قرآن کریم با بیان نمونه هایى از حضور سیاسى بانوان در صحنه اجتماع، افزون بر آن که بر این حضور صحه گذارده، از این گونه فعالیتهاى آنان تجلیل نیز به عمل آورده است. این نمونه ها همچنان که شامل پایین ترین سطوح مشارکت سیاسى مى شود، امتداد آن به حضور در حساس ترین و سرنوشت سازترین صحنه هاى سیاسى نیز خواهد رسید. در این نوشتار، به مراتب مختلف مشارکت سیاسى بانوان با توجه به تربیت الگویى قرآن کریم در ابعاد سیاسى اشاره مى شود.
مشارکت عملى در امور سیاسى
از مشارکت این مرتبه خود داراى مراحلى است که در اینجا به مراحل سه گانه آن با توجه به نمونه هاى قرآنى اشاره مى شود:
دعا براى رهایى از سلطه جائر
مسلمانان مظلوم و مستضعف مکه براى رهایى از ستمى که از سوى مشرکان قریش بر آنان حاکم بود، به درگاه خداوند متعال استغاثه نمودند و با این درخواست، اولین مرحله از مشارکت عملى بانوان در صحنه هاى سیاسى را به منصه ظهور رساندند و خداوند نیز با فرو فرستادن آیه 75 سوره نساء و تحریض مسلمانان به جهاد در راه خدا و آزاد سازى آنان، از این مشارکت استقبال و زمینه اجابت دعاى ایشان را فراهم ساخت:
(وَ ما لَکُم لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذین یَقُولُونَ رَبَّنا أخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظالِمِ أهْلُها وَ اجْعَل لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّا وَ اجْعَلْ لنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیرا)
«و چرا در راه خدا و در راه [آزادسازى] مردان و زنان و کودکان مستضعف که مى گویند پروردگارا ما را از این شهرى که اهلش ستمگرند خارج فرما و از سوى خویش براى ما یار و یاورى بگمار، کارزار نمى کنید؟
آنان براى آن که پیوند سیاست و دیانت را در نگرش خود به اثبات رسانند، به جاى آن که فریاد بزنند که اى مردم با مروت، و یا اى قوم و یا اى بستگان و یا اى کسانى که خود را مرد مى دانید، به فریاد ما برسید، با زیباترین لفظ به جاى مردم، پروردگار خود را خوانده و عرضه داشتند: پروردگارا! ما را از این قریه که اهلش ستمکارند بیرون کن. آن گاه به طور اشاره عرض کردند: خدایا به دست رسولت و مؤمنان به وى که در راه تو جهاد مى کنند، ما را نجات بده.
از این درخواست فهمیده مى شود که از خدا، تمنّاى ولىّ و یاورى کردند، اما راضى نشدند خود آن ولىّ را صدا بزنند، بلکه از پروردگارشان خواستند ولىّ و نصیرى به یارى شان بفرستد. در اینجا ممکن است این شبهه مطرح گردد که صرف دعا و خواستن، نمى تواند نمودى از مشارکت عملى به شمار آید و حتى اگر آن را نوعى از مشارکت سیاسى به حساب آوریم، از اهمیت چندانى برخوردار نخواهد بود. در پاسخ این شبهه باید گفت: نخست این که، این گروه از زنان و مردان و کودکان تنها با دعا به دنبال نتیجه نبودند، بلکه آمادگى هرگونه رویارویى و جنگى را داشتند، از این رو در دعاى خود از خدا طلب ولىّ و نصیر کردند. در واقع این گروه، تحت فشار شدید مشرکان از هیچ وسیله اى براى دفاع برخوردار نبودند؛ از این رو، تنها راه نجات را در پناه بردن به پناهگاه امن الهى و جنگیدن در رکاب فرماندهى که خداوند برایشان مقرر کند، مى جُستند.
دوم این که خداوند با نازل کردن این آیه، از دعاى این گروه مستضعف به نیکى یاد کرده و مسلمانان را به جهاد در راه دفاع از آنان فرا خواند.
سوم این که، خداوند از دعاى مستضعفان براى آزادى خود آن چنان خشنود است که صاحب چنین دعاى خالصانه اى را الگوى مردان و زنان با ایمان معرفى کرده است. (نک: تحریم /11)
درایت سیاسى
در قرآن کریم جلوه هاى زیادى از هوشمندى و فراست سیاسى بانوان ترسیم شده که در این جا به نمونه هایى از آن مى پردازیم.
همزمان با آن که مادر موسى (علیه السلام) فرزندش را در آب نیل رها کرد، براى مراقبت لحظه به لحظه از موسى (علیه السلام) خواهرش را به دنبال او فرستاد. این دختر باکیاست، به صورت شایسته اى مأموریت خود را انجام داد و با درایت خاصى که از خود نشان داد، سبب شد تا خداوند، موسى را به آغوش مادرش باز گرداند. اولین نمود هوشمندى سیاسى وى آن بود که موسى را دورادور تعقیب مى کرد تا کسى متوجه ارتباط او با موسى نشود.
پس از آن که اصحاب فرعون، موسى (علیه السلام) را از آب گرفته و فرعون با میانجى گرى همسرش از کشتن او صرف نظر کرد، زنان متعددى را براى شیر دادن وى احضار کردند، ولى موسى (علیه السلام) از سینه هیچ یک شیر ننوشید تا آن که فرعون به شدت محزون گشت. خواهر موسى که در تمام مسیر و در طى این مدت طولانى به دنبال موقعیت مناسبى بود، شرایط را آماده دید و گفت:
«آیا شما را به خانواده اى راهنمایى کنم که نگهدارى او را براى شما بپذیرند و خیرخواه او باشند».
در این هنگام فرعون گفت: آرى، و به دنبال مادر موسى فرستادند. شاید اگر خواهر موسى قدرى عجله مى کرد و بى پروا سخن مى گفت، ارتباط وى با ماجرا روشن مى شد یا کسى به حرف او اعتنا نمى کرد. از این رو در سخن گفتن خود، دقت بسیار به خرج داد تا ماجرا افشا نشود. او نگفت: من مى توانم شما را به مادرش راهنمایى کنم، و حتى از هر گونه سخن دیگرى که در آنها ایجاد حساسیت کند، اجتناب نمود و تنها گفت: آیا شما را به خانواده اى که خیرخواه او باشند و او را نگه دارى کنند، راهنمایى کنم؟
حساسیت اصحاب فرعون در مورد این موضوع به اندازه اى زیاد بود که حتى با گفتن این جمله نیز در پى کشف مسئله بر آمدند؛ زیرا «هامان»، وزیر فرعون هنگامى که این سخنان را از خواهر موسى شنید، گفت: این زن مى داند که این فرزند متعلق به چه خانواده اى است؛ زیرا او گفت آن خانواده ناصح و خیرخواه او هستند. اما این دختر هوشمند به آنها گفت: منظورم آن بود که آن خانواده خیرخواه ملک [فرعون] هستند! اینجا بود که سخن او را پذیرفته و بدون آن که بویى از ماجرا ببرند، او را به دنبال مادر موسى فرستادند.
استقبال از خطر
اوج مشارکت سیاسى بانوان در وجود حضرت فاطمه (سلام الله علیها) جلوه گر شده است؛ زیرا او در حساس ترین صحنه مبارزه سیاسى و اعتقادى، رسول خدا را تنها نگذاشت و با شرکت در عرصه سرنوشت ساز مباهله، آمادگى خود را در استقبال از هر خطرى براى حفظ کیان دین و پشتیبانى از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به اثبات رساند؛ از این رو، در آیه شریفه از اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله) تعبیر به انفس و نساء و ابناء شده و از بین همه مردان و زنان و فرزندان، تنها على، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) جان رسول خدا، زن منتسب به رسول خدا و فرزندان رسول خدا خوانده شده اند.
مشارکت سیاسى بانوان به عنوان عضوى از امت
قرآن کریم حضور سیاسى بانوان را در نقش امت به دو گونه ترسیم نموده است:
در بخشى، الگوهاى مثبت مشارکت سیاسى را به نمایش گذارده و زنان را به انجام چنین مشارکتى ترغیب نموده و در بخش دیگر، به تشریح عملکرد نادرست الگوهاى منفى پرداخته و با اعلام نارضایتى خود از این گونه رفتار سیاسى، زنان را از انجام چنین حرکاتى باز داشته است.
الگوى مثبت مشارکت سیاسى بانوان
الف. مشارکت بانوان در پایه گذارى حکومت الهى
بانوان مؤمن براى برقرارى حکومت عدل و رهایى از چنگال ظالمان و ستمگران، از خداوند درخواست رهبر و نیروى انسانى کردند و از آن جا که براى براندازى حکومت ظالم و ایجاد حکومت عدل گستر، پیش از هر چیز، رهبر و سرپرست شایسته و دلسوز و سپس یار و یاور و نفرات کافى لازم است، در درخواست خود از خدا، ابتدا به رهبر و سپس به یاور و نیروى انسانى اشاره نمودند:
(وَ ما لَکُم لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّهِ وَ الْمُسْتَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذین یَقُولُونَ رَبَّنا أخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرِیَةِ الظّالِمِ أهْلُها وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّا وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیرا)
آنان در طلب ولىّ و نصیر از خدا قید «من لدنک» را اضافه کرده و با آن، ویژگى رهبر و یاور مورد درخواست خود را الهى بودن او بیانى داشتند.
نمونه دیگر ایفاى نقش را مى توان در تلاش فراوان مادر و خواهر موسى (علیه السلام) در مراقبت از جان او مشاهده کرد. ب. مشارکت بانوان در استمرار حکومت الهى
یکى از زنان نمونه اى که هم در ایجاد حکومت الهى رسول خدا (صلى الله علیه و آله) و هم در استحکام و استمرار آن بسیار نقش داشت، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) همسر وفادار آن حضرت بود. او در زمانى که پیامبر از نظر مالى بسیار تحت فشار بود، دارایى سرشار خود را صرف هدف و راه رسول خدا نموده تا پاى جان نیز از آن حضرت دفاع کرد. قرآن کریم نیز با اشاره به حمایت مالى خداوند از پیامبر (صلى الله علیه و آله) این مطلب را تأیید مى کند که خداوند مال خدیجه را سبب نصرت و یارى مادى او در راه برقرارى و تثبیت حکومت الهى قرار داد.
هم چنین زنان در صدر اسلام دوشادوش مردان، با رسول خدا (صلى الله علیه و آله) بیعت مى کردند و با این بیعت، پیمان مى بستند که به آنچه پیغمبر فرموده است، عمل و یا پیمان مى بستند که از آن حضرت پشتیبانى کنند. تشریفات بیعت چنین بود که پیامبر دستور فرمودند تا ظرفى پر از آب آوردند، مقدارى عطر در آن ریختند، سپس حضرت دست خود را میان آن ظرف گذاردند و آیه اى که مواد این پیمان را در بر داشت، تلاوت کردند، آن گاه ازجاى خود برخاستند و به زنان فرمودند: «هر کس حاضر است با شرایط یاد شده، با من بیعت کند، دست در میان ظرف آب کرده و به طور رسمى، وفادارى خود را به مواد این پیمان اعلام کند».
قرآن کریم مواد این پیمان را این گونه بیان مى کند:
«اى پیامبر! وقتى که زنان مؤمن مى آیند تا با تو بیعت کنند که هرگز شرک به خدا نیاورند، سرقت و زنا نکنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و بر کسى افترا و بهتان نبندند و فرزند را به دیگرى نسبت ندهند و با تو در امر نیک و معروفى مخالفت نکنند؛ با این شرایط با آنها بیعت کن و برایشان از خدا، غفران طلب نما. (ممتحنه /13)
زنان با این شرایط، با پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) بیعت کردند و البته پیشاهنگ این حرکت مبارک، «فاطمه بنت اسد»، مادر حضرت على (علیه السلام) بود. دقت در محتواى این پیمان نشان مى دهد که مواد بیعت، جنبه اختصاصى براى زنان نداشته است، بلکه این مواد از وظایف و تعهدات مشترک زنان و مردان مسلمان است، همچون: نفى شرک، دورى از سرقت و زنا و تعهد بر پیروى از دستورهاى پیامبر. بنابراین، بیعت پیامبر با زنان، همان پیمانى بوده است که حضرت در گذشته با مردان نیز داشته اند و مفاد آن تغییرى نداشته است.
الگوى منفى مشارکت سیاسى بانوان
قرآن کریم، هم چنان که در پى آن است تا پاى زنان را به شرکت در صحنه هاى مهم سیاسى باز کند، به دنبال آن است که آنان را از بیراهه رفتن باز داشته و با بیان سرگذشت تلخ زنانى که از بصیرت لازم براى اتخاذ خط مشى سیاسى برخوردار نبوده و به جاى بهره بردن خود و جامعه از دخالتشان در سیاست، آسیب هاى جدى به بار آورده اند، بانوان را به عبرت آموزى از آن و آگاهى و تشخیص درست شرایط سیاسى فرا خوانده و از هر گونه حرکت نسنجیده و خالى از آگاهى لازم بر حذر داشته است.
نمونه بارز جهالت سیاسى را مى توان در مخالفت با رهبران الهى و دستورهاى آنان مشاهده کرد. این گونه مخالفتها که در قالبهاى گوناگونى صورت گرفته است، بیشتر در جهت تضعیف و تزلزل پایه هاى حکومت الهى اعمال شده است که در این جا به بررسى آن مى پردازیم.
خیانت به ولى خدا
از مشخصات بارز زنانى که در قرآن از حضور سیاسى آنان به بدى یاد شده، خیانت آنها به اولیاى الهى و افشاى راز آنان براى دشمنان و مخالفان است. قرآن کریم براى این خیانت آشکار، نمونه هاى متعددى بیان کرده که به بعضى از آنها اشاره مى شود.
الف. همسر نوح
قرآن کریم در تشریح رفتار ناشایست همسر نوح، او را به خیانت به نوح متهم ساخته است:
خداوند درباره کافران مثلى مى زند، و آن همسر نوح است و همسر لوط که در حباله دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به ایشان خیانت کردند... (تحریم /10)
در مورد خیانت همسر نوح گفته شده که او آن ولى خدا را «مجنون» مى خواند و به وسیله ارتباطى که با ستمگران زمان نوح داشت، آنان را از ایمان کسانى که به نوح ایمان آورده بودند، آگاه مى ساخت و ستمگران نیز آنان را دچار فتنه کرده و یا به قتل مى رساندند.
ب. همسر لوط
قرآن کریم در آیه 10 سوره تحریم، همسر لوط را نیز خائن به آن بنده شایسته الهى معرفى کرده است. خیانت آن زن نیز چنین بوده که هرگاه مهمانى بر لوط وارد مى شد، مردم را از آمدن او آگاه مى کرد. نحوه اطلاع رسانى او نیز این گونه بوده است که با دست زدن و یا برپا کردن دود در روز و روشن کردن آتش در شب بر روى بام، ورود مهمانان به خانه همسرش را خبر مى داد و در این هنگام، مردان فاسد قوم لوط براى انجام عمل زشت هم جنس بازى به سوى خانه لوط سرازیر مى شدند. در آخرین مورد نیز هنگامى که جبرئیل و فرشتگان براى عذاب قوم لوط وارد منزل او شدند، وى به همسرش گفت که این راز را پوشیده دارد و او نیز نپذیرفت، امّا با روشن کردن آتش بر بام، مردم را آگاه کرد و به سوى خانه لوط فرا خواند. او هنگامى که مردم را دید، به آنها گفت: افرادى به منزل ما آمده اند که تاکنون به زیبارویى و خوش لباسى و خوشبویى آنها ندیده ام و با گفتن این کلمات آنان را به انجام این کار ناشایست تحریک نمود.
ج. همسر ابى لهب
قرآن کریم، ام جمیل، همسر ابولهب را «حمالة الحطب»؛ (آتش افروز معرکه) یاد کرده است. او علیه رسول خدا (صلى الله علیه و آله) سخن چینى مى کرد و احادیث و سخنان رسول خدا (صلى الله علیه و آله) را براى کفار مى برد.
پى نوشت ها:
1. تفسیر المیزان، ج 4، ص 673 .
2. ر.ک: سوره تحریم (66) آیه 11.
3. ر.ک: سوره قصص (28) آیه 11.
4. در روایت آمده که سه روز طول کشید تا موسى (علیه السلام) به مادرش باز گردانده شد (تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 379).
5. همان.
6. مجمع البیان، ج 4، ص 381.
7. آل عمران / 61.
8. تفسیر نمونه، ج 4، ص 11.
9. سوره نساء (4) آیه 75.
10. سوره ضحى (93) آیه 8.
11. ضبطاوى جوهرى، الجواهر فى تفسیر القرآن الکریم، مصر، مطبعة مصطفى البابى و اولاده، 1350 ق، ج 13، ص 206.
12. هاشم البحرانى، البرهان فى تفسیر القرآن، تهران، چاپخانه آفتاب، ج 4، ص 326.
13. همان.
14. سوره تحریم (66) آیه 10.
15. تفسیر کشف الاسرار، ج 10، ص 161.
16. از امام صادق (علیه السلام) در مورد شیوه اطلاع رسانى همسر لوط سؤال شد. آن حضرت فرمود: وى از خانه خارج مى شد و دست مى زد و آنان با شنیدن صداى کف مى آمدند. به همین دلیل، کف زدن مکروه دانسته شده است (تفسیر نور الثقلین، ج 5 ، ص 376).
17. تفسیر مجمع البیان، ج 4، ص 686 .
18. همان، ص 687 .
19. تفسیر کبیر، ج 18، ص 27.
20. سوره مسد (111) آیه 4.
21. تفسیر قمى، ج 2، ص 448.
تبیان زنجان