پوشش
اولين و ابتدايي ترين آرايش بشر اوليه عبارت بود از پوشش كه طبيعي ترين و ساده ترين آرايشي است مطابق با مقتضيات طبيعي پوشش قسمتي از بدن يا تمام بدن ( كه در بشر اوليه به وسيله ي برگ هاي درختان بوده است ) طبعاً اولين قدمي است كه انسان در آرايش خود ( به مفهوم اصلي كلمه ) برداشته است ؛ اگرچه به نظر نمي رسد كه امروزه پوشش امري مجهول وموضوعي ناشناخته بوده ويا پيشرفت علوم و انتخاب پوشاك داشته باشد،اما چون تمدن ساخته ي عقل وفكر بشر تنها شامل جنبه هاي ظاهري مسائل حياتي بوده و فاقد اصول و آيين صحيح بهزيستي است ، از اين رو متاسفانه در اثر دخالت علل و عوامل بسياري از قبيل ميل و هوس،جهل و غفلت،غلبه فرهنگ ها و تمدن ها،رقابت هاي اقتصادي ، صنعتي ، سياسي و غيره و بالاخره كوته فكري خود انسان ها در هر عصر و دوره اي ( به خصوص در عصر حاضر) سبب شده است كه به علت ناتواني از انتخاب صحيح پوشاك و ناآشنايي با آداب و اصول بهزيستي ، سلامتي و رفاه بشر به نوعي ناديده گرفته شود و در اثر پيروي كوركورانه از مديستها و مدپرست هاي پول ساز و خرج تراش ، مشكلات مادي و معنوي و اقتصادي و بهداشتي بسياري در امر پوشاك براي انسان هاي متمدن معاصر به وجود آيد و مخصوصاً به علت غلبه ي صنعت و اقتصاد بر فرهنگ و بهداشت حقيقي ، «پوشاك» يكي از عوامل بيماري زا و كوتاه كننده ي عمر به شمار رود .
اصول پنجگانه در امر پوشش
در امر پوشش پنج اصل از جهات مختلف ، به خصوص از نظر بهداشت و تامين اعتدال و سلامتي جسمي و روحي حائز اهميت است كه عبارتند از :
اول : جنس پوشاك
دوم : رنگ پوشاك
سوم : شكل پوشاك
چهارم : پاكيزگي و نظافت پوشاك
پنجم : آداب لباس پوشيدن
در دستورات بهزيستي اسلام هر پنج اصل فوق مورد توجه بوده و در هر باب دستورات لازم داده شده است .
جنس پوشاك
اثرات مربوط به جنس لباس به علل و عوامل زير بستگي دارد :
1 . توليد و انتقال بارالكتريكي :
الف ) افزايش بار الكتريكي بدن و تاثير آن در اعصاب .
ب ) افزايش بار الكتريكي هوا و اثر آن در بدن .
ج ) اثرات ثانوي جنس لباس در مرد و زن .
2 . قابليت نفوذ پوشاك
3 . بازتاب و دفع تشعشعات دروني و بيروني .
اين بحث خود به دو قسمت تقسيم مي گردد :
الف ) بازتاب و دفع تشعشعات دروني
ب ) بازتاب و دفع تشعشعات بيروني
جنس لباس از لحاظ تامين رفاه و سلامتي و طول عمر نقش ديگري بر اساس دفع تشعشعات دروني و بيروني و بازتاب آن ها بازي مي كند كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است . بر حسب اينكه جنس پوشاك قابليت عبور و دفع تشعشعات مختلف محيطي و دروني را داشته باشد يا نه ، مي تواند منشا آثار و خواص مفيد و مثبت ، يا مضر و منفي باشد .
جنس لباس در تعاليم اسلامي
جنس لباس در آيين بهزيستي اسلام كاملاً مورد توجه قرار گرفته و توصيه شده است كه ، به جاي استفاده از اجناس مضر ، حتي الامكان از پوشاك سالم از الياف طبيعي استفاده گردد و لذا پوشيدن لباس پنبه اي و كتاني در درجه ي اول و لباس پشمي در درجه دوم اهميت قرار داده شده است ، حتي استفاده ي مداوم از لباس پشمي ، جز در مقام اضطرار ، مكروه اعلام شده است . پشم اين خاصيت را دارد كه حرارت بدن را گرفته و مدتي در خود نگه مي دارد و به كندي آن را پس مي دهد و از اين در زمستان لباس پشمي لباس مناسبي است ، اما در غير سرما ، در تمام شرايط لباس كتاني و پنبه اي از لحاظ آرامش عصبي و كاهش تحريكات و حساسيت اعصاب بهتر است . از دو جنس كتان و پنبه نيز اولي و دومي مقدم است .
حضرت علي (ع) مي فرمايد :
«البسوا الثياب من اقطن فانه لباس رسول الله (ص) و لباسنا و لم يكن يلبس الصوف و الشعر الا من عله » ( فروع كافي ج6،ص450)
لباس پنبه اي بپوشيد كه آن لباس رسول خدا (ص) لباس ما (اهل بيت) است و آن حضرت از لباس پشمي و مو استفاده نمي كردند مگر بنا به علتي .
حضرت امام جعفر صادق در مورد لباس كتان مي فرمايند : ( وسائل الشيعه ،ج3،ص357و362)
الكتان من لباس الانبياء و هو ينبت اللحم ( همان مدرك ص 357)
كتان لباس پيامبران است و در رشد بدن و تقويت آن مؤثر است .
باز در روايات مكرر از آن حضرت نقل شده است كه :
لا يلبس الصوف و الشعر الا من عله (همان مدرك ص 362)
از لباس پشم و مو استفاده نكند مگر بنا به علتي .
در روايات متعدد آمده است كه پيشوايان اسلام اگر به جهتي لباس پشمي در ظاهر مي پوشيدند ، از زير آن ، لباس پنبه اي به تن مي كردند .
نقش و وظيفه حياتي پوست در بدن
پوست كه بدن را در برگرفته و از محيط خارج جدا كرده يك قشر غير قابل نفود نيست ، بلكه با روزنه هاي بسيار ريزبين سلولي با محيط زندگي دايماً در حال تبادلات شيميايي از مواد فرار و گازي شكل است ؛ پوست بدن سه وظيفه مهم ديگر ( علاوه بر نقش پوشش خارج بدن ) بر عهده دارد :
1 . جذب اكسيژن ( تنفس پوستي )
2 . دفع سموم گازي شكل و فرار بدن .
3 . عمل تعريق (عرق كردن ) يا دفع سموم غير فرار و املاح و الكتروليت ها به كمك عرق .
رابطه ي رشد جسمي با نوع لباس
صرف نظر از جهات مختلف ديگر ، از لحاظ رشد جسمي و قدرت سلامتي بدن ( نمو گوشتي و استخواني) رابطه ي مستقيمي ما بين وضع پوشاك و سلامتي و طول عمر و رشد بدني وجود دارد . براي اينكه نقش تنفس پوستي را در رشد بدني دريابيم كافي است توجه كنيم كه در ملل و قبايل و نژادهايي كه لباس هاي فراخ و گشاد مي پوشند ، رشد جسماني و قدرت بدني به علت رسيدن مداوم هوا به تمام بدن ، به مراتب بيشتر و كاملتر از ملل و قبايلي است كه لباس تنگ مي پوشند ، زيرا در گروه دوم مخصوصاً در ملل متمدن و شهرنشين هايي كه تابع آداب و رسوم قراردادي غلط هستند ، به جهت تنگي لباس و پوشاندن قسمت اعظم بدن با آن ها در طول مدت زندگي هر سه عمل : تنفس جلدي ، دفع سموم فرار و گازي شكل و عمل تعريق نمي تواند به حالت آزاد و مداوم انجام پذيرد؛ به عكس ملل و قبايلي كه لباس رسمي و ملي آن ها گشاد و فراخ است از رشد جسماني ، برخورداري كامل دارند ؛ مانند اعراب ، باديه نشين ها ، كردها ، لرها ، چادرنشينان ، ايلات مختلف ، حتي در واحد كوچكتر و در شرايط محدود زماني و مكاني معيني نيز اين اصل صادق است مانند رشد جسماني روستاييان نسبت به شهرنشينان . در نژادهاي شهري به علت عدم برخورداري از تنفس كامل جلدي در طول عمر و علل ديگري از اين قبيل ، نژاد به تدريج تحليل رفته و دژنره مي شود ، كه البته اثرات آن فوراً و در يك نسل ظاهر نمي شود ، اما در طي چند نسل معلوم و محسوس مي گردد ، به طوري كه به استثناي نژاد زردپوست كه قد كوتاهي دارند ، در تمام قبايل و نژادهايي كه لباسشان گشاد و عبوردهنده ي هواي آزاد است ، اعم از اينكه جنس لباس قابل نفوذ باشد يا نه ، بدنشان سالم و رشد گوشت و استخوان كامل است .
نتيجه مي گيريم كه پوست از نظر تامين سلامتي بدن به جهت داشتن وظايف حياتي مهمتري ، نقش مؤثري برعهده دارد و هر عاملي كه مانع انجام چنين وظايف مهمي گردد و پوست را به نوعي آلوده يا مبتلا به كم كاري نمايد ، طبعاً اثرات ثانوي آن ها بر روي سلامتي منعكس شده و به صورت عوارضي درازمدت ظاهر خواهد شد .
نارسايي اكسيژن در زندگي جديد
نكته ي ديگري كه در اينجا بايد به آن توجه داشت اين است كه ، شرايطي كه امروزه با پيدايش تمدن جديد در زندگي بشر به وجود آمده است ، مراعات مسائل ياد شده در مورد لباس را از اهميت افزونتري برخوردار ساخته است ؛ به اين معني كه با پيدايش تمدن جديد و از به هم پيوستن علل و عوامل مهم و مختلفي درزندگي اجتماعي و شهرنشيني، به خصوص در جوامع صنعتي به علت عارضه ي كمبود اكسيژن در خون و يا در محيط زندگي ، يك سلسله مشكلات بهداشتي جديدي ولو ظاهراً حاد و محسوس هم نباشند – پا در عرصه ي وجود نهاده است .
ما اين مشكل را تحت عنوان « نارسايي يا كاهش تدريجي اكسيژن گيري بدن در زندگي جديد » مي ناميم .
علل و عوامل كه در زندگي شهري موجب كمبود اكسيژن در محيط زندگي (خارج از بدن) يا در محيط خون (داخل بدن) انسان مي گردد ،به شرح زير است :
آلودگي هوا ، تكنولوژي جديد ، بهداشت مهندس ناقص ، آپارتمان نشيني ، سيستم گرمازايي شوفاژ سانترال در ساختمان ها ، سيستم تهويه ناقص در ساختمان ها ، اثرات غير مستقيم كمبود وقت و شتابزدگي در فعاليت هاي روزانه (عجله و اضطراب منشاء برخي اختلالات رواني است كه منجر به اختلالات قلبي و ريوي شده و در نتيجه تنفس به طور كامل صورت نمي گيرد ) همچنين است اثرات غير مستقيم دلهره ها و اضطراب هاي روحي و ...
كندي جريان خون نيز از جمله عوامل فوق الذكر است كه منجر به تقليل تنفس و اكسيژن گيري منظم به وسيله ي جريان خون است و خود معلول علل و عوامل چندي است كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد :
حذف كار عضلاني در نحوه ي زندگي صنعتي و جديد ، كاهش فعاليت عمومي بدن در زندگي جديد ، حذف پياده روي با پيشرفت اتومبيل ، جانشيني صنايع جديد و ماشيني با صنايع دستي و ...
حال با توجه به شرايطي كه علل و عوامل فوق الذكر ، در زندگي جديد به وجود آورده و نارسايي هاي مؤثري را در اكسيژن گيري سبب شده است ، آيا معقول است كه با انتخاب لباس تنگ و غير قابل نفوذ مانع ديگري بر سر راه جذب اكسيژن ( از طريق پوست ) ايجاد نموده و بر اختلالات موجود بيافزاييم :
دو اصل مهم حياتي در تعاليم اسلامي
به طوريكه قبلاً گفته شد ، براي اينكه پوست بتواند به سه وظيفه ي حياتي و مهم خود عمل كند ، بايد دو شرط مهم زير مراعات گردد :
اول : پوست بايد پاكيزه و عاري از هر عايق خارجي ، مانند چرك و كثافات ، گرد و غبار و هر نوع آلودگي ديگر باشد تا قابليت جذب و دفع را داشته باشد .
دوم : هوا به حد كافي به پوست برسد ؛ يعني انتخاب لباس از نوعي نباشد كه از لحاظ شكل و جنس مانع رسيدن هوا به پوست باشد . در آيين بهزيستي و سبك و روش زندگي اسلامي ، هر دو اصل حياتي فوق الذكر به طور كامل لحاظ شده است .
تاثير جنس لباس در دفع تشعشعات
حال كه اهميت و ضرورت دفع حرارت مازاد بدن و نقش آن در سلامتي انسان معلوم گرديد ، به بيان ارتباط جنس و نوع لباس با اين مساله پرداخته و توصيه هايي را كه در اين زمينه در آيين بهزيستي اسلام صورت گرفته است مورد توجه قرار مي دهيم .
با توضيحاتي كه ذيلاً داده خواهد شد ، معلوم مي شود كه انتخاب جنس و نوع پوشاك مي تواند به دفع حرارات مازاد بدن كمك كرده و يا جلوگيري از اختلالات ناشي از عدم دفع حرارات مازاد بدن ، در تضمين سلامتي نقش مؤثري ايفا كند .
لباس هايي كه جنس پارچه ي آن ها از الياف مصنوعي مانند نايلون ، پرلون و مشتقات آن ها مي باشد علاوه بر مضرات نامبرده در مباحث قبلي ( توليد بار الكتريكي ، غير قابل نفوذ بودن پوشاك ) مضرات ديگري نيز در رابطه با بحث حاضر دارد ؛ به اين معني كه اين قبيل پارچه ها به جهت غني بودن از لحاظ بار الكتريكي مانع انتقال تشعشعات حرارتي بدن به خارج گرديده و مانند آنچه در مورد قفس ،اراده گفته شد ، اختلال در تبادل حرارت مازاد بدن به وجود مي آورد .
علاوه بر آن ، برخي از اين قبيل پارچه هاي خود بازتاب تشعشعات حرارتي مضري نيز ايجاد مي كنند كه آثار سويي از خود برجاي مي گذارد به طوري كه در بعضي افراد ايجاد حساسيت هاي خاصي كرده و امراض و ناراحتي هايي را سبب مي گردد كه غالباً به جهت ناشناس ماندن ريشه ي اين قبيل ناراحتي ها و ارتباط آن با نوع پارچه ، درمان آن ها به سهولت امكان پذير نشده و به تدريج به حالت مزمن در مي آيند . گاهي نيز به جهت همين ناشناس ماندن ريشه ي اصلي بيماري ، درمان هاي غير لازمي صورت مي گيرد كه خود به تنهايي سلامتي بيمار را به خطر مي اندازد .
بر اين اساس است كه لباس هايي كه از الياف مصنوعي تهيه مي شوند هرگز تناسب و سازش لازم به ساختمان طبيعي بدن را ندارند و به جهت برهم زدن تعادل حرارتي بدن و ايجاد حساسيت و عكس العمل هايي طبيعي در بدن ، نه در سرما و نه در گرما نمي توانند مانند پوشاك تهيه شده از نسوج طبيعي متناسب با نياز فصول مختلف عمل نمايند ، به طوري كه گاهي يك لباس بسيار نازك از الياف مصنوعي چنان در بدن ايجاد حساسيت مي كند كه شخص بدون احساس گرم شدن در فصل سرما احساس سوزش نموده و به جاي تطابق بدن با گرماي محيط ، عكس العمل ها و حساسيت هاي خاصي در برابر آثار سوء بازتاب تشعشعات از نسوج مصنوعي به صورت هاي مختلف نشان مي دهد كه محسوس ترين آن ها ايجاد احساس سوزش در كساني است كه داراي اعصاب حساس وپوست لطيف وحساس هستند .
اما پوشاك مخصوص الياف طبيعي در صورتي كه متناسب با فصل انتخاب گردد ، (لباس پشمي براي زمستان و لباس پنبه و كتان براي تابستان ) در فصل گرما تشعشعات حرارتي بدن را بهتر و بيشتر به خارج دفع كرده و در فصل سرما حرارت را كمتر به بيرون انتقال مي دهد و در نتيجه متناسب با احتياج طبيعي بدن عمل مي كند .
در صورتي كه در تهيه ي رختخواب ، به خصوص بالش و تشك از الياف مصنوعي استفاده شود ، آثار سويي از خود بروز مي دهد ؛ به طوري كه امروزه اشخاص بسياري هستند كه در اثر استفاده از تشك هاي ابري و يا بالش هاي ابري دچار عوارض و حساسيت هاي عصبي گوناگوني شده و بدون گرم شدن بدن ، از تماس با آن ها ، احساس نوعي سوزش مي كنند به خصوص در فصل بهار و تابستان .
از نقايص مهم ديگر اين كه نسوج مصنوعي در استفاده از آن ها براي رختخواب ، اين است كه اين تشك ها در تابستان گرم كننده بوده و در زمستان برعكس سرد و خنك است .
توصيه به سبك كردن لباس
از لحاظ موضوع بحث حاضر ؛ يعني دفع حرارت مازاد بدن ، مانند موارد مشابه ديگر رهنمودهاي ارزنده اي در تعاليم پيشوايان معظم اسلام وجود دارد كه ذيلاً به بعضي از آن ها اشاره مي نماييم :
توصيه هايي كه در مورد استفاده از پوشاك پنبه اي و كتاني در تعاليم اسلامي وجود دارد ، علاوه بر جهات مذكور در مباحث قبلي ، افق بحث حاضر نيز حايل كمال اهميت است ، زيرا استفاده از اين قبيل پوشاك مزاياي پوشاك سبك را نيز به خودي خود در بر دارد . زيرا منسوجات به دست آمده از پنبه و كتان نه ضخيم و سنگين است و نه غير قابل نفوذ براي هوا . كراهت استفاده از پوشاك پشمي و اختصاص دادن آن به موارد ضرورت ، كه قبلاً يادآوري شده است ، نيز در تامين اين مقصود مؤثر است . اما علاوه بر اين ها در تعاليم پيشوايان اسلام صريحاً از پوشاك سنگين منع شده است . اين مطلب در ضمن روايات متعددي كه از حضرت معصومين (ع) نقل شده است ، وارد گرديده ، از آن جمله مي توان به روايتي كه از پيامبر اكرم(ص) در جلد سوم وسايل الشيعه نقل شده است اشاره كرد . پيامبر اكرم(ص) در ضمن و توصيه هايي براي طولاني تر شدن عمر ، به نكات چندي اشاره كرده اند كه از آن جمله است :
سبك كردن لباس،انتخاب كفش نيكو و مناسب، ترك نكردن صبحانه و زياده روي نكردن در مناسبات زناشويي .
« من اراد البقاء فليباكر الغدادء و ليجود الحذاء و ليخفف الرداء و يقل مجامعه النساء » ( حليه المتقين ، باب اول ، فصل يازدهم )