زن از منظر اسلام
 


انسانم آرزوست...


حوا در گذر زمان


من زنی هستم که در پیچ و خم های تاریخ در زندگی اجتماعی باید ها و نباید های نابجا چهره ام را
غم آلود و وجودم را تک بعدی و ابزاری قرار داده است.
فرهنگ ها و کشور های دیگری چون یونان، روم ، چین ، جاهلیت عرب و در بهاییت و در....این چنین
می پندارند درباره من!




یونان: یونانیان زن را زاده شیطان می دانستند و او را در هیچ کاری مداخله نمی دادند و فقط برای ارضاء غریزه جنسی و خدمت گذاری، از او استفاده می کردند. در یونان زن به آسانی مورد معامله و واگذاری به بیگانه قرار می گرفت.


روم: هر چند رومی ها در قوانین و حقوق،پیشرفت زیادی داشته اند، اما عقیده آن ها درباره زن این بوده است که او را به علت دارانبودن روح انسانی،برای حشر در روز قیامت لایق نمی دانسته اند. در نظر رومیان زن مظهر شیطان و انواع ارواح موذیه بود، از این جهت در خندیدن و سخن گفتن از او جلوگیری می کردند و اکثرا دهان او را جز در موارد خوردن می بستند. در روم زنان همیشه تحت کفالت بودند و احتیاج به قیم داشتند و پس از مرگ مانند اشیاء به ارث برده می شدند.


چین: اگر دختری متولد می شد، خویشان و نزدیکان با نهایت تاسف و ترحم به پدر و کسان نزدیک طفل تسلیت می گفتند. دختران را زنده می کشتند یا به صحرا می افکندند و یا به برده فروشان می دادند. چینیان خیال می کردند خداوند خالق پسران است و شیطان خالق دختران، لذا در نظر آنان پسران با برکت بودند و دختران طوق لعنت. قربانی دوشیزگان برای خدایان در چین مرسوم بوده است


جاهلیت عرب: زن در میان عرب های جاهلی وضعیت نامناسبی داشته، با فجیع ترین وضع زندگی می کرده و مانند کالایی خرید و فروش می شده و از هر گونه حقوق اجتماعی و فردی حتی حق ارث محروم بوده است. آنان زن را در شمار حیوانات قرار داده و او را جزء لوازم و اثاث زندگی می شمردند.


غالبا ازبیم قحطی و یا از ترس آلودگی، دختران خود را در روز اول تولد سر می بریدند و یا ازبالای کوه بلند به دره عمیقی پرتاب می کردند و گاهی در میان آب غرق می کردند.




بهاء الله (شارع امر بهایئت)برای جواز چند همسري برای مردان به اين نكته اشاره كرده است كه:

اگر مرد راحتی خود و همسر اول را می خواهد به همان یک همسر قناعت کند؛ اما او آزاد است دو همسر انتخاب کند.

در اين جا ملاكِ تعدد همسران، راحتي مرد است، اگرچه همسر اول او از این کار ناراحت باشد! جالب است كه ملاحظه ي انصاف وعدالت ميان دو همسر تحت الشعاع راحتی مرد قرار می گیرد که دو همسر را بر گزیده است.این است تساوی میان مرد و زن!!!


در جوامع غرب:چهره زن متجدد و اروپایی مآب که تازه شروع به رشد کرده است.

قالب این زن را صاحبان سرمایه و تولید‌کنندگان لوازم آرایشی و زیبایی دنیای جدید ساخته و خبر آن را با استفاده از وسایل صوتی و تصویری تحریک‌کننده و شعارهای پرجذبه و کشش به جهان بی‌خبر صادر می‌کنند؛ آدم عاقل و مسلط بر نفس و شهوت می‌داند که در پشت آن قوالب و ماسک‌های آزادی و عروسک‌های جدید و زیبا به اسم زن، چهره کریه و وحشتناک ضد معنویت و انسانیت و ضد استقلال معنوی و انسانی و ضد زن و حرمت انسانی پنهان است.

در این جوامع چهره خانواده بطور کامل متزلزل شده زن که اصلی ترین محور خانواده است نیز به عنوان ابزاری بی ارزش تلقی شده است و تاثیرات خانواده در اجتماع از بین رفته است.




با گذر بر این گفتارها و آشنایی بر این افکار بر خود می بالم که مسلمانم و دیدگاه دینم و پیامبرم چنین است:
دین آسمانی تنها ملاک برتری را تقوا و ارزش های معنوی و فضائل اخلاقی دانسته است. خداوند متعال

می فرماید: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی و جعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم » ; «ای مردم ! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما
را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید .گرامی ترین شما نزد خداوند با تقراترین شماست»
در زمان رسول الله علیه و آله برخی از اصحاب ، زنان را ازز حضور در امور خارج از خانه منع می کردند
ولی با مخالفت آن حضرت مواجه می شدند که می فرمود« انه لقد اذن لکن تخرجن لحوائجکن، همانا خداوند به شما زنان اجازه داده است که برای برطرف کردن حوائج خود از خانه خارج شوید»


رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: البنات هن المشفقات المجهزات المبارکات، «دختران مایه رحمت ،صلاح زندگی و برکت هستند»


رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند:طلب العلم فریضه علی کل مشسلم و مسلمه»
، فراگیری علم و دانش بر هر مرد وزن مسلمان لازم و ضروریست.




من به خودم و به همه بانوان ایران، به همه زنان مسلمان تبریک می گویم که در دینم در
سرزمینم به من و وجودم، و برای خودم ارزش می نهند نه برای جسمم...
http://www.nooreaseman.com/forum374/thread19194.html

تفاوت های زن در اسلام و غرب

شناخت رازهای خلقت می تواند ما را در ارائه راه حلی صحیح برای مسائل بشری یاری دهد. انسان با ویژگی هایی خاص آفریده شده است. از مهمترین خصوصیات و ویژگیهای خلقت انسان – كه با عشق، صمیمیت، محبت و لذت همراه است- نیاز به ازدواج و ارتباط جنسی زن و مرد برای بقای نسل بشر است. ارزش بودن جذابیت متقابل جنسی و نعمت بزرگ الهی دانستن آن از نقاط مشترك دیدگاه های اسلام و غرب محسوب می شود. اما تفاوت در نگاه اسلام و غرب در این ارتباط است که اسلام جذابیت جنسی  را تنها یك ارزش زناشویی می داند ولی غرب آن را به عنوان ارزشی اجتماعی نیز قلمداد می كند. این مسأله یکی از مهمترین تفاوت های دیدگاه اسلام و غرب در این زمینه می باشد.
اسلام علاوه بر ارزش دانستن جذابیت جنسی در روابط زناشویی - و تأكید بر مطلوب بودن این رابطه، مانع تبدیل آن به یك ارزش اجتماعی می شود. سهولت ازدواج در اسلام گواه دیگری بر این مدعی است. اما در فرهنگ غربی جذابیت جنسی را ارزشی اجتماعی در كنار ارزش های دیگر می شناسند.
تا کنون در ارتباط با جذابیت جنسی چندین تحقیق علمی در غرب انجام شده است. موضوع آزمایش این بوده كه "غدد جنسی مرد و زن چگونه تحریک می شوند و به عبارتی مرد و زن گونه تحت تاثیر جنس مقابل قرار می گیرد". آزمایش كنندگان دستگاه هایی را به قلب، مغز و قسمت های مختلف بدن افراد متصل كردند و پس از انجام آزمایشات مختلف دریافتند كه تأثیر پذیری جنسی در مردان از طریق نگاه (چشم) بسیار بیشتر از تاثیر پذیری زنان از طریق نگاه است که آن را لذت بصری می نامند. البته این موضوع را باید از نعمت های خداوند و در دایره ی تدابیر و الطاف الهی به شمار آورد كه در صورت استفاده صحیح موجب سالم شدن روابط زناشویی و محیط های اجتماعی می گردد.
توصیه های اسلام، راه حل مناسبی است تا ضمن وجود این ارزش در روابط زناشویی و تأكید بر آن، از ورود جذابیت جنسی به حوزه های اجتماعی جلوگیری شود. حجاب زنان از مهمترین راه حل هایی است كه برای روابط اجتماعی مطرح شده است. البته حدود حجاب برای زن و مرد متفاوت است و دلیل آن هم خصوصیات و ویژگی های متفاوتشان است. اگر زن نیز مانند مرد از طریق نگاه تحت تأثیر جنسی قرار می گرفت، بایستی مردان هم برای خود پوشش كامل تری را انتخاب می كردند. عدم ورود این ارزش به حیطه ی امور اجتماعی اثرات بسزایی در سعادتمندی هر ملتی دارد. از دیدگاه اسلام ارزش اجتماعی یك زن به مدل ابرو، چانه، بینی، رنگ پوست، قد، وزن و دیگر خصوصیات اندامی اش نیست، زیرا در این صورت افرادی كه از جذابیت ظاهری كم بهره اند مورد ملامت قرار گرفته و ارزش اجتماعی آنان خدشه دار می شود. در واقع اسلام ارزش اجتماعی زن را در علم، وقار، حیا، شجاعت، ایثار و پرهیزگاری، مهر مادری و ... او می داند. می توان نتیجه گرفت حجاب راه حلی زیبا و مبتنی بر ویژگیهای خلقت بشر برای سعادتمندی جوامع انسانی است. حجاب یعنی آزادی روابط اجتماعی از تحت تأثیر قرار گرفتن جذابیت های جنسی. حجاب در حقیقت پوشش زیبایی ها و جذابیت های جنسی از غیر محارم است.
رعایت حجاب یعنی پرهیز از بر انگیختن شهوت شیطانی نامحرمان. حجاب یعنی مصونیت از نگاه شهوت آلود و شیطانی دیگران.
از آنجا که شهوت مردان مطابق با مطالعات علمی فوق الذکر از طریق نگاه برانگیخته می شود، زنی که حجاب و عفاف را رعایت نمی کند چه بخواهد و چه نخواهد، موجب تحریک شهوت هزاران مردی که چشمشان به وی افتاده است می شوند و مردی که در طول روز از منزل بیرون می رود، به ازای هر زنی که حجاب را رعایت نکرده و او آنها را می بیند شهوتش تحریک می شود.
قطعا اکثریت غریب به اتفاق زنانی که بدون رعایت حجاب از منزل خارج می شوند قصذ برانگیختن شهوت دیگران را ندارند و آن را دون شان خود می دانند. شاید می خواهند در چشم همسر و یا نامزد خود زیبا جلوه کنند، لیکن متوجه آثار شوم رفتار خود نیستند. در جامعه یافت می شوند مردانی که در مقابل این تحریکات شهوانی تاب مقاومت ندارند و به فساد کشیده شده و به فواحش و یا تجاوز به نوامیس روی می آورند و گاه زنانی قربانی این تجاوزات می شوند که خود در به وجود آوردن آن نقشی نداشته اند.
وقتی جذابیت جنسی به یک ارزش اجتماعی تبدیل شد، زنانی که به دلایل گوناگون توان رقابت در این عرصه را از دست می دهند، ارزش آنان کم محسوب می شود. زنان شوهردار نیز در رقابت با زنان جوان تر و زیباتر احساس ناکامی می کنند. بنابراین عدم رعایت حجاب در اجتماع، یکی از دلایل از دست رفتن شیرینی زندگی خانوادگی و از دلایل افزایش طلاق می باشد.
در این میان برخی زنان متاهل که احساس می کنند که در چشم همسران خود آن مطلوبیت قبلی را ندارند و احساس امنیت خود را در زندگی خانوادگی از دست داده و برای اینکه در این عرصه سخت رقابتی در چشم همسر خویش کم نیاورند، به آرایش خود در بیرون منزل روی می آورند، بویژه در بیرون از منزل و در همراهی با همسرشان، تا آن احساس کمبود را در چشم همسر خویش جبران کنند.
زنانی که دارای اتکاء به نفس هستند و احساس کمبود در ارزش اجتماعی ندارند و برای خود شان بالا و احترام قائلند، نیازی به نمایش اندام و زیبایی های خود نزد نامحرمان ندارند. به عبارتی دیگر آرایش و نمایش اندام در روابط اجتماعی، نشانه ای از احساس کمبود شخصیت است و اقدامی برای سرپوش نهادن بر این واقعیت و جبران این احساس کمبود محسوب می گردد.
در جامعه ای که رعایت حجاب و عفاف شود زنان از آرامش و امنیت بیشتری برخوردارند.
زمانی كه بنده این منطق را در جوامع غربی مطرح می كردم که ارزش اجتماعی زن نباید به جذابیتهای فیزیکی آنها بستگی داشته باشد مورد پسند آنان قرار می گرفت.
زنانی که خود را فمینیست (مدافع حقوق و ارزش زنان) معرفی می کنند، لیکن خود را آرایش کرده و در روابط اجتماعی به نمایش اندام خود می پردازند، نشان میدهند که چه مقدار برای قضاوت مردان در مورد خود اهمیت قائلند و خود را تا یک عنصر جنسی و یک محرک شیطانی عمومی تنزل می دهند، لذا برخی از شاخه های فمینیستی از آرایش خود و نمایش عمومی اندام خود پرهیز می کنند.  
در غرب زنان از ارزش اجتماعی تلقی شدن جذابیت جنسی به شدت رنج می برند و اگر فلسفه  حجاب خوب شناسانده شود، زمینه برای جذب آنان به اسلام فراهم می گردد.
در سخنرانی های خود در مجامع غربی، گاهی به حجاب حضرت مریم(س) اشاره می كردم، اینكه در تصاویر نصب شده در كلیساهای غرب و مجسمه هایی كه از ایشان طراحی كرده اند، او را با پوششی كامل - مانند چادری كه مسلمانان استفاده می كنند- نشان می دهند.
شاید این ذهنیت به وجود بیاید كه حجاب حضرت مریم (س)، پوششی عرفی در زمان آن حضرت بوده است! مدت ها پیش در موزه لوور فرانسه نقاشی ای قدیمی را دیدم كه در آن حضرت مریم(س) همراه عده ای از حواریون با حجاب كامل در محیطی باز و عمومی نشان داده شده اند و در اطراف ایشان زنانی بدون حجاب در حال صحبت با یكدیگر مشاهده می شدند. می توان از این تصویر نتیجه گرفت كه حجاب آن حضرت، از دید نقاش، پوشش عرفی آن دوران نبوده، زیرا در غیر اینصورت همه باید محجبه می بودند. لذا حجاب آن حضرت جزو امور اعتقادی ایشان بوده است.  در انجیل هم بر رعایت حجاب زنان تاکید شده است.
آنچه از حضرت مریم (س) در تاریخ مطرح شده است همگی از  معنویت، اخلاق و ایمانشان است نه قیافه و ظاهر ایشان. حجابی كه امروزه خواهران روحانی مسیحی دارا هستند، اقتباس از همان پوشش حضرت مریم(س) است. فلسفه حجاب اسلامی در اسلام نیز همان فلسفه حجاب حضرت مریم (س) می باشد.
خاطره ای ذكر می كنم از دختری كه بعد از ملزم شدن خانم ها برای رعایت حجاب در ایران به ایتالیا مهاجرت كرده بود. در رابطه با علت سفرش به ایتالیا گفته بود نمی تواند زیر بار اجباری به نام حجاب برود. پس از مدتی مشاهده شد که ایشان روسری سر می كند و در محیط های اجتماعی با حجاب وارد می شود. وی در باره علت این تغییر رفتار گفته بود: زمانی كه به ایتالیا آمده انتهای راه رعایت نكردن حجاب را دیده و به نتیجه فاجعه بر انگیز آن پی برده است.
همانطور که ذکر شد در جامعه ای كه ارزش های اسلامی حاكم نباشد و جذابیت جنسی به عنوان ارزشی اجتماعی مطرح گردد، به جهت مورد توجه و احترام قرار گرفتن در جامعه، افراد تمام تلاش خود را برای نزدیك شدن به این ارزش می كنند. از طرفی مشاهده می شود سینما، تلویزیون و نشریات مختلف از بین زنان زیبا و جذاب افرادی را انتخاب كرده و به عنوان یك الگو به جامعه خویش معرفی می كنند. همه ما می دانیم، با استفاده از فنون تصویر برداری و گریم، تصویر ارائه شده از این زنان، زیباتر از واقعیت آنان است. در چنین شرایطی اكثر جامعه نمی توانند خود را به این الگو ها نزدیك كنند و درصد كوچكی هم كه خود را در این عرصه موفق احساس می کنند، بعد از سپری شدن ایام جوانی دچار احساس حقارت می شوند. در چنین جوامعی، زنانی كه در میان سالی قرار دارند و شیب از دست دادن زیبایی آنان زیاد است به همان نسبت  احترام اجتماعی آنان كاهش می یابد و دچار بحران روانی می گردند. سن بروز این بحران روحی قبلا چهل سالگی و اخیرا در جوامع غربی به سی سالگی کاهش یافته است. در مقابل مشاهده می كنیم در جوامع اسلامی جایی که ارزشهای اسلامی و حجاب و عفاف رعایت می گردد، با افزایش سن زنان، احترام آنان در جامعه بیشتر می شود.
عده ای نیز بدون توجه به ارزشهای دیگر جوامع غربی مانند مطالعه و كار، گمان می كنند پیشرفت های آنان به خاطر وجود آزادی در نمایش جذابیت های جنسی است؛ اگر این گونه بود در فصول سرد سال كه اكثر افراد خود را به طور كامل می پوشانند نباید پیشرفتی صورت می گرفت! در حقیقت بسیاری از افرادی كه جذابیت های فیزیکی خود را در جامعه عرضه می كنند موجب تحریك دیگران می شوند، زمینه های بروز مفاسد اجتماعی و سست شدن بنیان خانواده ها را پایه گزاری می كنند. در مقابل، زنان محجبه اجازه نمی دهند دیگران با نگاه هوسرانی به آنها بنگرند و حرمت و وقار خود را حفظ می كنند. این چنین است اگر در جامعه ای با ارزشهای اسلامی مرد نامحرمی از زیبایی جنسی زنی تعریف كند و بگوید شما چه اندام زیبایی دارید، او بر افروخته شده و این گفته را یك توهین به خود تلقی می كند؛ اما در جوامع دیگر هنگام مواجهه زنی با تعریف دیگران از اندام خود مشاهده می شود كه او از این گفته خوشنود شده و تشكر می كند. البته عده ای تحت عنوان نهضت های فمنیستی در غرب اعتراضاتی به این مسائل دارند و مخالف استفاده تولیدكنندگان و بازرگانان از زنان نیمه برهنه برای تبلیغ كالاهایشان هستند. می گویند زنان نمایشگاه متحرك و بازیچه مردان نیستند كه آرایش كرده و زیبایی های جنسی خود را به دیگران عرضه كنند! این موج مخالفت بدانجا كشید كه قانونی در پارلمان اروپا مطرح شد مبنی بر عدم استفاده از جذابیت های جنسی زنان در تبلیغات و فروش كالا که البته با مخالفت صاحبان سرمایه مواجه گردید.
بنده خاطره ای به یاد دارم از "ادواردو آنیلی" فرزند یكی از ثروتمند ترین سرمایه داران ایتالیا، او از ارزشهای رایج در جامعه اش دور شده بود و برای ما می گفت كه بسیاری از ارزشهای اجتماعی غرب را قبول ندارد. مثالی از تبلیغات كمپانی پدرش برای فروش نوع جدیدی از اتومبیل زد كه در آن جوانی همراه نامزد خود پشت چراغ قرمز می ایستد و در كنار آنها جوانی دیگر با اتومبیل مورد نظر (جهت تبلیغ در این آگهی) توقف می كند. دختری كه در اتومبیل اول نشسته بود با مشاهده اتومبیل دوم، از ماشین پیاده شده و سوار ماشین دوم می شود. این نشان دهنده آن است كه در جوامع غربی روابط زناشویی به راحتی در برابر یك كالا فدا می گردد.   
اگر در جامعه ای ارزشهای دینی حاكم نباشد، حتی انحصار ازدواج بین زن و مرد را هم از بین می برند. مانند كشورهای هلند،كانادا و امریكا كه انسان را به یاد قوم لوط می اندازد. امروزه در غرب خود فروشی زن و خود فروشی مرد یك شغل محسوب می شود، تنها لازم است بهداشت را رعایت كنند و مالیات كار خود را به دولت بپردازند! تا جایی که از آنها با عنوان خدمات رسانان سکس یاد می کنند و در اقتصاد آن را جزو تولید خدمت محسوب می نمایند. آنها حتی می توانند كاندیدای مجلس و ریاست جمهوری شوند! آنها در خیلی از كمیسیونهای پارلمانی و كمیسیون حقوق بشر حضور فعال دارند.
آخیرا وزیر خارجه آلمان که یک مرد است با مرد دیگری ازدواج کرد و خانم مرکل صدر اعظم آلمان و خانم کلینتون وزیر خارجه آمریکا هم در جشن ازدواج آندو شرکت کرد.
 
ازدواح آقای وزیر خارجه آلمان با شوهرش با حضور خانم کلینتون !
عکس فوق وزیر خارجه آلمان و شوهرش به همراه خانم کلینتون در مراسم ازدواج آن دو است.
 
طبق آمارهای ارائه شده، از هر سه زن در ایتالیا به یكی از آنان تجاوز شده و از هر چهار دختر یكی از آنها اولین ارتباط جنسی اش با محارم خود بوده است. در انگلستان هر مردی که سه فرزند دارد یکی از آنها فرزند خود او نیست و از آن اطلاع ندارد. این موارد به علت عدم حاكم شدن قوانین و ارزشهای دینی در جامعه است.
آینده چنین جوامعی آزادی زنا با محارم است هر جند کم و بیش در این جوامع زمینه بروز آن مشاهده می شود.
اگر ما بتوانیم اسلام و حجاب را آنگونه كه هست تشریح كنیم خیلی از ذهنیت ها در جهان تغییر می كند. وقتی برای زنان، نگاه اسلام به زن و حجاب مطرح گردد، بسیاری از آنان به این دین آسمانی گرایش می یابند. به علت وجود این واقعیت هاست كه غرب برای جلوگیری از نفوذ اسلام در بین جوامع خود به تحریف در باره عقائد اسلام روی آورده است. اگر اصل اسلام موجب گریز این جوامع از اسلام می شد نیازی به تحریف نمی دیدند.
غربی كه همه نوع فساد و فحشا در آن آزاد است نمی تواند رعایت حجاب توسط زنان و دختران مسلمان را را تحمل كند و تا آنجا پیش می رود كه دختران نوجوان را به دلیل رعایت حجاب از تحصیل محروم می كنند.
ما باید از بابت اسلام و ایمانمان، خدا را شكر كنیم و به حجاب زنانمان ببالیم. همه باید بدانند در صورتی یك زندگی سالم و آرامتری خواهند داشت كه جذابیت جنسی تنها یك ارزش زناشویی شناخته شود و از بروز آن در روابط اجتماعی پرهیز گردد.
توصیه بنده به خانمهایی که عامدا اندام خود را در جامعه به نمایش می گذارند این است که احساس کمبود شخصیتی خود را با افزایش علم و عمل صالح جبران کنند که ارزشی ماندگار خواهد بود، نه با نمایش اندام که بر فرض کسب احساس کاذب، امری گذرا است و آسیب های اجتماعی بسیاری را به دنبال دارد.
در جامعه ایران از عبارت بدحجابی به نحو صحیحی استفاده نمی شود.
بد حجاب در حقیقت باید به کسی گفته شود که اندام خود را آنطور که شایسته است نمی پوشاند. مثلا حساسیتی به پیدا شدن موی خود ندارند هر چند قصد نمایش و خودنمایی و تحریک دیگران را نداشته باشد.
زنانی که خود را آرایش می نمایند و زیباتر از آنچه هستند به نمایش می گذارند شایسته عبارت دیگری هستند. شاید عبارتی مشابه "جلوه فروشان" برای آنها مناسب تر باشد.
تفاوت جلوه فروان با خود فروشان این است که جلوه فروشان عملا خواسته یا ناخواسته به تحریک شهوات شیطانی می پردازند بدون اینکه شهوت برانیخته را ارضاءنمایند، در حالی که خودفروشان به ارضاء مشتریان خود روی می آورند. در حقیت می توان جلوه فروشان را بازار یابانی برای خودفروشان محسوب نمود.
در اینجا ذکر این نکته ضروری است که زیایی اگر وارد عرصه تحریک جنسی در روابط اجتماعی نشود مذموم نیست. بطور مثال برخی ها چادرهای گلدار را بر می گزینند یا در محافل زنانه به آرایش خود می پردازند. چون در بین زنان جذابیت جنسی و تحریک پذیری به صورت طیعی وجود ندارد، لذا منعی برای آن گذاشته نشده است. بنابراین آنچه در اسلام منع شده است با هدف جلوگیری از تحریک شهوات جنسی در روابط اجتماعی و نامشروع است.
طرح  شعارهای زیر در جوامع غربی می تواند هدف اسلام از طرح موضوع حجاب را تا حدودی روشن نماید.
-        با رعایت حجاب از تحریک شهوت مردان پرهیز نمایید.
-        به نمایش گذاشتن جذابیت های جنسی نشانه احساس کمبود شخصیت است.
-        رعایت حجاب نشانه احساس شخصیت است.
-        در اسلام زن یک ابزار تبلیغاتی نیست.
-       در اسلام زن یک کالای تجاری نیست.
-        در اسلام جذابیت فیزیکی نباید به یک ارزش اجتماعی تبدیل شود.
-        زنی که اندام خویش را به نمایش عمومی می گذارد، از قدر و منزلت خویش غافل است.
-        رقابت در عرضه اندام در عرصه اجتماعی، بنیان خانواده را سست می کند.
-        ارزش زن بیش از این است که به رقابت در نمایش عمومی اندام خود برای جلب نظر مردان بپردازد.
-         مسابقه نمایش اندام زنان در جامعه بیشترین آسیب را به زنان می زند.
-        کسب احترام اجتماعی را از طریق افزودن بر علم و عمل صالح دنبال کنید و نه از طریق شرکت در مسابقات نمایش جذابیت های فیزیکی.
-       انتخاب ملکه دانایی را جایگزین مسابقه ملکه زیبایی نمایید
ذکتر محمد حسین قدیری ابیانه

گزارشی از تحقیقات موجود در زمینه تعدد زوجات

موضوع:

نقش ادیان در تطور و حیثیت اجتماعی زن

محقق: صادق حشمت زاده

دانشکده ادبیات وعلوم انسانی / دانشگاه تهران- سال 1350

زن در دین یهود

قبل از ظهور موسی (ع) زن در جامعه آنطور که شایسته است قابل احترام نبود و دستوراتی هم راجع به ازدواج و طلاق وجود نداشت و مراسم آنان هم تحت قواعد صحیحی اجرا نمی شد، چنانکه رعایت مزاوجت را با محارم خویش نمی نمودند.

پس از ظهور حضرت موسی تغییرکلی در مقام و حقوق زن ایجاد شد. احکام کلیدی در منع ازدواج با محارم نازل گردید و در اثر صدور اوامر اکید و توجه به ترقی دادن زن در امور اجتماعی، پیشرفت قابل توجهی در دیدگاه نسبت به زن ، با احترام به او در تحصیل و تعلیم و تربیت به وجود آمد.

بنابراین دین یهود موقعیت زن را نسبت به قبل بهتر کرد. در فروختن زن تغییر کلی داد ، ازدواج با محارم را ممنوع کرد و در بعضی از شؤون اجتماعی نیز به زن مقامی عطا کرد؛ اما از آنجا که یهود معتقدند زن از مرد ایجاد شده ، دارای وجود مستقل نیست و همواره تابع مرد خواهد بود، همچنین معتقدند عامل خروج آدم از بهشت حوا بوده است، بنابراین زن را موجب بدبختی نوع بشر، و موجودی پست در ردیف مار می دانند و برای او محرومیت هایی در نظر گرفته اند مانند اینکه عبادت زن ، نصف مرد ارزش دارد و نذر و دعا و تکالیفش بدون اذن و اجازه پدر یا شوهر بی اثر است.

در دیانت یهود، زن و مرد از حیث زناشویی همسان و همطراز نیستند. درست معلوم نیست که ازدواج در یهود واجب بوده یا نه ، ولی تأکید و تشویق فراوان نسبت به آن شده است. در این دین به زناشویی ، عفت ، عصمت و تحکیم اساس خانواده توجه زیادی مبذول شده و ازدواج را به شکل نکاح و متعه قبول دارد.

تعدد زوجات نیز در یهود جایز است و قید و حصری بر آن معین نشده است. انبیاء و پادشاهان بنی اسرائیل نیز زنان متعدد داشتند چنانکه سلیمان نبی 700 زن و 300متعه داشت.

زن در دین زرتشت

قبل از زرتشت وضع حقوقی زن به درستی برای ما مشخص نیست اما با توجه به رژیم ملوک الطوایفی و حاکمیت قدرت پدری می توان گفت که زن مِلک مرد بوده است. زرتشت زنان را از آن وضع ناهنجار نجات داد و برای آنان حقوقی عظیم قائل شد. به تدریج زن در بسیاری از موارد در امور اجتماعی دخالت داده شد به طوری که در بعضی مواقع رهبری و ریاست خانواده به عهده او بوده است. اما مسلم است که هیچ گاه حقوق زنان به پای مردان نرسیده و همواره ملزم به اطاعت محض از آنان بوده اند و مهجوریت و محرومیت زنان در موارد مختلف پیش بینی شده است. با این حال زن در نزد زرتشتیان وضع محترم تری داشت تا دیگر بلاد شرق.

ازدواج در دین زرتشت غالباً به شکل نامزدی و شیرینی خوران در دوران کودکی، و با اذن پدر دختر شکل می گرفته است. البته دختر نیز حق اظهار نظر در مورد ازدواج خود را داشته و نمی توانستند او را به زور شوهر دهند. تعدد زوجات نیز میان زرتشتیان بخصوص نزد پادشاهان هخامنشی و ساسانی و روحانیان معمول بوده ، چنانکه خسرو پرویز حدود سه هزار زن داشت.

زن در دیانت مسیحیت

در یک نظر کلی مسیحیان نظرخوشی نسبت به زن نداشته و برای کسر مقام و نقصان شخصیت او دلایل متعدد می آوردند. از آن جمله قضیه آدم و حوا است که اعتقاد دارند خلقت زن مؤخر از مرد است ؛ بنابراین زن عرضی و تابع مرد بوده و جنس پلید و ناپاکی است که موجب هبوط آدم و باعث بدبختی و شرارت و بر هم زدن نظم جهان شد. همچنین کاتولیک ها معتقدند که جز مریم مقدس سایر زنان فاقد روح ، و برزخ بین انسان و حیوانند.

در سال 586 میلادی انجمنی در همین مورد که آیا زن دارای روح است یا نه ، تشکیل شد و سرانجام به این نتیجه رسیدند که زن انسانی است که برای مرد آفریده شده و همچون اطفال ، قیّم لازم دارد و شهادت نیز نمی تواند بدهد. معذلک مسیح(ع) برای زن حقوقی قائل شده و همچنانکه زن را موظف ساخته که حق شوهر را ادا نماید ، به مرد نیز تکلیف نموده که حقوق زن را محترم شمارد. اما در این دین کراراً به اطاعت زنان از شوهران تأکید و تصریح شده است.

در مورد ازدواج ، در مسیحیت «زناشویی» نه تنها تشویق نشده و امری واجب و لازم نیست ،بلکه عدم رغبت و بی میلی شدیدی نسبت به آن ابراز گردیده است. بنابراین تنها یک نوع زناشویی مرسوم است که آن هم از نوع تک همسری است. گرفتن کنیز هم در این دین ممنوع اعلام شده است. تعدد زوجات نیز جایز نیست و سنت بر یک زنی است.

پس از آن ، محقق به دیدگاه اسلام نسبت به زن پرداخته است.

تبیان

گزارشی از تحقیقات موجود در زمینه تعدد زوجات

موضوع پایان نامه: چند همسری ازنظر اسلام

محقق: محمد جعفری

زمستان 73

دانشگاه تهران/ دانشکده علوم اجتماعی.

این پایان نامه در سه بخش تنظیم شده است: در فصل اول مقام زن در اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده مورد بحث قرار گرفته ؛ در فصل دوم چند شوهری از نظر اسلام مورد بررسی قرار گرفته و در فصل سوم به موضوع تعدد زوجات یا چند زنی در اسلام پرداخته شده است. در اینجا به ذکر خلاصه ای از فصل سوم اکتفا می کنیم.

چند زنی و سابقه آن

چند زنی یا تعدد زوجات در مقابل تک زنی قرار می گیرد. چند زنی دارای سابقه طولانی در میان ملت های قدیم است. علامه طباطبایی در" کتاب تعدد زوجات و مقام زن در اسلام " می نویسد:

" در بیشتر ملتهای قدیم چون مصر ، هند ، چین ، فارس قدیم و حتی در میان رومیان این پدیده دیده می شود."

در چین جامعه به کسی که می توانست از چند زن نگهداری کند به چشم اعتبار می نگریست. در ایران در زمان ساسانیان اصل تعدد زوجات اساس تشکیل خانواده ها به شمار می رفت و در عمل تعداد زنانی که مرد می توانست داشته باشد نسبت به استطاعت او بود .

چند زنی در بین مذاهب و ادیان:

ویل دورانت در کتاب "تاریخ تمدن "آورده است که، در آئین زرتشت تعدد زوجات و انتخاب و اختیار کردن همخوابگان و کنیزکان آزاد بوده و این به خاطر تشویق برای افزایش جمعیت بوده است.

دکتر سید رضا پاک نژاد در کتاب" ازدواج ، مکتب انسان سازی" می نویسد در تورات ( کتاب مقدس یهودیان ) برای چندزنی تعابیری اندیشیده شده که این معنی مجاز بودن آن است.

انجیل ( کتاب مقدس مسیحیان ) نیز در این زمینه اظهار نظر و مخالفتی نکرده ،منتهی کلیسا تعدد زوجات را ممنوع کرده است.

آثار چندزنی از نظر اسلام:

- ملحق شدن عده کثیری از زنان به دایره ازدواج وزناشویی

ازدواج یک حق ذاتی و فطری هر آدمی است، همچنین در اکثر نقاط جهان جمعیت زنان بیشتر از مردان است. و از آنجا که اسلام ارضاء جنسی از طریق همجنس بازی یا اموری از این قبیل را منع کرده و راه صحیح ارضاء غرایز را ازدواج دانسته، چند همسری و تعدد زوجات را با شرایط ویژه جایز می داند.

- منافع اقتصادی چندزنی:

چندزنی عامل بسیار مهمی در جلوگیری از اسراف و به هدر رفتن سرمایه هاست. اگر درصد زنان اضافی به علت اینکه حقوق آنان مراعات نشده با عشوه و طنازی میل مردان را به خود جلب کنند، بر اثر روابط نامشروع چون حقوقی برای آنان محفوظ نیست ممکن است دست به خالی نمودن جیب مردان بزنند و بعد این پولها را صرف عیش و نوش خود کنند به این ترتیب سرمایه های جامعه به هدر می رود...

قانون چند زنی از این امر جلوگیری می کند.

- اصلاح جامعه از طریق تعدد زوجات: همانطور که بیان شد "حق تأهل" طبیعی ترین حق بشر است. اگر زنان اضافی جامعه احساس کنند که این حق آنان نادیده گرفته شده ، بسیار احتمال دارد از مقررات عدول کنند و از هر طریق ممکن ،حتی از روی حسادت ،حریم امن خانواده ها را درهم بشکنند.

- اما در صورتی که این زنان بتوانند با تعدد زوجات سامان یابند دیگر با حسادت ،انرژی و نیروی خود را بیهوده هدر نمی دهند و آن را صرف وضع زندگی، تربیت بهتر نسل خویش و پیشبرد اهداف عالی جامعه خواهند نمود.

چندزنی از نظر قرآن:

طبق آیه سه سوره نساء، قرآن اجازه چند زنی را به شرط رعایت عدالت می دهد. ولی هیچگاه تعدد زوجات را واجب ننموده و تنها چیزی که واجب کرده رعایت عدالت بین زنان است . قرآن فرموده که رعایت عدالت کارهر کسی نیست و کسی که نتواند مراعات عدالت را بکند باید به همان یکی اکتفا کند.

شرایط اسلام برای چند زنی:

-محدودیت: اسلام چند زنی را به حداکثر چهارزنی تقلیل داد.

- عدالت: در این مورد بسیار به رعایت عدالت سفارش شده است(سوره نساء-آیه3). محل ذکر این شرط بسیار جالب است، پس از آن که اجازه می دهد تاچهار زن، بلافاصله یادآوری می نماید که اگر نه تنها یقین، بلکه شک و بیم داشتی که نتوانی رعایت بکنی، فکر اینکه با چند زن ازدواج کنی را کنار بگذار و به خودت به کلی اجازه یک چنین عملی را مده.

اگر گرفتن چند زن در اسلام « جایز » است رعایت عدالت « واجب » است...

تعدد زوجات با این شرط اخلاقی شدید به جای آن که وسیله ای برای هوسرانی مرد واقع گردد شکل و قیافه انجام وظیفه به خود می گیرد.

علل زوال چند زنی:

در این قسمت پژوهشگر به این مسئله می پردازد که چگونه تعدد زوجات با توجه به سابقه تاریخی و رواج و منزلتی که بین مسلمانان داشته، امروز عملی قبیح و ناپسند به شمار می آید.

علت این امر در دوران مشروطیت ریشه یابی شده است . زمانی که تسلط فرهنگی استعمار بر فرهنگ خودی موجب شد بعضی سنت ها مثل تعدد زوجات یا ازدواج موقت ناهنجاری تلقی شود.

مرحوم آیت الله طالقانی ضمن اشاره به اینکه تعدد زوجات در جوامع اسلامی هیچگاه منشاء نابسامانی و اعتراض نبوده و مردان و زنان مؤمن و متقی در پرده عفاف و رشد با اطمینان زندگی می کردند اضافه می کند پس از قدرتمندی غرب و تحریک استعمار... طلایه داران استعمار به نامها و عناوین رنگارنگ به سنن و فرهنگ و افکار ما یورش بردند تا هرگونه مقاومت روحی و اخلاقی را در هم بشکنند... آنچه شرق شناسان و غربزده ها به رخ جوامع اسلامی و در نتیجه به رخ اسلام می کشند رفتار مسلمان نماهای جاهلیت خوی و حرمسراهای حکام مستبد و خلفای ناخلف و وابستگان به آنها است که اگر با نصوص قرآن و سنت و روش مسلمانان راستین مقایسه شود جدایی این دو از هم را در می یابند.

دکتر قدسیه حجازی در کتاب" ازدواج در اسلام" یکی از علل زوال چند زنی را قوانین مشروطیت و قانون گزاران آن می داند. وی معتقد استقانونگزاران مشروطیت از قوانین شرع آنچه حقوق آنها را تأمین می کرده گرفته اند ولی آنچه تکالیف آنها یعنی حق زن بوده را رها کرده اند.

خانم حجازی عامل دیگر زوال تعدد زوجه را " حیله مردان برای فرار از مسئولیت ازدواج "می داند ولی معتقد است چون "ازدواج و مقررات ناشی از آن برای مرد مشکل و دارای زحمت است لذا مرد به تمام حیله های ممکن متوسل می شود و می کوشد تا خود را از مشکل نجات دهد."

هوسرانی و شهوت پرستی بسیاری از مردان موجب شده است درصدد یافتن مجراهایی باشند که از راه سهل الوصول تری به میل جنسی خود پاسخ دهند. لذا بسیاری از مخالفت هایی که از سوی زنان با تعدد زوجات می شود حرف هایی است که مردان به طور غیرمستقیم - در ظاهر به خاطر دلسوزی ولیکن برای منفعت خویش- در گوش زنان فرو کرده اند.

در انتها علت اساسی زوال تعدد زوجات، روند هنجاری است که بخصوص از زمان ناصرالدین شاه شروع شد و در عصر رضاخان اوج گرفت، علاوه بر آن جاری شدن هنجار مدرنیسم و گسترش آن در جامعه عامل دیگری است. وگرنه تعدد زوجه عامل مناسبی است برای ممانعت از فحشاء ، فساد و ممانعت از انزوای زنان و...

تبیان

زن در یهودیت

برخی محققین نقش زنان را در روایات تنخ یهودی کم‌رنگ دانسته‌اند؛ استانسون کتاب مقدس را کتابی سرتاسر مردانه دانست.[۱] البته در بین اسرائیلیان شکلی از مادرسالاری وجود داشته است، که نشان‌دهنده موقعیت زن در خانواده‌های اسرائیلی‌است. ساره همسر ابراهیم، راحیل و لیه همسران یعقوب، صفورا همسر و میریام خواهر موسیو استر همسر خشایارشا، مهم‌ترین زنان عهد عتیق هستند. بنا بر روایت تورات، زن از دنده مرد آفریده شده است،[۲] و در باغ عدن حوا بود که آدم را به خوردن از میوه ممنوعه اغوا کرد؛[۳] و به جزای این گناه شوهرش تا ابد بر وی مستولی شد.[۴] در بین اسباط یهود، تنها زنی که به داوری رسید، دبوره بوده است[۵]؛ که بر اساس هاگادا و متون میدراش، به وی وحی نمی‌شده است و پیامبری نداشته است.[۶] بر اساس هاگادا، تنها زنی که خدا با او سخن گفته، ساره بوده است.[۷] در عهد عتیق، تنها بخشی که به جای پسران اسرائیل، دختران اسرائیل به کار رفته است، اشعیا دختران صهیون را برای تکبر و خودآرایی سرزنش می‌کند.[۸]

زن در بین عشایر بنی‌اسرائیل، خرید و فروش می‌شده است؛ در تورات، پدر در برابر دریافت حق پدری، که بهای دختر باکره نامیده می‌شد،[۹] دختر خود را به شوهر می‌فروخت و هنگامی که این معامله انجام می‌گرفت و دختر نامزد می‌شد، مورد تملک مرد قرار می‌گرفت.[۱۰] مرد اجازه داشت هر اندازه که دارایی‌اش به او اجازه می‌دهد، زن اختیار کند و یا از بازار، کنیز و هم‌خوابه خریداری نماید.

هر چند بیرون کردن زن که در حکم طلاق بود، برای مرد بسیار ساده انجام می‌گرفت،[۱۱] جدایی زن از مرد تنها در صورتی امکان داشت که مرد به آن رضایت دهد.

در کتاب تورات، مردی که زن خود را مورد گمان قرار می‌دهد، می‌بایست به کاهن نیاز پرداخته و کاهن با تشریفات خاصی زن را مورد لعنت و نفرین قرار دهد و آب مخصوص تکفیر را به او بخوراند تا اگر مرتکب گناهی شده که کسی شاهد آن نبوده است، آب لعنت وارد احشای او شده، ران او شاقط و شکمش منتفخ گردد.[۱۲]

در میثاق یهوه آمده است، اگر مردی به دختری تجاوز کند، باید بهای دختر را تماماً به پدر او بپردازد.[۱۳] این بها پنجاه شکل نقره تعیین شده است.[۱۴]

در تورات، زنی که از طرف مردی رها شده است با زن فاحشه هم‌پایه است و دین‌داران یهودی از ازدواج با چنین زنانی برحذر داشته شده‌اند.[۱۵]

بر اساس حکم تورات، اگر مردی با زنی ازدواج کرده، ولی پس از مدتی از او سیر شده به او تهمت زند که تو پیش از زناشویی و در خانه پدرت با مرد دیگری همخوابه شده‌ای، پدر زن موظف است جامه خونین شب زفاف را که بیان‌گر باکره بودن دختر او بوده است، به دادگاه بنمایاند، وگرنه زن محکوم به سنگسار می‌شود.[۱۶]

در عصر تلمودی، موقعیت زنان یهودی بسیار پست‌تر از مردان به شمار می‌رفت.زنان در مدارس دینی که ربی‌ها اداره می‌کردند پذیرفته نمی‌شدند. رهبری و مقام‌های مذهبی در اختصاص مردان بود و زنان حق سفر نداشتند. دعاها و نمازها ویژه مردان بود و زنان نمی‌توانستند حد نصاب جماعت را تشکیل دهند. در معبد، زنان حق عبور فراتر از مرز دهلیزی مختص ایشان، نداشتند و ورود زنان به صحن داخلی با کیفر مرگ همراه بود. زنان در مراسم قربانی حق شرکت نداشتند، و دیدار آن هم مجاز شمرده نمی‌شد. نوشتن متون هلاخا، میدراش و متون عرفانی نیز به مردان اختصاص داشت.بر اساس، قوانین صنیوت، زنان نباید در حضور مردان سخن می‌گفتند و یا آواز می‌خواندند.[۱۷] اگر زنی صدایش به قدری بلند بود که وقتی در خانه‌اش سخن می‌گفت، همسایگان قادر به شنیدن صدایش بودند، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.[۱۸] بر اساس قانون ایحود، خلوت و اختلاط زنان و مردان ممنوع گردید و پرده مهیتزا(محیصه) در کنیسه‌ها کشیده شد که زنان را از مردان جدا می‌ساخت. از سوی دیگر، گواهی دادن زنان در دادگاه و قضاوت آن‌ها ممنوع بود.

ویکی پدیا

زنان از دیدهای متفاوت

زن شاهکار خلقت است
برنارد شاو

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست
ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل
مالرب


تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است
امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست
آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
ناپلئون

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان
رومن رولان

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند
کونته ورسیه

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد
بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند
رابیندرانات تاگور

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند
لرد بایرن

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است
گوته

زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند
الکساندر دوما

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...
مارکوس آنا

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ویلیام شکسپیر


زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند
برنارد شاو

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است
شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد و مرد عاقل می گذارد که زنش او را تربیت کند
مارک تواین

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند
جونسون

مردانیکه بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی میکنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن میتازند
ارد بزرگ

زنان بخوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند
داستایوفسکی

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد
کمتر دچار گسست می شوند
ارد بزرگ

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر
پاکی ،نمونه عطوفت و چشمه عنایت است
اقبال لاهوری

آیندۀ اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ،تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد
ابوفور

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ،
به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است
میشله

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . آلفونس دوده

کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند . دیسرائیلی
فرهنگ

حجاب بانوان در ادیان آسمانی

در مورد حضرت آدم و حوا و فرزندانشان آنچه از پوشش آمده تنها پوشیدن شرمگاه آدم و حوا با برگ‌های درختان بهشتی است که در متن قرآن کریم آمده است و جز آن هیچگونه مطلبی در دست نیست. البته تا پیش از بلوغ نوادگان آدم و حوا، خانواده واحد و محرم یکدیگر بودند، اما از وضعیت پس از آن هیچ نشانی در دست نیست.

در دوران نوح و ابراهیم(ع)
از امام باقر(ع) نقل شده که در زمان نوح(ع) هفت صد نفر از زنان جامه‌های رنگ شده پوشیدند و خود را به زیورها و عطرها آراستند و از پرده‌های خود به در آمدند و در شهرها متفرق شدند! و در مجالس مردان در عیدها حاضر و جمع می‌شدند و در صف آنان می‌نشستند.
از عبارت در شهرها معلوم می‌شود که این سخن مربوط به پیش از طوفان است؛ چرا که پس از طوفان با حداکثر 80 نفر باقیمانده تنها دهی را یا در کوفه و یا در موصل در شمال عراق بر پای نمودند و شهرها و جمعیتی این چنین و عصیانی در این حد نداشتند.
از عبارت از پرده‌های خود، معلوم می‌شود که زنان در آن زمان پرده‌نشین بوده‌اند و یا حجاب داشته‌اند که در متن اصل عربی خبر همین کلمه آمده است و شگفتا که این نخستین متن خبر معتبری است که در آن حکایت حجاب از پیش از آن زمان و نقض آن در آن دوران آمده است. پس بانوان باایمانی که به همراه نوح(ع) در طوفان به کشتی وی سوار بوده‌اند با حجاب بوده‌اند، بنابراین الزاماً یا لااقل ترجیحاً و غالباً جدای از مردان بوده‌اند اما نسبت به حضرت ابراهیم(ع) کسانی جز خانواده و خاله‌زاده‌اش لوط(ع) مؤمنی شمرده نشده است. امام صادق(ع) فرموده است:
دختر خاله حضرت ابراهیم، ساره که خوش‌صورت بود به او ایمان آورد و همسر او شد و پس از بت‌شکنی ابراهیم(ع) و محکومیت به آتش سوزی و سالم ماندنش و تبدیل محکومیت وی به تبعید و جلای وطن به شام، حضرت ابراهیم(ع) برای این سفر الزامی صندوقی تهیه کرد تا همسرش ساره را در آن نهاده و از دید مردم پنهان دارد که البته این بیش از مقدار حجاب لازم شرعی و به جهت خصوصیت مورد خاص بوده است، اما اجمالاً نشانی از وجود حجاب خواهد بود به ویژه که این رفتار مستند به غیرت حضرت ابراهیم(ع) شده است.
شاید روشنتر از آن متنی از سفر پیدایش تورات باشد که حاکی از وجود حجاب در خاندان ابراهیم(ع) می‌باشد، آنگاه که زنی به نام رفقه همراه با خدمتگزار اسحاق(ع) به سوی وی بر روی شترانشان می‌روند، و اسحاق از دور به استقبال آنهامی‌رود رفقه اسحاق را در صحرایی می‌بیند و می‌فهمد که مردی است و به استقبال آنها می‌آید اما او را نمی‌شناسد لذا از خدمتگزاراسحاق که همراهش بر روی شتر بود می‌پرسد: «این مرد که در صحرا به استقبال ما می‌آید کیست؟ خادم گفت: آقای من (اسحاق) است. پس رفقه از شتر خود فرود آمد و برقع خود را بر گرفت و خود را پوشانید.»

موسی(ع) و موسویان یهودی
در قرآن کریم در داستان فرار موسی(ع) از کاخ فرعون به سوی شهر مدین آمده است که دختر شعیب از طرف پدرش، موسی(ع) را فراخواند چون به نزد پدرش شعیب رسیدند پیشنهاد کرد که از موسی برای چرانیدن گوسفندان کمک بخواهد و گفت: او نیرومند و امانتدار است. در خبر از امام رضا(ع) آمده است که شعیب از او پرسید: امانتداری او را چگونه دانستی؟ گفت: چون او را از سوی شما فرا خواندم و به راه افتادیم از من خواست پشت سر او حرکت کنم و راه را به او نشان دهم؛ تا چیزی از من نبیند که این حجب و حیا و احتشام موسی(ع) را می‌رساند این می‌رساند که ندیدن جایی از زن ملاک امین بودن شمرده شده اگر حجاب و پوشش یک ارزش نبود، ندیدن چیزی از زن ملاک امین بودن شمرده نمی‌شد، بلکه حجب و حیای دختر شعیب را نیز می‌رساند زیرا ندیدن چیزی از زن را ملاک امین بودن شمرده است پس نزد خودش نیز پوشش یک ارزش شمرده می‌شود.
اما در تاریخ تمدن ویل دورانت به نقل از اصول اخلاقی تلمود یهود آمده است که: اگر زنی به نقض قانون یهودی می‌پرداخت، چنانچه مثلاً بی‌آنکه چیزی بر سر داشت میان مردم می‌رفت... که به روشنی حاکی است که بی‌روسری به میان مردم رفتن زنان، خلاف قانون شرع یهود است.
از دوران موسی(ع) خبر دیگری در قصص الانبیاء در دست است که گوید: عموزاده موسی(ع) قارون که همراه فرعونیان و همانند آنان شده بود، چهارهزار جنگجو و سیصد کنیز و کلفت و خدمتگزار زن آراسته همراهشان بود این متن تنها گزارش از نقض حجاب دارد و نسبت به وجود حجاب ساکت است.
گرچه در خبری آمده است که پس از موسی(ع) وصی وی یوشع بن نون لشکرکشی و فتوحاتی نموده است و در یکی از شهرها شخصی از بنی‌اسرائیل که مؤمن متدینی بود و شهرت یافته بود که اسم اعظم را می‌داند و لذا مستجاب‌الدعا می‌باشد به نام بلعم وقتی که لشکریان یوشع به آن شهررسیدند سردارشهرکه قصد مقاومت داشت از بلعم خواست که علیه لشکریان یوشع نفرین کند، بلعم نفرین نکرد امابه آن سردارگفت:به زنان دستور بده که خود را بیارایند و به میان لشکریان بروند و خود را بر آنان عرضه کنند و طاعون گرفتند و در ظرف سه ساعت هفتاد هزار نفر از طاعون مردند که شاید شاهدی بر نقض حجاب باشد.
اما پرورش مریم(س) بنا به شریعت موسی(ع) بوده و در این موضوع در خبری از امام باقر(ع) آمده است که: چون مریم به سن بلوغ زنان رسید خداوند به زکریا وحی فرمود که برای مریم پرده‌ای بکشد که پنهان باشد که این حاکی از حجاب است.
عیسی پس از موسی(ع) پیغمبر اولواالعزم جدید بود اما نه با شریعتی جدید که مبعوث به همان شریعت موسی بود مگر موارد نادری، پس بنابر ثبوت حجاب در شریعت تورات موسی(ع) شامل مسیحیان عیسوی نیز هست، گرچه در اناجیل چهارگانه رسمی باقیمانده و همچنین در رساله پیوسته به اناجیل، حکمی درباره حجاب در دست نیست.
پولس در رساله (نامه) خود به مبشر و مبلغی قرانتیان بر پوشش و حجاب زن در وقت دعا و نیایش شدیداً تأکید دارد آنجا که گوید: در دل انصاف دهید، آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند؟! می‌خواهم شما بدانید. اگر زن را مو بریدن یا تراشیدن قبیح است (پس) باید بپوشد (و) اگر زن نپوشد موی را (گویا) ببرد (پس) هر زنی که سر برهنه دعا کند چنان است که (سرش) تراشیده شود! (و) سر خود را رسوا سازد! از این جهت زن می‌باید عزتی بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان.
پس به نظر می‌رسد 1. پوشیدن در غیر مواقع دعا، مفروغ‌عنه بوده است آنچه تأکید شده پوشش هنگام دعا یا نمازاست؛ 2. گویا حجاب به عنوان یک عزت و کرامت برای زن مطرح شده است.

منبع: ماهنامه معارف، شماره 41

زن در قرآن كريم و متون بودايي

آنچه در پي مي‌آيد، ترجمه مقاله "Attitude of Women in Buddhist Text and Holy Quran" است كه سال گذشته در سمينار بين‌المللي «زن در اديان مختلف» به مناسبت گراميداشت مقام زن در روز مادر مصادف با زادروز دختر گرامي پيامبر اسلا‌م، حضرت زهرا (س)، در مركز مطالعات علوم انساني دهلي‌نو هابيتات سنتر توسط نگارنده ارائه شد و اينك تقديم خوانندگان صفحه انديشه مي‌شود.
نوشتار ذيل قصد دارد پيدايش تحول اجتماعي و ارزش نهادن به مقام زن را پس از ظهور دو دين اسلام و بوديسم مورد بررسي قرار دهد.
به لحاظ تاريخي، ظهور و گسترش دين بودا در مشرق‌زمين به بيش از هزار سال پيش از ظهور اسلام در جزيره العرب برمي‌گردد. در حوزه تاريخي مطالعات زنان جامعه برهمنيسم با ديدگاه طبقاتي و جامعه عرب جاهلي (به دوران پيش از نزول قرآن كريم طبق آيه قرآن دوران جاهلي گفته مي‌شود) جايگاه زن يكي از سياه‌ترين و مخدوش ترين دوره‌هاي حضور خود را پشت سر گذاشته است.
به عقيده بسياري از تاريخدانان و دين‌شناسان در حوزه بوداپژوهي، با ظهور آيين بودا گام بزرگي در سيستم برهمنيسم نسبت به بالا بردن مقام زن در خانواده و اجتماع برداشته شد.
پروفسور ساراوِو، استاد دانشگاه و بوداشناس، دليل عقب‌ماندگي زنان در سيستم برهمنيسم را تحت فشار بودن زنان و محروميت از تحصيل و نيازهاي اوليه مادي و معنوي ايشان مي‌داند. وي مبارزه بودا و نفي سيستم طبقاتي هند توسط او را مهم‌ترين عامل تحول اجتماعي زنان مي‌داند. بودا، بنيانگذار آيين بوديسم ‌ شاهزاده‌اي هندي و از طبقه برهمنان بود. (برهمن بالاترين طبقه اجتماعي و حتي معنوي مردمان در سيستم طبقاتي هندويي است). وي پيش از بودا شدن، يعني پيش از به اشراق رسيدن سيذارتا گؤوتما نام داشت.
او در سن 29 سالگي تاج و تخت پادشاهي را رها كرد و پس از 13 سال رياضت و تفكر به اشراق رسيد. هر چند شخص بودا ديدگاه خاصي نسبت به زنان و درك ايشان نداشت، اما مريدان و اطرافيان وي همچون برادرش آناندا، نگرش بودا را نسبت به زن متحول كردند.
تعاليم بودا در آن زمان چنان فراگير و دلنشين بود كه به زنان جرات داد چهره به چهره با بودا صحبت كنند و خواهان ابتدايي‌ترين حقوق خود يعني «باور ِ بودن» شوند. حتي حق ديندار بودن از زنان جامعه آن زمان سلب شده بود. زني كه در جامعه برهمنيسم از بهره‌هاي دنيوي چيزي عايدش نمي‌شد، به لحاظ معنوي هم دست خالي محسوب مي‌شد. بودا با توجه به اين‌كه در چنين فضايي رشد يافته بود و تا پيش از سن 29 سالگي كه پشت پا به همه تعلقات دنيوي زد، تصويري جز لذت جنسي از زنان نداشت، بنابراين توقع خاصي در بذل توجه وي به مسأله زنان نمي‌توان داشت؛ با اين حال نگرش او به كل هستي و تفاوت قائل نشدن بين انسان‌ها به لحاظ طبقاتي از پيش تعيين شده كه در آن متولد مي‌شوند و مي‌ميرند بسيار حايز اهميت است. اين نكته براحتي در يكي از اولين فراخوان هايش به نام (Samyutta Nikaya) سميوتا نيكايا كه به زبان پالي، مكتوب است آشكار مي‌باشد. وي در ابتداي اين خطابه چنين مي‌گويد : هر كس اعم از زن و مرد به راه آيين قلباً ايمان داشته باشد به نيبانا بالاترين درجه رهايي انسان در تعريف بودايي چنگ خواهد انداخت. و اين يكسان دانستن زنان و مردان در دستيابي به ايمان، مهم‌ترين نكته در فراخوان آموزه‌هاي بودا در تاريخ اديان هند است، آموزه‌هايي كه بعدها در سنگ نبشته‌هايي كه از دوران پادشاهي آشوكا حدود 250 سال پس از فوت بودا به جاي مانده، بسيار پررنگ‌تر خود را نمايان كرده‌اند يعني خطابه‌هاي معروف آشوكا كه دلبستگي تام او را در فراخواندن يكسان زنان و مردان براي پيوستن به راه آيين بودا در تاريخ ماندگار كرده است.
اما نكات بسيار قابل تأمل ديگري با مطالعه متون كهن بودايي بر طبق رواياتي كه در آنها ثبت شده است، به دست مي‌آيد. به عنوان نمونه در وينايا پيتاكا كه شامل قوانين زندگي براي راهبان بودايي اعم از زن يا مرد است و كتاب اول از مجموعه تي پيتاكا يا 3 سبد است (3 مجموعه بزرگ از تعاليم بودا كه در 3 كتاب تنظيم شده‌اند: وينايا پيتاكا (قوانين زندگي راهبان)‌، سوتا پيتاكا (گفتارها)‌، ابي دمّه پيتاكا (شرح نظام فلسفي آيين بودا)) داستان زني به نام مهاپاجاپتي گوتاما را مي‌خوانيم كه براي به عضويت درآمدن در انجمن راهبان بودايي نزد بودا مي‌آيد و از او كسب اجازه مي‌كند، اما بودا درخواست وي را به خاطر زن بودنش تا 3 مرتبه رد مي‌كند و پس از آن با احترام به پا در مياني آناندا وي را مي‌‌پذيرد با اين شرط كه او و همه زناني كه خواهان پيوستن به انجمن هستند همچون مردان از تمام ظواهر زيبايي دست بكشند و همواره مو ها و ابروان خويش را تراشيده و لباس رهبانيت بپوشند؛ البته آن زن از تمام اين شروط استقبال مي‌كند و آنها را مي‌پذيرد، ولي با اين حال بودا بصراحت مي‌گويد: «حال كه زنان به انجمن راه يافتند، اين آيين بيش از 500 سال نخواهد پاييد» و بدين سان علناً اقرار مي‌كند كه سنگهه يا همان انجمن راهبان با راهيابي زنان به آن تضعيف خواهد شد.
بودا همچنين گاه كه زبان به سرزنش يك زن راهب مي‌گشايد از به كاربردن هرگونه كلام نابجا در مورد شخصيت زن به طور كلي فروگزار نمي‌كند و الفاظي همچون: غيرقابل كنترل، ضعيف، آزمند، متقلّب و متملّق را به كار مي‌برد.
هر چند ذكر نكات فوق از ارزش متحول كننده آموزه‌هاي بودا براي ديدگاه اجتماعي نسبت به آن نمي‌كاهد، اما شايان توجه است كه تشويق به ازدواج نكردن و همسر نگزيدن و كم بها جلوه دادن زن و زندگي خانوادگي همان‌طور كه خود در اولين صبح پس از تولد پسرش بدون اين‌كه او را ببيند خانه و خانواده را ترك كرد نيز از ديگر نقاط ضعف بودا در نگرشش نسبت به مقام زن در آموزه‌هاي بودايي است. با يك فاصله تاريخي هزار ساله درمي‌يابيم اسلام در سرزمين جزيره العرب تحولي به مراتب بيشتر با ديدگاهي به مراتب بالاتر به زن نسبت به ديگر مكاتب و اديان ارائه مي‌كند. قرآن كريم كه اصيل‌ترين و كهن‌ترين متن ديني مسلمانان جهان است حتي در كوچك‌ترين نكات زن و مرد را در يك طيف و مساوي قرار مي‌دهد تا جايي كه در تعداد به كار بردن واژه زن در كل 6236 واژه نازل شده در آن، دقيقاً برابر با تعداد به كار بردن واژه مرد كه 24 مرتبه است، دقت مي‌ورزد.
در قرآن گناه آلود بودن يا رتبه معنوي انسان را هرگز بر اساس جنسيت يعني زن يا مرد بودن تعيين نمي‌كند در اين ميان اعلام و ترويج آموزه‌هاي اسلامي‌ را خوش خلق‌ترين انسان‌ها يعني (حضرت محمد(ص)) عهده‌دار مي‌شود. مردي كه به گفته خودش زن، عطر و نماز دوست داشتني‌ترين‌ها در زندگيش هستند و اين خود يك عطف تاريخي بزرگ براي ارج نهادن به مقام زن تلقي مي‌شود. پيامبري كه از مادرش (حضرت آمنه) و دايه‌اش حليمه و همسرش حضرت خديجه(س) همواره با احترام ياد مي‌كند و نام مي‌برد. در جامعه‌اي كه كمي‌آن طرف‌تر دختر را صرفا به دليل ديدگاه تبعيض جنسيتي زنده به گور مي‌كنند، او در مقابل چشم همگان، بر دستان دخترش بوسه مي‌زند و نه تنها زن را با ارزش‌ترين و گرامي‌ترين پديده هستي معرفي مي‌كند، بلكه مبين ابعاد وجودي يك زن در همه عرصه‌هاي خانوادگي، عاطفي و اجتماعي مي‌گردد تا جايي كه دختر مهربان ايشان لقب امّ‌ابيها يعني مادر پدرش را مي‌گيرد .
در قرآن كريم يكي از بزرگ‌ترين سوره‌ها به نام زنان نساء نامگذاري شده است. طبق تفسير بيشتر مفسرّان قرآن كريم سوره كوثر به يمن وجود حضرت فاطمه زهرا(س)‌ بر پيامبر نازل شده و آنجا كه مي‌فرمايد «ما تو را [چشمه] كوثر داديم» (سوره كوثر آيه 1)‌ كوثر به معناي خير كثير و منظور از آن دختر پيامبر اسلام(ص) است. قرآن كريم بصراحت در آيه 140 سوره انعام‌ ششمين سوره كتاب قرآن زنده به گور كردن دختران را گناهي نابخشودني كه امكان بازگشت در آن نيست، اعلام مي‌كند و به اين‌گونه بر رايج‌ترين رسم مردم آن سرزمين در آن زمان خط بطلان مي‌كشد و در واقع مي‌توان گفت اين آيه اولين لايحه دفاع از حقوق زن در اسلام است:
«كساني كه از روي بي‌خردي و ناداني فرزندان خود را كشتند و آنچه را خدا روزيشان كرده بود از راه افترا به خدا حرام شمرده‌اند، سخت زيان كردند آنان براستي گمراه شده و هدايت نيافته‌اند.»
انعام، 140
در آيات متعدد ديگر به طور پياپي مردان و زنان را هر دو و در كنار هم مورد خطاب قرار مي‌دهد.
در قرآن، گناه آلود بودن يا رتبه معنوي انسان را هرگز بر اساس جنسيت يعني زن يا مرد بودن تعيين نمي‌كند و اگر خبيثاتي (زنان ناپاك) در جهان حضور دارند براي خبيثون (مردان ناپاك) هستند و البته طبق آيه 26 سوره نور اينان براي ازدواج با يكديگرند. همان طور كه الطيبات (زنان پاكدامن) براي ازدواج با الطيبات ( مردان پاكدامن ) برگزيده خواهند شد.
همچنين در موارد متعدد در كتاب آسماني مسلمانان وعده رستگاري براي زن ومرد و برخورداري از سيمايي نوراني به طور يكسان آمده است از جمله : «در روزي كه مردان و زنان مؤمن را مي‌بيني كه نورشان در پيش ايشان و از راست ايشان شتابان مي‌رود. امروز شما را مژده‌اي است به باغ‌هايي كه آنچه [درختان] آن نهرها روان است و در آنجا جاودان بمانيد. اين است كاميابي و رستگاري بزرگ.»
حديد، 12
در قرآن كريم در برخورداري از صفات و اخلاقيات برگزيده انساني مانند: تسليم در برابر حقيقت بودن، شكيبايي، صداقت، تواضع، راستگويي، خردورزي، حيا و... زن و مرد برابرند.
در عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي زنان همواره دوشادوش مردان در قرآن كريم حضور دارند:
« مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان فروتن و زنان فروتن، مردان راست گفتار و زنان راست گفتار، مردان شكيبا و زنان شكيبا، مردان خداترس و زنان خداترس، مردان صدقه‌دهنده و زنان صدقه‌دهنده، مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار، مردان با عفت و زنان با عفت و مردان و زناني كه خدا را بسيار ياد مي‌كنند، خداوند براي همه ايشان آمرزش و مزدي بزرگ آماده كرده است.»
احزاب، آيه 35
«همانا مردان و زنان صدقه‌دهنده و آنان كه خداي را وام دادند وامي‌ نيكو، به آنان دو چندان‌ افزون‌ باز داده شود و ايشان مزدي گرانمايه دارند.»
در انجام اعمال و دريافت نتيجه نيز زن و مرد در قرآن كريم يكسان معرفي مي‌شوند:
هر كس از زن و مرد كه كاري نيك و شايسته انجام دهد در حالي كه ايمان داشته باشد همانا او را به زندگاني پاك و خوشي زنده بداريم و مزدشان را بر پايه نيكو ترين كاري كه مي‌كردند پاداش دهيم.
(نحل 97)‌
منبع: www.jamejamonline.ir

مقام زن در اسلام و در آئين‏هاى ديگر
كتاب: ترجمه الميزان، ج 4، ص 140
نويسنده: علامه طباطبايى
مشاهده و تجربه اين معنا را ثابت كرده كه مرد و زن دو فرد، از يك نوع و از يك جوهرند، جوهرى كه نامش انسان است، چون تمامى آثارى كه از انسانيت در صنف مرد مشاهده شده، در صنف زن نيز مشاهده شده است، (اگر در مرد فضائلى از قبيل سخاوت، شجاعت، علم خويشتن دارى و امثال آن ديده شده در صنف زن نيز ديده شده است)آنهم بدون هيچ تفاوت، بطور مسلم ظهور آثار نوع، دليل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نيز انسان است، بله اين دو صنف در بعضى از آثار مشتركه(نه آثار مختصه از قبيل حامله شدن و امثال آن)از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ولى صرف شدت و ضعف در بعضى از صفات انسانيت، باعث آن نمى‏شود كه بگوئيم نوعيت در صنف ضعيف باطل شده و او ديگر انسان نيست.و با اين بيان روشن مى‏شود كه رسيدن به هر درجه از كمال كه براى يك صنف ميسر و مقدور است‏براى صنف ديگر نيز ميسور و ممكن است و يكى از مصاديق آن استكمالهاى معنوى، كمالاتى است كه از راه ايمان به خدا و اطاعت و تقرب به درگاه او حاصل مى‏شود، با اين بيان كاملا روشن مى‏شود كه در افاده اين بحث، بهترين كلام و جامع‏ترين و در عين حال كوتاه‏ترين كلام همين عبارت: "انى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض"است و اگر خواننده محترم اين كلام را با كلامى كه در تورات در اين باره وارد شده مقايسه كند برايش روشن مى‏گردد كه قرآن كريم در چه سطحى است و تورات در چه افقى!.

در سفر جامعه تورات آمده: من و دلم بسيار گشتيم(من با كمال توجه بسيار گشتم) تا بدانم از نظر حكمت و عقل جرثومه شر يعنى جهالت و حماقت و جنون چيست، و كجا است؟

ديدم از مرگ بدتر و تلخ‏تر زن است كه خودش دام و قلبش طناب دام است و دستهايش قيد و زنجير است تا آنجا كه مى‏گويد من در ميان هزار نفر مرد يك انسان پيدا مى‏كنم، اما ميان هزار نفر زن يك انسان پيدا نمى‏كنم.

بيشتر امتهاى قديم نيز معتقد بودند كه عبادت و عمل صالح زن در درگاه خداى تعالى پذيرفته نيست، در يونان قديم زن را پليد و دست‏پرورده شيطان مى‏دانستند، و روميان و بعضى از يونانيان معتقد بودند كه زن داراى نفس مجرد انسانى نيست و مرد داراى آن هست و حتى در سال 586 ميلادى در فرانسه كنگره‏اى تشكيل شد تا در مورد زن و اينكه آيا زن انسان است‏يا خير بحث كنند!، بعد از بگومگوها و جر و بحثهاى بسيار، به اين نتيجه رسيدند كه بله زن نيز انسان است اما نه چون مرد انسانى مستقل، بلكه انسانى است مخصوص خدمت كردن بر مردان، و نيز در انگلستان تا حدود صد سال قبل زن جزء مجتمع انسانى شمرده نمى‏شد، و خواننده عزيز اگر در اين باب به كتابهائى كه در باره آراء و عقايد و آداب ملت‏ها نوشته شده مراجعه كند به عقايدى عجيب بر مى‏خورد.

توصیف زنان غربی و زن مسلمان از نگاه استاد آمریکایی

در نقطۀ مقابل ملکۀ زیبایی آمریکایی است. بکینی به تن کرده و شبه عریان، در برابر میلیون ها نفر در صفحات تلویزیون، عشوه گری می کند. او ملکه ای عمومی است! بدنش را در مزایده همگانی به بالاترین قیمت عرضه کرده و هر روز در مزایدۀ علنی خود فروشی می کند!

این عنوان مقاله ای است به قلم دکتر «هنری ماکوو». نویسنده در این مقاله دربرابر «حیا» به عنوان ویژگی دختر جوان مسلمان سر تعظیم فرود می آورد، چنانکه احترامش را نسبت به زن مسلمان مخفی نمی کند، زیرا زن مسلمان زندگی خود را برای خانواده، تربیت و رشد فرزاندان متمرکز کرده است. در نقطۀ مقابل ناخوشنودی خود را از پیامدهای انحطاط ارزشها و هیجان های جنسی در زندگی دختران آمریکایی، ابراز می نماید.

دکتر هنری ماکووو استاد دانشگاه، مخترع بازی معروف «Scruples»، نویسنده و پژوهشگر در مسایل زنان و جنبش های آزادی بخش است.

با وجود تفاوت در گرایش ها و اختلاف ایدئولوژیک، این مقاله میزان شگفت زدگی برخی آزادی خواهان منصف جهان غرب را نسبت به ارزش های اسلامی ما، نشان می دهد. مقالۀ دکتر هنری، عکس العمل های مثبت و منفی زیادی را در جامعۀ آمریکا داشته است.
دو چهرۀ متفاوت
دکتر هنری در این مقاله می نویسد: «روی دیوار دفترم دو عکس چسبانده ام: عکس اول تصویر زنی مسلمان و با حجاب است و در کنارش، تصویر زنی آمریکایی قرار دارد که در مسابقۀ ملکۀ زیبایی شرکت کرده و چیزی جز یک بکینی بر تن ندارد. زن نخست کاملا پوشیده است و دیگری کاملا عریان!» جمله های از مقدمه این مقاله و درآمدی بود برای نمایش دو نمونۀ متفاوت در گرایش و رفتار.»

جنگی با هدف گوناگون
نویسنده به انگیزه های پنهان غرب در جنگ علیه امت اسلامی و عربی اشاره می کند و توضیح می دهد این جنگ دارای ابعاد سیاسی، فرهنگی و اخلاقی است، زیرا به دنبال ثروت ها و ذخیره های امت اسلامی هستند، به اضافۀ این که ارزشمندترین دارایی مسلمانان را یعنی: دین و گنجینه های فرهنگی و اخلاقی را هدف گرفته اند. در زمینۀ مسایل زنان جایگزین کردن حجاب با بکینی، کنایه ای است از عریانی و فساد اخلاقی. نویسنده می گوید: «نقش زن در عمق هر فرهنگ نهفته است، جنگ خاورمیانه علاوه بر دزدی نفت مسلمانان، به دنبال گسست آنان از دین و فرهنگشان و جایگزین کردن حجاب با بکینی است»!!

دفاع از ارزش ها
دکتر هنری ارزشهای اخلاقی حجاب و پوشش زن مسلمان را می ستاید و می گوید: «من کارشناس مسایل زنان مسلمان نیستم. من زیبایی زنان را دوست دارم، به همین دلیل اینجا، انگیزه ای برای دفاع از حجاب ندارم ولی از برخی ارزشهایی که حجاب گویای آن است دفاع می کنم» او اضافه می کند: «حجاب از نظر من به این معناست که زن خود را برای همسر و خانواده اش متمرکز کند. تنها کسانی هستند که زن مسلمان را بدون حجاب می بینند، خانوادۀ او هستند و این مساله تأکیدی بر ویژه بودن زن مسلمان است»

زن مسلمان مربی نسل ها
نویسنده، از وظیفه و آرمان زن مسلمان و توجه و حرص او به سلامت خانواده و تربیت نسلی صالح تقدیر می کند و می گوید: «تمرکز زن مسلمان بر خانۀ خویش است: فرزندان را به دنیا می آورد و تربیتشان می کند. زن مسلمان تولید کننده ای محلی است. ریشه ای است که زندگی و روح خانواده را استمرار می بخشد... فرزندان را تربیت می کند و زندگی می آموزد و یاریگر همسر و پناهگاه اوست».

اما زن آمریکایی...
بعد از شرح تصویر نخست دیوار دفترش یعنی عکس زن مسلمان، دکتر هنری عکس دوم را تفسیر می کند و می نویسد: «در نقطۀ مقابل ملکۀ زیبایی آمریکایی است. بکینی به تن کرده و شبه عریان، در برابر میلیون ها نفر در صفحات تلویزیون، عشوه گری می کند. او ملکه ای عمومی است! بدنش را در مزایده همگانی به بالاترین قیمت عرضه کرده و هر روز در مزایدۀ علنی خود فروشی می کند! » او اضافه می کند: «در آمریکا معیار ارزش فرهنگی زن، جذّابیت اوست. بر اساس این معیارها، ارزش زن به سرعت کاسته می شود چون خود و اعصاب و روانش را برای خودنمایی به کار ی گیرد.»

مسایل جنسی و عواطف پوچ
دکتر هنری از انحراف دختران نوجوان آمریکایی در دوران بلوغ، عریانی و روابط نامشروع آنان انتقاد می کند و می نویسد: «الگوی دختران نوجوان آمریکایی، «پریتنی اسپیرز» است. او آوازه خوانی شبه عریان است. پرینتی به تو می آموزد که تنها وقتی محبوب هستی که روابط نامشروع داشته باشی! و این گونه است که وابستگی به عواطف پوچ را جایگزین روابط خانوادگی، محبت حقیقی و صبر می کنند.»

دختران پسرنما!!
سپس نویسنده به توضیح پیامدهای زندگی دیوانه وار دختران جوان آمریکایی منتقل می شود و می گوید: «پیش از ازدواج ده ها پسر با او مرتبط هستند. پاکی خود را که بخشی از جذابیتش است، از دست داده. تبدیل به انسانی جامد و حیله گر می شود که توان محبّت ورزیدن نخواهد داشت.» او اشاره می کند: «زن در جامعۀ آمریکا، خود را مجبور به پیروی از زندگی مردان می بیند. همین مساله باعث شد زنان آمریکایی، پرخاشگر و مضطرب باشند، شایستۀ همسر و مادر شدن نباشند. تنها به ابزاری برای کامیابی جنسی تبدیل شوند نه انسانی که عشق و مادر شدن را پیشه کرده است.»

نظم نوین جهانی و انزوا
دکتر هنری از سیستم زندگی در دنیای معاصر انتقاد می کند زیرا انسان را گوشه گیر و از جمع جدا می کند. او می نویسد: «پدر بودن قلّۀ پیشرفت انسان است. مرحلۀ رهایی از غرق شدن در شهوت هاست تا انسان بنده خدا گردد، تربیتی نو و زندگی جدید است» او اضافه می کند: «نظم نوین جهانی نمی خواهد ما به این سطح از رشد برسیم. قصد دارد ما را فردگرا و گوشه گیر کند. می خواهد تشنۀ روابط نامشروع باشیم و تصاویر مستهجن را به جای ازدواج به ما عرضه می کند».

دروغی به نام آزاد سازی زن!
دکتر هنری دروغ بودن، شعار آزادی سازی زن را افشا می کند. هنری این واژه را «فریبی سنگدلانه» توصیف کرده، می گوید: «آزادسازی زن، فریبی از فریب های نظم نوین جهانی است. فریبی سنگدلانه که زنان آمریکایی را اغوا نموده و تمدن غرب را ویران کرده است.» نویسنده تأکید می کند: «آزاد سازی زن تهدیدی برای مسلمانان به شمار می رود» و می گوید: «این مساله میلیون ها نفر را تباه کرده و تهدید بزرگی برای مسلمانان است.»

در پایان دکتر هنری می نویسد: «من از حجاب دفاع نمی کنم ولی تا اندازه ای طرفدار ارزش هایی هستم که حجاب گویای آن است. به شکل ویژه وقتی زن خود را وقف همسر و خانواده اش می کند، وقتی زن با وقار و تواضع رفتار می کند، باید چنین موضعی نسبت به او داشته باشم.»

یادسپاری:
آیا این نویسنده و افرادی مانند او، راستگوتر و در بیان حقیقت، شجاع تر از بسیاری از ترویج دهندگان سکولاریسم در کشورهای ما نیستند؟
آیا این افتخار برای زن مسلمان کافی نیست که پیروان دیگر ادیان، بزرگواریهای اخلاقی او را ستایش کنند؟


مترجم: حمیدرضا غریب رضا

منبع:http://www.daneshju.ir/

هو

دراین مبحث سعی نموده ایم تا سیمای زن را در ادیان مختلف اجمالا مورد بررسی قرار دهیم تا شاید زمینه ای را جهت تحقیقات بیشتر فراهم آورد:

زن از دیدگاه مسیحیت: در این شریعت آسمانی و الهی که از دستبرد تحریفگران کلام خدا مصون نمانده است وبر اساس روایت دیرینه، بر اصالت گناه استوار است. گناه از زن آغاز شد و او مسئول گناه بشرمعرفی گردیده است.

 -        پولس مقدس نخستین پیشوای مسیحیت دراین باره می گوید: آدم فریب نخورد، بلکه از ناحیه زن فریب خورد. بگذارید زن با همه مشقتهایی که دارد ، سکوت را بیاموزد.من نمی توانم این را تحمل کنم که شاهد باشم زنی درس بخواند و بر شوهر خویش تسلط یابد.

-         ترتولین مقدس نیز می گوید: شما زنها هریک حوایید. مجازات خدا بر شما تاکنون ادامه دارد. شما زنها دروازه های شیطان هستید. شما از درخت ممنوعه میوه چیدید و قانون الهی را شکستید. مرگ پسر خدا به واسطه شما است.

دراین حرام نه تنها زن عامل نافرمانی و گناه است بلکه به نوشته (وستر مارک) در شورای مارکون یک نفر کشیش عالی مقام اظهار داشت : " زن متعلق به نوع بشر نیست ."

همچنین کلیسای ارتدوکس یونانی در اواخر قرن 17 میلادی، منکر وجود روح برای زن شده و موجودیتی برای او قائل نمی شود

سیمای زن در آیین یهود:دراین آئین الهی ، زن جاودانه عنصری پلید، مظهر عصیان، تجلیگاه گناه و مورد لعن بوده است. اعتقاداتشان مبتنی بر آغاز گناه از ناحیه زن است.از این رو زن همیشه مایه فساد و طغیان قلمداد می شود و اینگونه می پندارند که : " ما به وسیله زن است که می میریم ."

در جامعه یهود، زن سرچشمه شرارتهای مرد معرفی و کاملا بی ارزش شناخته شده و هر نوع اهانتی بر او روا داشته می شود.

آئین بودا:دراین مسلک زن اگر چه موجودی است با ظاهر فرشتگان ، اما در حفرات عمیق قلبش روح شیطانی نهفته و دام گسترده و خطرناک شیطان است . ازاینرو تا مدتی هیچ زنی را به کیش خود نمی پذیرفتند و اظهار می داشتند: " خدایا ما را از شر شیطان و نفس لئیم و زن، حفظ کن. " شعار آنان این بود که: " نجات، در مصاحبت با زن تحصیل نمی شود."

منابع:انجیل لوقا ، فصل 7 ، آیات 32-7 .

روایت سفرلاویان - باب 5 - آیات 19 به بعد.

مقداری برگرفته از کتاب زن از دیدگاه ادیان از دکتر احمد علی افتخاری

بر گرفته از سایت تبیانhttp://www.tebyan.net/index.aspx?pid=572

 
  BLOGFA.COM