچى، به آن‏جا برساند. در میدان فوتبال یا والیبال یا بسكتبال یا ورزش‏هایى كه جلوى چشم مردم انجام مى‏گیرد، این همه تماشاچى ایستاده‏اند، كف مى‏زنند، تشویق مى‏كنند، نگاه مى‏كنند؛ اما در غربت كوهستان، آن هم در آن نقطه‏ى دور از دسترس، آن هم بین این دره‏ها و برج‏هاى یخ و آن هواى نامساعد، زن شجاع و بااراده‏یى حركت مى‏كند و قصدش این است كه این قدرت و نیروى پنهان در جسم و وجود و روح خودش را استخراج كند و به معرض بروز و ظهور برساند؛ خیلى عظمت دارد؛ خیلى كار بزرگى است. من تجلیل از شماها را وظیفه‏ى خودم مى‏دانم و حقاً و انصافاً باید عظمت این كار به مردم نشان داده بشود. این كار از دو، سه نظر اهمیت دارد:

یكى، همین بُعدى است كه فرمودند؛ بُعد تبلیغى و نمایشى عظیم این كار در سطح جهان. این، یك نمایش عظیمى است. نمایش فقط به معناى بازى كردن نیست؛ نمایش یعنى مكنونات یك ملت را، انسان جلوى چشم مردم دنیا قرار بدهد تا آن را به چشم ببینند. با حرف، با زبان، خیلى ادعاها مى‏شود كرد. اگر یك ملتى بتواند آنچه را كه مى‏گوید - اگر مى‏گوید شجاعم، اگر مى‏گوید به فرهنگ خود مطمئن و دلگرمم، اگر مى‏گوید قدرت تربیت انسان‏هاى بزرگ را دارم، اگر مى‏گوید در من عزم و اراده موج مى‏زند؛ اینها را همه‏ى ملت‏ها مى‏توانند بگویند - در یك میدانى نشان بدهد و جلوى چشم مردم دنیا بگیرد، ارزش این كار از ده‏ها كتابى كه در فضیلت این ملت نوشته بشود، بیشتر است.

 الا اینکه ما بگوییم بانوى مسلمان ایرانى چنین و چنان است؛ این حرف است؛ مى‏تواند مخاطب ما را قانع بكند، مى‏تواند قانع نكند؛ اما وقتى بانوى مسلمان ما در یك چنین میدانى یا در میدان‏هاى بزرگ مشابه‏اش - همان‏طور كه ذكر كردند، در میدان نبرد، در میدان حماسه و ایثار، در میدان سیاست، در میدان مدیریت‏هاى كلان كشور یا در میدان علم - خودش را نشان داد، این كار از ده‏ها كتاب، از صدها ورق، از هزارها سطر نوشته ارزشش بیشتر است. این، تجسم واقعیت است؛ این، تبلور آن چیزى است كه وجود دارد؛ چشم‏شان را كه نمى‏توانند منكر بشوند. كارى كه مى‏توانند بكنند، این است كه در تبلیغات آن را منعكس نكنند؛ كما این‏كه نمى‏كنند و نكرده‏اند؛ اما ما خودمان باید در تبلیغات‏مان این را منعكس كنیم. شما آقایان مسؤولان این فدراسیون و مسؤولان سازمان تربیت بدنى تلاش كنید كه صدا و سیما حق این قضیه را بدرستى ادا كند؛ همچنانى كه در مورد برخى از ورزش‏هاى دیگر حق آن ورزش بدرستى ادا مى‏شود.

یك بُعد دیگر این كار، جنبه‏ى معنوى و روانى قضیه است. همچنان كه عروج و صعود به قله‏هاى بزرگ از سوى نخبگان، افراد متوسط را به دامنه‏ها مى‏كشاند - من بارها این را گفته‏ام - و لذا احترام به قهرمان، شخص‏پرستى نیست، تشویق انسان‏هاست براى حركت به این سمت - كه فوایدى براى كشور دارد - در زمینه‏هاى معنوى هم همین‏طور است؛ یعنى وقتى ما اراده و عزم یك جوان مسلمان یا یك بانوى مسلمان را تجسم مى‏دهیم و نشان مى‏دهیم كه چه عزم راسخى او را به این عرصه كشانده، این، تقویت اراده را در سطوح متوسط جامعه زمینه‏سازى مى‏كند. البته در این كار، فضایل اخلاقى دیگرى هم وجود دارد: كار دسته‏جمعى، توكل، اعتماد به نفس؛ همه‏ى اینها خصوصیاتى است كه آمیخته‏یى از همه‏ى این خصوصیات در وجود یك ورزشكار كه چنین كارهاى بزرگى را انجام مى‏دهد، نشان داده مى‏شود؛ یعنى در واقع یك مجموعه‏ى در هم تنیده‏یى از احساسات درست، از خُلقیات والا در یك ورزشكارى كه به یك چنین ورزش بزرگى و كار بزرگى دست مى‏زند، هست.

بُعد سوم قضیه، جنبه‏ى ورزشى است. كوهنوردى یعنى عروج به قله‏هایى كه در كشور ما به طور فراوان وجود دارد. كوهنوردى ورزشى است در اختیار همه؛ باید مردم بروند ورزش كنند؛ باید مردم به این ارتفاعات شمال تهران یا به ارتفاعات فراوانى كه در اغلب نقاط كشور وجود دارد، بروند و از این هواى پاك، از این كوهستانِ خداداده، استفاده كنند. بنابراین، براى تشویق مردم، بهترین كار نشان دادن همین كارى است كه این خانم‏ها و این آقایان انجام دادند. این بُعد سوم، در واقع تشویق به ورزش عمومى است. یك كشور و یك ملت، باید سلامت جسمانى خودش را تأمین كند و ورزش در تحقق این مسأله خیلى مهم است.

اشاره كردند به جنبه‏ى فرهنگى ورزش. البته جنبه‏ى فرهنگى حتماً در ورزش هست و لازم است و باید دنبال شود؛ اما آن هسته‏ى اصلى در ورزش، تربیت و پیشرفت جسمانى است. آدم‏هاى مریض، آدم‏هاى بى‏حوصله، آدم‏هایى كه توانایى‏ها و قدرت‏هایى را كه خدا در جسم یك انسان گذاشته، اصلاً نمى‏شناسند؛ چه برسد به این‏كه بخواهند آن را در میدان‏هاى عمل بروز بدهند، خیلى ازشان امید كارى نمى‏شود داشت. این جسم كوچك - همین جسمِ با این حجم و با این عرض و طول مختصرى كه بنده و شما داریم - توانایى‏هایش خیلى بیش از اینهایى است كه ما داریم از آن استفاده مى‏كنیم؛ این را در آینده بشر كشف خواهد كرد. در همه‏ى رشته‏هاى ورزشى این مسأله وجود دارد كه گوشه‏هایى از توانایى‏هاى جسمانى بشر بروز مى‏كند.

ما در حال عادى، این پا را براى این مى‏خواهیم كه از این‏جا بلند شویم و به محل كارمان در یك كیلومترى یا دو كیلومترى، یا كمتر یا بیشتر، برویم یا همین‏قدر را برگردیم؛ یا خم شویم و چیزى را از این‏جا برداریم و در آن‏جا بگذاریم - استفاده‏ى ما از این جسم، همین اندازه است - اما توانایى‏هاى جسم همین است؟! نه. وقتى شما مى‏بینید كه یك انسان مثلاً صد و بیست، سى كیلوگرمى، وزنه‏یى سه برابرِ وزن خودش را بالاى سرش مى‏برد؛ یا یك خانم جوانى، هشت هزار و هشتصد و چهل و چند متر از كوه بالا مى‏رود، معلوم مى‏شود كه حد توانایى ما، فقط بالا رفتن از این پله‏ها نیست. ببینید چقدر فاصله است بین بالا رفتن از طبقه‏ى اول به طبقه‏ى دوم، تا رفتن به ارتفاع پنج هزار و چند صد مترى و شصت و چند روز در آن‏جا زندگى كردن! این، به زبان آسان مى‏آید؛ ولى خیلى چیز فوق‏العاده‏یى است. این، گوشه‏یى از توانایى‏هاى جسمى انسان را نشان مى‏دهد؛ این است توانایى جسمى بشر.

انسان از همه‏ى موجودات عالم، قوى‏تر است و خداى متعال ذره ذره‏ى بافت‏هاى در هم تنیده‏ى این جسم را از مغز بگیرید - آن‏طور كه صاحبان این فن براى ما مى‏گویند، هنوز علم بشر عمده‏ترین كاركرد حجم مغز را نشناخته و اصلاً نمى‏شناسد كه این بخش مغز براى چیست - تا بقیه‏ى اعضاى بدن انسان، طورى خلق كرده كه ما هنوز بدن خودمان را نمى‏شناسیم. یكى از مهمترین كارهاى ورزش این است كه دایم میدان‏هاى تازه و افق‏هاى تازه‏یى را باز مى‏كند و قابلیت‏هاى جسم انسان و قدرت پروردگار را در به وجود آوردن این جسم، در خلق این شیى‏ء بدیع كه نامش انسان است، نشان مى‏دهد. این جسمِ با این همه داراى تحرك، با یك عامل معنوى همراه است و آن عامل، خرد و اراده‏ى انسان است، كه انسان مى‏تواند این دو را به كار بگیرد و جسم را هدایت كند و در جهت‏هاى گوناگون آن را حركت بدهد. آن اراده هم خودش یك چیز فوق‏العاده‏یى است.

گاهى انسان مى‏خواهد - همان‏طور كه گفتم - از طبقه‏ى اول به طبقه‏ى دوم برود؛ حوصله ندارد، حال ندارد؛ اراده‏ى او این‏قدر نیست كه یك چیز سنگینى را از این‏جا بردارد و آن‏جا بگذارد؛ اما همین اراده این‏قدر توانایى دارد كه برود روى بام دنیا؛ روى قله‏ى اورست. ببینید چقدر فاصله است! دكترها به ده دقیقه ورزش صبحگاهى قانعند و مى‏گویند صبح‏ها فقط براى ده دقیقه دست‏ها و پا و سر را تكان بدهید؛ اما اراده‏ى انسان كم مى‏آورد و مى‏گوید نمى‏توانم. هر چه هم مى‏گوییم چرا ورزش نمى‏كنى، مى‏گوید نمى‏توانم. «نمى‏توانم»؛ یعنى ظرف من خالى است و در این حد، اصلاً این ظرف توانایى ندارد؛ اما وقتى با همین ظرف بنا مى‏كنیم كار كردن، مى‏بینیم رفت تا قله‏ى اورست! چطور این ظرف خالى بود؟ براى این‏كه آن را به كار نگرفته بودیم.

شما خانم‏ها خیلى كار بزرگى كردید؛ دست‏تان درد نكند، پاتان درد نكند؛ همچنین شما جوان‏هاى عزیز كه رفتید؛ همچنین مسؤولان محترمى كه این كارها را برنامه‏ریزى كردند. از این‏كه بحمداللَّه این توفیق را به دست آوردید، خیلى خوشحال شدیم.

شما با فرهنگ خودتان به قله اورست رفتید. «یا فاطمةالزهراء»؛ این فرهنگ شماست؛ این مال شماست؛ و نشان‏دهنده‏ى همین كشور سرافراز امروز است كه در ورزش این كار را مى‏كند؛ در بخش علمى آن‏طور پیشرفت مى‏كند؛ در بخش‏هاى تجربى و عملى و فنى هم آن‏طور پیشرفت مى‏كند؛ آن انرژى هسته‏یى‏اش است، آن بخش سلول‏هاى بنیادى‏اش است و در بخش‏هاى سیاسى و كارهاى فراوان گوناگون دیگر هم همین‏طور است. این ملت مثل جسمى كه نبض آن مى‏زند و از همه طرف در حال رشد است، دارد كار مى‏كند. این، نشان‏دهنده‏ى یك ملت زنده است. این ملت زنده، شعارش همین چیزهایى است كه شما در آن‏جا مطرح كردید: نام خدا را آوردید، نام اولیاى خدا را آوردید، نام مقدس فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه) را آوردید.

ما از همه‏تان متشكر هستیم و امیدواریم كه همین اشكالاتى هم كه گفتند، همت كنید تا برطرف شود و كارى كنید كه این رشته‏ى ورزشىِ كاربرددار هر چه بیشتر رشد كند. بعضى از رشته‏هاى ورزشى اصلاً كاربرد ندارند؛ مثلاً شمشیربازى. وقتى یك نفر قهرمان شمشیر بازى مى‏شود، كاربردش چیست؟ یا از این قبیل چیزها، كه حالا اگر من از رشته‏هاى ورزشى بى‏فایده اسم نیاورم، بهتر است؛ اما این ورزش مثل خیلى از ورزش‏هاى دیگر، كاربرد دارد؛ این ورزش، مستقیم با زندگى مردم تماس دارد و از تولید به مصرف است و همه مى‏توانند آن را مصرف كنند. این ورزش را رشد بدهید و آن را تشویق كنید.

بنده گاهى اوقات كه بر همان تنبلىِ مورد بحث و بر ضعف‏هاى مربوط به سن و پیرى فایق مى‏آیم، چند قدمى از كوهستان‏هاى اطراف تهران مى‏روم بالا و مى‏بینم هیچ‏كس نیست! غصه مى‏خورم. در كوهستان، جاهایى هست كه ساختمان‏ها در زیر پا پیداست؛ این همه آدم در اتاق‏ها خوابیده‏اند كه در بین آنها جوان هست، در بین آنها كسانى هستند كه ظاهر جسم‏شان اقلاً ده برابر ما توان و قدرت دارد؛ اما از این اتاق‏ها بیرون نمى‏آیند، ولى ما از این گوشه‏ى شهر با سنِ نزدیك به هفتاد سال، مى‏رویم آن‏جا. دل انسان خیلى غصه‏دار مى‏شود كه چرا آنها در آن‏جا چهار قدم بالا نمى‏آیند و از این امكان استفاده نمى‏كنند. شما امكانات و اتوبوس بگذارید كه اگر كسى خواست از پایین شهر و از راه‏هاى دور به این ارتفاعات بیاید، بتواند. ارتفاعات بعضى از شهرها یك خرده با شهر فاصله دارد، بنابراین، وسایلى فراهم كنید كه اگر كسى خواست، بتواند بیاید - حالا اگر كسى همت نكرد و اراده نكرد، آن، بحث دیگرى است - و تشویق بشوند؛ نگویند وسیله نداشتیم و نیامدیم.

 ان‏شاءاللَّه موفق باشید

تفاوت های زن در اسلام و غرب

شناخت رازهای خلقت می تواند ما را در ارائه راه حلی صحیح برای مسائل بشری یاری دهد. انسان با ویژگی هایی خاص آفریده شده است. از مهمترین خصوصیات و ویژگیهای خلقت انسان – كه با عشق، صمیمیت، محبت و لذت همراه است- نیاز به ازدواج و ارتباط جنسی زن و مرد برای بقای نسل بشر است. ارزش بودن جذابیت متقابل جنسی و نعمت بزرگ الهی دانستن آن از نقاط مشترك دیدگاه های اسلام و غرب محسوب می شود. اما تفاوت در نگاه اسلام و غرب در این ارتباط است که اسلام جذابیت جنسی  را تنها یك ارزش زناشویی می داند ولی غرب آن را به عنوان ارزشی اجتماعی نیز قلمداد می كند. این مسأله یکی از مهمترین تفاوت های دیدگاه اسلام و غرب در این زمینه می باشد.
اسلام علاوه بر ارزش دانستن جذابیت جنسی در روابط زناشویی - و تأكید بر مطلوب بودن این رابطه، مانع تبدیل آن به یك ارزش اجتماعی می شود. سهولت ازدواج در اسلام گواه دیگری بر این مدعی است. اما در فرهنگ غربی جذابیت جنسی را ارزشی اجتماعی در كنار ارزش های دیگر می شناسند.
تا کنون در ارتباط با جذابیت جنسی چندین تحقیق علمی در غرب انجام شده است. موضوع آزمایش این بوده كه "غدد جنسی مرد و زن چگونه تحریک می شوند و به عبارتی مرد و زن گونه تحت تاثیر جنس مقابل قرار می گیرد". آزمایش كنندگان دستگاه هایی را به قلب، مغز و قسمت های مختلف بدن افراد متصل كردند و پس از انجام آزمایشات مختلف دریافتند كه تأثیر پذیری جنسی در مردان از طریق نگاه (چشم) بسیار بیشتر از تاثیر پذیری زنان از طریق نگاه است که آن را لذت بصری می نامند. البته این موضوع را باید از نعمت های خداوند و در دایره ی تدابیر و الطاف الهی به شمار آورد كه در صورت استفاده صحیح موجب سالم شدن روابط زناشویی و محیط های اجتماعی می گردد.
توصیه های اسلام، راه حل مناسبی است تا ضمن وجود این ارزش در روابط زناشویی و تأكید بر آن، از ورود جذابیت جنسی به حوزه های اجتماعی جلوگیری شود. حجاب زنان از مهمترین راه حل هایی است كه برای روابط اجتماعی مطرح شده است. البته حدود حجاب برای زن و مرد متفاوت است و دلیل آن هم خصوصیات و ویژگی های متفاوتشان است. اگر زن نیز مانند مرد از طریق نگاه تحت تأثیر جنسی قرار می گرفت، بایستی مردان هم برای خود پوشش كامل تری را انتخاب می كردند. عدم ورود این ارزش به حیطه ی امور اجتماعی اثرات بسزایی در سعادتمندی هر ملتی دارد. از دیدگاه اسلام ارزش اجتماعی یك زن به مدل ابرو، چانه، بینی، رنگ پوست، قد، وزن و دیگر خصوصیات اندامی اش نیست، زیرا در این صورت افرادی كه از جذابیت ظاهری كم بهره اند مورد ملامت قرار گرفته و ارزش اجتماعی آنان خدشه دار می شود. در واقع اسلام ارزش اجتماعی زن را در علم، وقار، حیا، شجاعت، ایثار و پرهیزگاری، مهر مادری و ... او می داند. می توان نتیجه گرفت حجاب راه حلی زیبا و مبتنی بر ویژگیهای خلقت بشر برای سعادتمندی جوامع انسانی است. حجاب یعنی آزادی روابط اجتماعی از تحت تأثیر قرار گرفتن جذابیت های جنسی. حجاب در حقیقت پوشش زیبایی ها و جذابیت های جنسی از غیر محارم است.
رعایت حجاب یعنی پرهیز از بر انگیختن شهوت شیطانی نامحرمان. حجاب یعنی مصونیت از نگاه شهوت آلود و شیطانی دیگران.
از آنجا که شهوت مردان مطابق با مطالعات علمی فوق الذکر از طریق نگاه برانگیخته می شود، زنی که حجاب و عفاف را رعایت نمی کند چه بخواهد و چه نخواهد، موجب تحریک شهوت هزاران مردی که چشمشان به وی افتاده است می شوند و مردی که در طول روز از منزل بیرون می رود، به ازای هر زنی که حجاب را رعایت نکرده و او آنها را می بیند شهوتش تحریک می شود.
قطعا اکثریت غریب به اتفاق زنانی که بدون رعایت حجاب از منزل خارج می شوند قصذ برانگیختن شهوت دیگران را ندارند و آن را دون شان خود می دانند. شاید می خواهند در چشم همسر و یا نامزد خود زیبا جلوه کنند، لیکن متوجه آثار شوم رفتار خود نیستند. در جامعه یافت می شوند مردانی که در مقابل این تحریکات شهوانی تاب مقاومت ندارند و به فساد کشیده شده و به فواحش و یا تجاوز به نوامیس روی می آورند و گاه زنانی قربانی این تجاوزات می شوند که خود در به وجود آوردن آن نقشی نداشته اند.
وقتی جذابیت جنسی به یک ارزش اجتماعی تبدیل شد، زنانی که به دلایل گوناگون توان رقابت در این عرصه را از دست می دهند، ارزش آنان کم محسوب می شود. زنان شوهردار نیز در رقابت با زنان جوان تر و زیباتر احساس ناکامی می کنند. بنابراین عدم رعایت حجاب در اجتماع، یکی از دلایل از دست رفتن شیرینی زندگی خانوادگی و از دلایل افزایش طلاق می باشد.
در این میان برخی زنان متاهل که احساس می کنند که در چشم همسران خود آن مطلوبیت قبلی را ندارند و احساس امنیت خود را در زندگی خانوادگی از دست داده و برای اینکه در این عرصه سخت رقابتی در چشم همسر خویش کم نیاورند، به آرایش خود در بیرون منزل روی می آورند، بویژه در بیرون از منزل و در همراهی با همسرشان، تا آن احساس کمبود را در چشم همسر خویش جبران کنند.
زنانی که دارای اتکاء به نفس هستند و احساس کمبود در ارزش اجتماعی ندارند و برای خود شان بالا و احترام قائلند، نیازی به نمایش اندام و زیبایی های خود نزد نامحرمان ندارند. به عبارتی دیگر آرایش و نمایش اندام در روابط اجتماعی، نشانه ای از احساس کمبود شخصیت است و اقدامی برای سرپوش نهادن بر این واقعیت و جبران این احساس کمبود محسوب می گردد.
در جامعه ای که رعایت حجاب و عفاف شود زنان از آرامش و امنیت بیشتری برخوردارند.
زمانی كه بنده این منطق را در جوامع غربی مطرح می كردم که ارزش اجتماعی زن نباید به جذابیتهای فیزیکی آنها بستگی داشته باشد مورد پسند آنان قرار می گرفت.
زنانی که خود را فمینیست (مدافع حقوق و ارزش زنان) معرفی می کنند، لیکن خود را آرایش کرده و در روابط اجتماعی به نمایش اندام خود می پردازند، نشان میدهند که چه مقدار برای قضاوت مردان در مورد خود اهمیت قائلند و خود را تا یک عنصر جنسی و یک محرک شیطانی عمومی تنزل می دهند، لذا برخی از شاخه های فمینیستی از آرایش خود و نمایش عمومی اندام خود پرهیز می کنند.  
در غرب زنان از ارزش اجتماعی تلقی شدن جذابیت جنسی به شدت رنج می برند و اگر فلسفه  حجاب خوب شناسانده شود، زمینه برای جذب آنان به اسلام فراهم می گردد.
در سخنرانی های خود در مجامع غربی، گاهی به حجاب حضرت مریم(س) اشاره می كردم، اینكه در تصاویر نصب شده در كلیساهای غرب و مجسمه هایی كه از ایشان طراحی كرده اند، او را با پوششی كامل - مانند چادری كه مسلمانان استفاده می كنند- نشان می دهند.
شاید این ذهنیت به وجود بیاید كه حجاب حضرت مریم (س)، پوششی عرفی در زمان آن حضرت بوده است! مدت ها پیش در موزه لوور فرانسه نقاشی ای قدیمی را دیدم كه در آن حضرت مریم(س) همراه عده ای از حواریون با حجاب كامل در محیطی باز و عمومی نشان داده شده اند و در اطراف ایشان زنانی بدون حجاب در حال صحبت با یكدیگر مشاهده می شدند. می توان از این تصویر نتیجه گرفت كه حجاب آن حضرت، از دید نقاش، پوشش عرفی آن دوران نبوده، زیرا در غیر اینصورت همه باید محجبه می بودند. لذا حجاب آن حضرت جزو امور اعتقادی ایشان بوده است.  در انجیل هم بر رعایت حجاب زنان تاکید شده است.
آنچه از حضرت مریم (س) در تاریخ مطرح شده است همگی از  معنویت، اخلاق و ایمانشان است نه قیافه و ظاهر ایشان. حجابی كه امروزه خواهران روحانی مسیحی دارا هستند، اقتباس از همان پوشش حضرت مریم(س) است. فلسفه حجاب اسلامی در اسلام نیز همان فلسفه حجاب حضرت مریم (س) می باشد.
خاطره ای ذكر می كنم از دختری كه بعد از ملزم شدن خانم ها برای رعایت حجاب در ایران به ایتالیا مهاجرت كرده بود. در رابطه با علت سفرش به ایتالیا گفته بود نمی تواند زیر بار اجباری به نام حجاب برود. پس از مدتی مشاهده شد که ایشان روسری سر می كند و در محیط های اجتماعی با حجاب وارد می شود. وی در باره علت این تغییر رفتار گفته بود: زمانی كه به ایتالیا آمده انتهای راه رعایت نكردن حجاب را دیده و به نتیجه فاجعه بر انگیز آن پی برده است.
همانطور که ذکر شد در جامعه ای كه ارزش های اسلامی حاكم نباشد و جذابیت جنسی به عنوان ارزشی اجتماعی مطرح گردد، به جهت مورد توجه و احترام قرار گرفتن در جامعه، افراد تمام تلاش خود را برای نزدیك شدن به این ارزش می كنند. از طرفی مشاهده می شود سینما، تلویزیون و نشریات مختلف از بین زنان زیبا و جذاب افرادی را انتخاب كرده و به عنوان یك الگو به جامعه خویش معرفی می كنند. همه ما می دانیم، با استفاده از فنون تصویر برداری و گریم، تصویر ارائه شده از این زنان، زیباتر از واقعیت آنان است. در چنین شرایطی اكثر جامعه نمی توانند خود را به این الگو ها نزدیك كنند و درصد كوچكی هم كه خود را در این عرصه موفق احساس می کنند، بعد از سپری شدن ایام جوانی دچار احساس حقارت می شوند. در چنین جوامعی، زنانی كه در میان سالی قرار دارند و شیب از دست دادن زیبایی آنان زیاد است به همان نسبت  احترام اجتماعی آنان كاهش می یابد و دچار بحران روانی می گردند. سن بروز این بحران روحی قبلا چهل سالگی و اخیرا در جوامع غربی به سی سالگی کاهش یافته است. در مقابل مشاهده می كنیم در جوامع اسلامی جایی که ارزشهای اسلامی و حجاب و عفاف رعایت می گردد، با افزایش سن زنان، احترام آنان در جامعه بیشتر می شود.
عده ای نیز بدون توجه به ارزشهای دیگر جوامع غربی مانند مطالعه و كار، گمان می كنند پیشرفت های آنان به خاطر وجود آزادی در نمایش جذابیت های جنسی است؛ اگر این گونه بود در فصول سرد سال كه اكثر افراد خود را به طور كامل می پوشانند نباید پیشرفتی صورت می گرفت! در حقیقت بسیاری از افرادی كه جذابیت های فیزیکی خود را در جامعه عرضه می كنند موجب تحریك دیگران می شوند، زمینه های بروز مفاسد اجتماعی و سست شدن بنیان خانواده ها را پایه گزاری می كنند. در مقابل، زنان محجبه اجازه نمی دهند دیگران با نگاه هوسرانی به آنها بنگرند و حرمت و وقار خود را حفظ می كنند. این چنین است اگر در جامعه ای با ارزشهای اسلامی مرد نامحرمی از زیبایی جنسی زنی تعریف كند و بگوید شما چه اندام زیبایی دارید، او بر افروخته شده و این گفته را یك توهین به خود تلقی می كند؛ اما در جوامع دیگر هنگام مواجهه زنی با تعریف دیگران از اندام خود مشاهده می شود كه او از این گفته خوشنود شده و تشكر می كند. البته عده ای تحت عنوان نهضت های فمنیستی در غرب اعتراضاتی به این مسائل دارند و مخالف استفاده تولیدكنندگان و بازرگانان از زنان نیمه برهنه برای تبلیغ كالاهایشان هستند. می گویند زنان نمایشگاه متحرك و بازیچه مردان نیستند كه آرایش كرده و زیبایی های جنسی خود را به دیگران عرضه كنند! این موج مخالفت بدانجا كشید كه قانونی در پارلمان اروپا مطرح شد مبنی بر عدم استفاده از جذابیت های جنسی زنان در تبلیغات و فروش كالا که البته با مخالفت صاحبان سرمایه مواجه گردید.
بنده خاطره ای به یاد دارم از "ادواردو آنیلی" فرزند یكی از ثروتمند ترین سرمایه داران ایتالیا، او از ارزشهای رایج در جامعه اش دور شده بود و برای ما می گفت كه بسیاری از ارزشهای اجتماعی غرب را قبول ندارد. مثالی از تبلیغات كمپانی پدرش برای فروش نوع جدیدی از اتومبیل زد كه در آن جوانی همراه نامزد خود پشت چراغ قرمز می ایستد و در كنار آنها جوانی دیگر با اتومبیل مورد نظر (جهت تبلیغ در این آگهی) توقف می كند. دختری كه در اتومبیل اول نشسته بود با مشاهده اتومبیل دوم، از ماشین پیاده شده و سوار ماشین دوم می شود. این نشان دهنده آن است كه در جوامع غربی روابط زناشویی به راحتی در برابر یك كالا فدا می گردد.   
اگر در جامعه ای ارزشهای دینی حاكم نباشد، حتی انحصار ازدواج بین زن و مرد را هم از بین می برند. مانند كشورهای هلند،كانادا و امریكا كه انسان را به یاد قوم لوط می اندازد. امروزه در غرب خود فروشی زن و خود فروشی مرد یك شغل محسوب می شود، تنها لازم است بهداشت را رعایت كنند و مالیات كار خود را به دولت بپردازند! تا جایی که از آنها با عنوان خدمات رسانان سکس یاد می کنند و در اقتصاد آن را جزو تولید خدمت محسوب می نمایند. آنها حتی می توانند كاندیدای مجلس و ریاست جمهوری شوند! آنها در خیلی از كمیسیونهای پارلمانی و كمیسیون حقوق بشر حضور فعال دارند.
آخیرا وزیر خارجه آلمان که یک مرد است با مرد دیگری ازدواج کرد و خانم مرکل صدر اعظم آلمان و خانم کلینتون وزیر خارجه آمریکا هم در جشن ازدواج آندو شرکت کرد.
 
ازدواح آقای وزیر خارجه آلمان با شوهرش با حضور خانم کلینتون !
عکس فوق وزیر خارجه آلمان و شوهرش به همراه خانم کلینتون در مراسم ازدواج آن دو است.
 
طبق آمارهای ارائه شده، از هر سه زن در ایتالیا به یكی از آنان تجاوز شده و از هر چهار دختر یكی از آنها اولین ارتباط جنسی اش با محارم خود بوده است. در انگلستان هر مردی که سه فرزند دارد یکی از آنها فرزند خود او نیست و از آن اطلاع ندارد. این موارد به علت عدم حاكم شدن قوانین و ارزشهای دینی در جامعه است.
آینده چنین جوامعی آزادی زنا با محارم است هر جند کم و بیش در این جوامع زمینه بروز آن مشاهده می شود.
اگر ما بتوانیم اسلام و حجاب را آنگونه كه هست تشریح كنیم خیلی از ذهنیت ها در جهان تغییر می كند. وقتی برای زنان، نگاه اسلام به زن و حجاب مطرح گردد، بسیاری از آنان به این دین آسمانی گرایش می یابند. به علت وجود این واقعیت هاست كه غرب برای جلوگیری از نفوذ اسلام در بین جوامع خود به تحریف در باره عقائد اسلام روی آورده است. اگر اصل اسلام موجب گریز این جوامع از اسلام می شد نیازی به تحریف نمی دیدند.
غربی كه همه نوع فساد و فحشا در آن آزاد است نمی تواند رعایت حجاب توسط زنان و دختران مسلمان را را تحمل كند و تا آنجا پیش می رود كه دختران نوجوان را به دلیل رعایت حجاب از تحصیل محروم می كنند.
ما باید از بابت اسلام و ایمانمان، خدا را شكر كنیم و به حجاب زنانمان ببالیم. همه باید بدانند در صورتی یك زندگی سالم و آرامتری خواهند داشت كه جذابیت جنسی تنها یك ارزش زناشویی شناخته شود و از بروز آن در روابط اجتماعی پرهیز گردد.
توصیه بنده به خانمهایی که عامدا اندام خود را در جامعه به نمایش می گذارند این است که احساس کمبود شخصیتی خود را با افزایش علم و عمل صالح جبران کنند که ارزشی ماندگار خواهد بود، نه با نمایش اندام که بر فرض کسب احساس کاذب، امری گذرا است و آسیب های اجتماعی بسیاری را به دنبال دارد.
در جامعه ایران از عبارت بدحجابی به نحو صحیحی استفاده نمی شود.
بد حجاب در حقیقت باید به کسی گفته شود که اندام خود را آنطور که شایسته است نمی پوشاند. مثلا حساسیتی به پیدا شدن موی خود ندارند هر چند قصد نمایش و خودنمایی و تحریک دیگران را نداشته باشد.
زنانی که خود را آرایش می نمایند و زیباتر از آنچه هستند به نمایش می گذارند شایسته عبارت دیگری هستند. شاید عبارتی مشابه "جلوه فروشان" برای آنها مناسب تر باشد.
تفاوت جلوه فروان با خود فروشان این است که جلوه فروشان عملا خواسته یا ناخواسته به تحریک شهوات شیطانی می پردازند بدون اینکه شهوت برانیخته را ارضاءنمایند، در حالی که خودفروشان به ارضاء مشتریان خود روی می آورند. در حقیت می توان جلوه فروشان را بازار یابانی برای خودفروشان محسوب نمود.
در اینجا ذکر این نکته ضروری است که زیایی اگر وارد عرصه تحریک جنسی در روابط اجتماعی نشود مذموم نیست. بطور مثال برخی ها چادرهای گلدار را بر می گزینند یا در محافل زنانه به آرایش خود می پردازند. چون در بین زنان جذابیت جنسی و تحریک پذیری به صورت طیعی وجود ندارد، لذا منعی برای آن گذاشته نشده است. بنابراین آنچه در اسلام منع شده است با هدف جلوگیری از تحریک شهوات جنسی در روابط اجتماعی و نامشروع است.
طرح  شعارهای زیر در جوامع غربی می تواند هدف اسلام از طرح موضوع حجاب را تا حدودی روشن نماید.
-        با رعایت حجاب از تحریک شهوت مردان پرهیز نمایید.
-        به نمایش گذاشتن جذابیت های جنسی نشانه احساس کمبود شخصیت است.
-        رعایت حجاب نشانه احساس شخصیت است.
-        در اسلام زن یک ابزار تبلیغاتی نیست.
-       در اسلام زن یک کالای تجاری نیست.
-        در اسلام جذابیت فیزیکی نباید به یک ارزش اجتماعی تبدیل شود.
-        زنی که اندام خویش را به نمایش عمومی می گذارد، از قدر و منزلت خویش غافل است.
-        رقابت در عرضه اندام در عرصه اجتماعی، بنیان خانواده را سست می کند.
-        ارزش زن بیش از این است که به رقابت در نمایش عمومی اندام خود برای جلب نظر مردان بپردازد.
-         مسابقه نمایش اندام زنان در جامعه بیشترین آسیب را به زنان می زند.
-        کسب احترام اجتماعی را از طریق افزودن بر علم و عمل صالح دنبال کنید و نه از طریق شرکت در مسابقات نمایش جذابیت های فیزیکی.
-       انتخاب ملکه دانایی را جایگزین مسابقه ملکه زیبایی نمایید
ذکتر محمد حسین قدیری ابیانه

زن و مسأله جهاد
زن مي تواند در بخش مهمي از امور مربوط به جهاد حضور يابد ، چرا که تمام جهاد ، در سنگر بودن و تيراندازي کردن نيست . علاوه بر کمکهاي تدارکاتي پشت جبهه و متن جبهه ، نقشه کشيدن و راهنمايي کردن نيز بخش هاي مهمي از جهاد به شمار مي آيد ، مگر آنان که در متن جنگ حضور دارند ، همه کار نظامي مي نمايند ؟ بخش قابل توجهي از آنان امور مربوط به نقشه برداري ، اطلاعات جنگي و ... را به عهده دارند . زنها فقط امور تنگاتنگ نظامي را که کار شاق و دشواري است ، به عهده نمي گيرند . نه اين که از فيض جهاد محروم باشند ، چه اين که اگر کشوري در حال جنگ و دفاع است و از طرف بيگانه ها تهديد مي شود ، زنها بايد دفاع کنند و لازمه دفاع آموزش نظامي ديدن است . پس در هيچ يک از اين مسائل ، زن را محروم ننموده اند بلکه در اکثر دشواري ها و باربرداري ها و امانت داريها ، در بسياري از مصائب و مشکلات ، زن همتاي مرد است .
اين که گفته مي شود جنگ و جهاد و مبارزه وظيفه زن نيست ، مربوط به جهاد ابتدايي است که مربوط به امام معصوم – سلام الله عليه – است و تنها بعضي از فقهاي ما – رضوان الله تعالي عليهم – فرموده اند ، که اختصاصي به امام معصوم ندارد ، اما در جنگهاي دفاعي و رد کيد اجانب ، اگر زن فرمانده لشکر زنان بشود نه تنها جايز است بلکه گاهي واجب است ، چون دفاع اختصاصي به زن و مرد ندارد . هر جا که دفاع باشد زن همتاي مرد است و در همه مسائل جنگي وغير جنگي حضور دارد .
هجرت نيز که در مبارزه بار سنگيني است ، بر زن و مرد واجب است . همواره هجرت با جهاد همراه بوده است . در صدر اسلام ، هم مهاجرين بودند و هم مهاجرات . و اکنون هم مهاجرت مخصوص مرد نيست بلکه به هنگام ضرورت بر هر دو گروه واجب است .

زن در آینه جمال و جلال حضرت آقای جوادی آملی

 
  BLOGFA.COM